معرفی وبلاگ
با سلام خدمت دوستان تبلاگنویس من تصمیم گرفتم چون در اواخر سال 91 هستیم وآستانه عید نوروز سال 92:بر آن شدم تا باایجاد این تبلاگ درباره نوروز ایرانیان هم به این سنت ایرانی بپردازیم وهم ارزیابی کنیم سال تولید ملی وسالی که قرار است رهبرمان آن را نامگذاری کند :امید است که بتوانم با ایجاد این تبلاگ به شما دوستان کمک کنم سخنی از رهبر عزیزم درباره نوروز: به نظر من آن‌چه كه ملت ایران در باب عید نوروز انجام داده است، یكى از زیباترین و شایسته‌ترین كارهایى است كه مى‌شود با یك مراسم تاریخى و سنّتى انجام داد. اوّلِ سال شمسى ما ایرانی‌ها، - یعنى اوّل بهار - عید نوروز است. اوّلاً ملت ایران افتخار دارد كه سال شمسى او هم سال هجرى است؛ یعنى هم‌چنان‌كه سال قمرى ما - كه سال 1418 است - از مبدأ هجرت خاتم الانبیاء علیه و على آله الصّلاة والسّلام است، سال شمسى ما هم از مبدأ هجرت است. بقیه‌ى ملت‌هاى مسلمان براى سال شمسى خود، از سال میلادى استفاده مى‌كنند؛ ولى ما ایرانی‌ها، هجرت نبىّ اكرم را، هم مبدأ سال قمرى قرار دادیم، هم مبدأ سال شمسى. با ما همرا باشید
صفحه ها
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 151570
تعداد نوشته ها : 362
تعداد نظرات : 6
Rss
طراح قالب
zekrollaei92:zahrazekrollaei

اين سوغاتي ها، بردن دارد

اين سوغاتي ها، بردن دارد
اين سوغاتي ها، بردن دارد

 

نويسنده:سيما كارآموزيان

نگاهي به سوغات شهر كرمان

آنها كه گذرشان براي مسافرت و گردشگري به كرمان افتاده است خوب مي دانند كه نمي توان از سوغاتي هاي اين شهر گذشت و بدون خريد يكي از اقسام آنها به ديار خود بازگشت. مسافران كرمان سوغات اين شهر را هرگز فراموش نمي كنند.

▪ زيره

گياهي است بسيار خوشبو و مقوي كه امروزه در چرخه دارويي نيز جايگاه خاصي پيدا كرده است زيره انواع مختلفي دارد مانند زيره هفتادم، زيره نودم و زيره كبكو مرغوب ترين زيره رنگي سياه دارد و معمولاً از دامنه هاي كوه هزار كه گفته مي شود هزار نوع گياه دارويي در آن مي رويد به دست آمده. زيره پلو و دم كرده اين گياه از خواص زيادي برخوردار است.

▪ قوتو(قاووت )

از ۴۰ گياه مانند سياهدانه، خرفه، قهوه، كنف، جو برشته، بذر كتان، موردانه و... تهيه مي شود. رنگ آن قهوه اي و همانگونه كه از اسمش برمي آيد داراي قوت بسيار و مقوي است. انواع ديگر آن پسته اي، نارگيلي و سبز است.

▪ پسته

اگر چه پسته رفسنجان از شهرت خاصي برخوردار است اما پسته اي كه امروزه در بازار كرمان عرضه مي شود بعضاً محصول سيرجان، زرند و راور است. انواع پسته كرماني عبارت از كله قوچي، اوحدي، رباطي، ممتاز، قرمز و واحدي است.

▪ حلوا پسته

جزو اصلي آن پسته است. انواع ديگر حلواي سنتي كرمان عبارتند از حلواي آرد برنج، حلوا كنف، حلوا گردو، حلوا نارگيل، حلوا كشو، حلوا گل زرد و حلواي نخود.

▪ كلمپه

براي تهيه اين شيريني خمير تهيه شده از آرد هشترخون (حاجي طرخان) را به اندازه يك نعلبكي پهن كرده و خرماي هسته گرفته و گردو روي آن گذاشته و با خمير پهن شده ديگري آن را پوشش داده و پس از اضافه كردن مقداري ادويه و قرنفل آن را در فر يا تنور مي پزند. كلمپه انواع مختلفي دارد مانند شكري، گردويي و...

▪ برشتو

نوعي شيريني خوشمزه است كه آرد سرخ شده در روغن را با شكر يا خرما مخلوط كرده و آن را به شكل لوزي برش مي دهند. اگر خرما به آرد اضافه كنند آن را برشتوي خرما مي گويند.

▪ فرش كرمان

بوستاني از گل ها و بوته هاي رنگارنگ است كه شميم دلنواز آن مشام جان اهل هنر را مشحون مي سازد. قالي كرمان قدمتي بيش از ۴۰۰ سال دارد و عكس موجود از قديمي ترين فرش متعلق به عصر صفوي است. از جمله نفيس ترين قالي كرمان در ساختمان سناي آمريكا پهن است كه قريب به يك صد سال قبل بوسيله يكي از هنرمندان كرماني به نام ابوالقاسم كرباسي به متراژ قريب ۴۰۰ متر بافته و با مشكلات عديده از طريق دريا به اين كشور فرستاده شده است. بافنده اين فرش براي اين كه كسي در متراژ آن ترديد نكند آن را در مقابل شبستان غربي مسجد جامع كرمان پهن كرده و از آن عكس گرفته است. از ديگر قالي هاي معروف كرماني فرشي است كه «توم كوليجان » ارمني آن را از كرمان به آمريكا برده و زير ناقوس بزرگ آزادي فرش كرد. به همين مناسبت آن را فرش آزادي نام نهاده اند و بالاخره نمايندگان صلح در شهر ورساي بر روي يكي از همين قالي هاي معروف كرماني ايستاندند و پيمان صلح امضا كردند.
حضور بزرگاني چون محمد ارجمند كرماني معروف به سلطان فرش جهان در عرصه اين هنر موجب تحولي شگرف شد و قالي هاي بافت او هنوز در كاخ هاي مختلف وجود دارد. از ويژگي هاي ديگر فرش كرمان نقش گويي و نقش خواني آهنگين همراه با صداي خوش جوابگويي است.

▪ پته

از جمله هنرهاي دستي اصيل و اختصاصي مردم كرمان پته است. زنان هنرمند كرماني با نخ هاي رنگارنگ روي پارچه مخصوصي كه به آن عــــــريض مي گويند و نوعي شال به شمار مي رود نقش هاي بسيار زيبا و چشم نــــواز مي دوزند كه هر انسان هنر شناسي را به وجد مي آورد.
نقش هاي درختي، بته جقه اي، سروي، طاووسي و بازوبندي از معروف ترين نقوشي است كه در دوخت پته استفاده مي شود. پته انواع گوناگوني دارد و به اندازه هاي مختلف دوخته مي شود. نوع بقچه اي براي قرار دادن لباس و جهيزيه عروس، سوزني براي زيرانداز در حمام، بقچه مربع جانماز، چهارتكه و مستطيل آن بـــــراي پرده و نوع بزرگتر آن به عنوان رو لحافي استفاده مي شود. علاوه بر صنايع عنوان شده كرمان داراي صنايع ديگري نيز هست كه بعضاً رونق خود را از دست داده اند از جمله شالبافي كه روزگاري به عنوان يكي از صنايع دستي پربها و ارزشمند محسوب مي شد كه نه فقط در جاي جاي ايران شناخته شده بود و پوشش حاكمان و ثروتمندان به شمار مي رفت بلكه به ســــاير كشورهاي همجوار نيز صادر مي شد. شهرت و مرغوبيت شال هاي كرماني تا آنجا بود كه عده اي آن را با شال كشمير مقايسه مي كردند.
علاوه بر اين، چاقو و تفنگ سازي راين را نيز مي توان نام برد. از شهرت چاقوي راين همين بس كه افسانه هايي درباره آن ساخته بودند، مانند افسانه چاقويي كه قفل آهني را بريد و حاكم دستور داد دست سازنده آن را قطع كنند. ظرافت و كارآيي چاقوهاي ساخت راين تماشايي است. اگر چه سازندگان آن جانشيني كه راه آنان را ادامه دهند، باقي نگذاشته اند با اين همه هنوز معدودي سازنده و هنرمند اين رشته وجود دارد.
بافت انواع بادبزن هاي دستي، پوشش كوزه و حصير از برگ هاي نخل، كنده كاري مس، معرق كاري، و كاشيكاري از جمله ديگر هنرهاي دستي كرمان است كه مي توان آثار صنعتگران اين رشته ها را به عنوان سوغات با خود برد.
سه شنبه پانزدهم 12 1391 19:26

كرمان نگين اسرارآميز كوير(1)

كرمان نگين اسرارآميز كوير(1)
كرمان نگين اسرارآميز كوير(1)

 

 
جهانگردان حرفه اي از دير باز ايران را به لحاظ طبيعت رنگارنگ، اقوام گوناگون و فرهنگ و تمدن پر رمزو رازش، سرزمين تضادها شناخته اند. اين ويژگي ها نه فقط در مجموعه سرزمين ايران كه گاه حتي در يك بخش خاص آن هم ديده مي شود. كرمان از جمله اين بخشهاست. تنوع آب و هوايي، فرهنگ و هنر صبور و جذاب، با مردمي سختكوش، شكيبا و ميهمان نواز، كرمان را در ميان استان هاي مختلف ايران متمايز كرده است. اين گزارش به كرمان اختصاص دارد; با نگاهي كوتاه به فرهنگ و جغرافياي اسرارآميز، معماري چشم نواز بناهاي تاريخي، فهرست جاهاي ديدني و ...
جغرافيايي اسرارآميز كه گرمسير را در آغوش سرد سير مي نشاند، فرهنگي كم مانند كه انگشتان دست بافندگانش آن را به سان قالي، ترمه و شال هاي ظريف نمايان مي سازد، در كنار يادگارهاي شگفتي چون ارگ بم و مسجد جامع، مجموعه و آميزه اي از كرمان مي سازد كه هر ساله هزاران مسافر داخلي و خارجي را به خود مي كشاند. كرمان در بخش هاي مختلف، آب و هوايي متفاوت دارد، يعني در همان زماني كه ناحيه اي از كرمان "سردترين" است، در ناحيه اي ديگر، گرما بيداد مي كند! به همين جهت است كه شهرهاي كرمان به دوبخش گرمسير و سردسير تقسيم مي شوند و همين تفاوت آب و هوايي است كه سبب مي شود در اين شهر، هم خرما برويد و هم ليمو. به پشتوانه چنين طبيعتي، دامداري نيز هميشه آنقدر رونق داشته است كه مواد اوليه مناسب را براي هنرنمايي مردمانش در ايجاد نقش هاي حيرت انگيزي كه كرمانيان براي قالي هاي پر آوازه خود طرح مي كنند، دم دست و فراهم بسازد. اما فقط قالي كرمان نيست كه پرآوازه است، آثار تاريخي آن نيز شهرت دارد و پاره اي از بناهاي باستاني آن از جمله ارگ بم (البته پيش از وقوع زلزله) زماني در سراسر جهان بي نظير بود. اين همه ويژگي و امتياز در يك ديار، چگونه مي گنجد؟ اما اين همه، تمام آن گنجينه نيست، چرا كه برترين و بزرگ ترين امتياز كرمان، مردمان آنند. زنان و مردان صبور، قانع، سختكوش و ميهمان نواز كه قرن هاست با دشواري هاي طبيعي و تاريخي ديار خود، كنار آمده اند و به آباداني سرزمين خويش مشغول اند.

چهره شهر

فرودگاه كرمان چندان بزرگ نيست. مسافر كه از هواپيما پياده مي شود با چند گامي به سالن تحويل بار مي رسد. با آن كه ظرفيت سالن به تازگي دو برابر شده، اما هنوز پاسخگوي نياز شهر رو به پيشرفت كرمان نيست. از اين جا براي رسيدن به شهر بايد بلواري را طي كرد كه تا نخستين ميدان ورودي شهر ۱۲ كيلومتر فاصله دارد. خوشبختانه هنوز همگي باغ هاي پسته اي كه در اطراف بلوار وجود داشت، از بين نرفته و تبديل به مناطق مسكوني نشده است. با اين حال طي ۲۰ سال گذشته، در بيشتر زمين هاي اطراف شهر ساختمان روييده و باغ ها و روستاها را بلعيده است. در گشت و گذاري در شهر، نخستين نقطه اي كه مسافر را به خويش مي خواند، "راسته بازار" است. اين بازار ۳ كيلومتر طول دارد و در زمان هاي مختلف ساخته شده است. آن بخشي كه در دوره صفويه و قاجاريه ساخته شده، طاق هاي ضربي و گنبدهاي متعددي دارد و بر بالاي هرگنبد، نورگيري هست كه فضاي نيمه تاريك بازار را روشن مي كند. بازار گنجعلي خان و بازار وكيل از اين دست است و بازار سراج ها و چند نقطه ديگر، به نظر مي رسد چند صد سال قديمي تر باشند. در راستاي بازار، دروازه هاي مختلفي وجود دارد كه مسافر را به كاروانسراهاي قديمي راهنمايي مي كند; حياطهاي چهار ضلعي سنگفرش كه در وسط، باغچه و درختي دارد و در اطراف، حجره هايي كه تجارتخانه است و يادآور دادو ستد دوران هاي پيشين.
در راسته بازار دو حمام معروف و قديمي وجود دارد كه هر يك در نوع خود، زيبايي شگفتانگيزي دارند: حمام گنجعلي خان كه به موزه مردم شناسي بدل شده و در آن با مجسمههايي، شيوه استحمام مردم در گذشته نشان داده شده و ديگري حمام وكيل است كه با چندين پله به زير زمين مي رود و اكنون به قهوه خانه سنتي زيبايي بدل شده است.
پس از طي بازار سرپوشيده، از در كوچكي مي توان وارد مسجد جامع شد. اين مسجد از مساجد مهم و معروفي كه ميگويند در زمان عمربن عبدالعزيز بنا نهاده شده است. اما چون از اين مسجد و همچنين از گنبد جبليه و گنبد مشتاقيه و پارهاي آثار كهن كرمان، در اين گزارش به طور جداگانه سخن گفته ايم، از اينجا يك راست وارد محله زردشتيان مي شويم كه از ميدان مشتاقيه يا محله "زرسيف" مي توان به آنجا رفت.
كرمان يكي از نادر شهرهاي ايران است كه ايرانيان باستان در آن آئينهاي خود را محفوظ نگه داشته اند. در اين محله ها، بيشتر كوچه ها سنگفرش است و ديوار ها بلند و دروازه ها در قلب يك سردر بزرگ تعبيه شده است. خانه‌ها هم چندان وسيع است كه گاهي در هر كوچه فقط يك دروازه ديده ميشود. در محله قديمي زردشتيان كه ميگويند در زمان نادرشاه خراب شده است، ۳ زيارتگاه وجود دارد به نام هاي پير غيب، پيرمراد و پير سبزپوشان. محله كهن ديگري كه نميتوان از آن ياد نكرد، محله "خواجه خضر" است كه به چهل تنان نيز شهرت دارد. مي گويند مسجد خواجه خضر را تركان خاتون، زوجه "اتابك سعدبن ابي بكر" بنانهاده است، بدين ترتيب، قدمت آن به قرن هفتم باز مي گردد.
ميگويند در آنجا چهل خانه بوده كه مردم چله مي نشستند. چهل روز رياضت مي كشيدند تا "خضر" بر آنها ظاهر شود و حاجاتشان را برآورد. اين محله ها، بخش هايي از بافت قديمي كرمان است. كرمان تازه وجوان هم در جاي خود ديدني است. بزرگ ترين خيابان كرمان كه فرودگاه را به جنگل قائم مي پيوندد، ۲۴ كيلومتر طول دارد. اين خيابان، بعد از راسته بازار، مهم ترين محل كسب و كار و داد و ستد مردم كرمان است. در مقاطع مختلف اين خيابان، خيابانهايي به سمت شمال و جنوب منشعب ميشوند و بافت اصلي شهر را پديد مي آورند. كوچه هاي كرمان كه در اطراف اين خيابان ها قرار دارند، بسيار ديدني و جالب اند; معابري باريك باديوارهاي بلند و اغلب كاهگلي و پيچ درپيچ كه از بيشتر آنها حتي يك اتومبيل هم نمي تواند عبور كند!

ارمغان كرمان به معماري جهان

به حتم بخشي از ارمغانهاي ايران به معماري جهان، در استان تاريخي كرمان پديد آمده است. اين آثار كه از ارگ ويران شده بم تا مساجد عصر صفوي امتداد مي يابد، حتي درخور آن است كه كتاب هايي در مورد آنها نگاشته شود. در اين جا كه فرصت كوتاه است، به اشاره اي درباره تعدادي از آنها بسنده مي كنيم و در يك يا دو مورد شرح مفصل تري خواهيم داشت.
مسجد جامع كرمان
مسجد جامع كرمان، يكي از مفاخر فرهنگ و تمدن ايران به شمار مي رود. در اين مكان مقدس، هنر معماري دست به دست عشق و ايمان داده و ياد بودي پر ارزش بر جاي گذارده كه نشان از عظمت انديشه و خلاقيت اين ديار دارد; خلاقيتي كه با شكيبايي و صبر، كاشي ها را يك به يك بر هم چيده تا گنبدي سترگ، منارههايي سر به آسمان كشيده و شبستانهايي بي نظير پديد آورد. اين مسجد به سال ۷۵۰ ه . ق ساخته شد. بناي آن را به امير مبارزالدين محمد مظفري، سرسلسله آل مظفر نسبت مي دهند. بنابر تاريخي كه برسنگي در داخل مسجد منقوش است، محلي كه مسجد در آن بناشده، ابتدا در بيرون شهر كرمان جاي داشت، اما به مرور كه شهر گسترده شد، مسجد در داخل شهر قرار گرفت. مسجد جامع با سردر عالي، كاشي كاري معرق و كتيبه تاريخي، يكي از بناهاي پر ارزش كرمان است. بر سنگ هاي مرمرين محراب آن آيات قرآن كريم با خطي بي نهايت خوش و زيبا نقش بسته و كاشي هاي معرق در گوشه و كنار آن ديده مي شود.
گنبد جبليه
بناي اين گنبد در دامنه كوه قلعه دختر، در شمار يكي از زيباترين آثار هنر معماري ايران جاي دارد. تاريخ بناي آن را به دوره سلجوقي نسبت مي دهند، اما از معماري آن چنين برمي آيد كه آتشكده اي مربوط به دوره ساساني بوده است. ساختمان گنبد، هشت ضلعي است و حدود ۲۰ متر ارتفاع دارد و دور اضلاع آن طاق نماهاي متعدد و تودرتو ساخته شده كه از قطر ديواره ها كاسته است. در هر سوي اين ساختمان، ۸ درگاه به پهناي دو متر ديده مي شود كه براي استحكام و پيشگيري از ويراني، با سنگ مسدودشان كرده و فقط يكي را باز گذاشته اند. در ساختمان اين بنا، پاره سنگ هايي در اندازه هاي گوناگون به كار رفته كه با ملات سفت و سختي بر هم چيده شده و گفته مي شود كه گچ و گل آن را با شير شتر آميخته اند! در منابع تاريخي، نام اين گنبد به اسامي جبليه، جبال سنگ، گنبد گبري و معبد سنگي آمده است.
گنبد مشتاقيه
بناي اين گنبد كه مزار مشتاق علي شاه در آن جاي دارد، در زمان قاجاريه ساخته شده و در مشرق مسجد جامع واقع است. بناي مشتاقيه از دو گنبد كاشي كاري و يك گنبد ساده تشكيل شده و به همين دليل به "سه گنبد" هم مشهور است. (گنبد مشتاقيه، گنبد كوثر علي شاه و گنبد شيخ اسماعيل). گنبد مشتاقيه كاشي و ساقه بلندي دارد و تزئينات داخلي آن در خور توجه است. مقبره مشتاق علي شاه در سمت شمال بنا واقع است و روبه روي آن حياطي است كه حوضي در ميان دارد. در اين گنبد، منبر نفيسي از زمان هاي پيش برجامانده است. در سال هاي اخير، نسبت به تكميل كاشي كاري، تعمير و بازسازي نماي اين بنا، اقداماتي انجام شده است.
خانقاه و آرامگاه شاه نعمت الله ولي
شاه نعمت الله ملقب به نورالدين، از عارفان بنام ايران است. سال وفات او را ۸۳۴ ه . ق ذكر كرده اند و آرامگاهش در ماهان، در ۴۲كيلومتري كرمان قراردارد.
براساس شرح كتيبه معرق سردر ساختمان اصلي آرامگاه، اين بنا به دستور يكي از مريدان وي به نام احمدشاه ركني به سال ۸۴۳ ه. ق بنا شده و در زمان شاه عباس اول صفوي، محمدشاه و ناصرالدين شاه قاجار ملحقاتي بدان افزوده اند. ساختمان آرامگاه شامل سردر، گلدسته ها، صحن اتابكي، صحن وكيل الملكي، رواق شاه عباسي، چله خانه و صحن است و باغي بسيار زيبا دارد. شرح كاملي از اين آرامگاه و باغ ماهان را در ادامه اين گزارش مي خوانيم.
حمام گنجعلي خان
اين حمام را كه هزار مترمربع مساحت دارد، گنجعلي خان، حاكم كرمان در زمان صفويه بنا كرد. كاشي كاري ها، نقاشي ها، گچ بري ها، مقرنس كاري ها و تزئينات بسيار ظريف، آن را در شمار اثري بسيار بديع جاي داده است. حمام از دو بخش رختكن و گرمخانه تشكيل شده و دو سنگ مرمر بزرگ، در نورگيري گرمخانه تاثير بسيار داشته است. اين حمام كه بعدها با تغييرات بسيار به موزه مردم شناسي بدل شده، در بازاركرمان واقع است.
قلعه دختر
قلعه دختر يكي از آثار معروف تاريخي شهر كرمان است كه در شمال شرقي و در داخل محدوده شهر كرمان قرار دارد. بناي آن را به هفتواد يابلاش اشكاني نسبت مي دهند. البته افسانه ها و اعتقادات مردم با پژوهش تاريخي در باب وجه نامگذاري اين اثر، مغايرت چنداني ندارد. بنابر افسانه ها و داستان هاي محلي، گويند دختري بر اين قلعه فرمانروايي داشته كه با دردست داشتن طلسمي آن را ناگشودني ساخته بود. اما پژوهش هاي تاريخي برآن است كه نام دختر براي پاره اي قلاع درگوشه و كنار كشور بدان دليل بوده كه آن قلاع استوار و ناگشودني و بكر بوده اند. قدمت اين قلعه به دوران ساساني مي رسد و بازمانده معبدآناهيتا (الهه ناهيد، نگهبان آب ها، زنان، گياهان و باروي) است. ساختمان هاي اين قلعه روي هم به دو قسمت مجزا تقسيم مي شود: قسمتي كه بر فراز قله نسبتا مرتفع جنوب شرقي قرار دارد و به طور كامل به علت وضع طبيعي آن از قلعه مجزا است و قسمت دوم بر تپه كوتاه تري قراردارد. در زمان سلجوقيان نيز، قلعه دختر پناهگاه كرمانيان محسوب مي شده است.
ساير آثار تاريخي
از ديگر بناهاي تاريخي استان كرمان، باغ شاهزاده در چند كيلومتري ماهان است كه در زمان قاجار بنا شده. در خيابان اصلي اين باغ كه با شيبي تند از جلوي ساختمان تا در ورودي آن كشيده شده، حوضچه هايي ساخته اند كه آب از آنها مانند آبشاري فرو مي ريزد. همچنين مي توان از مجموعه وكيل، شامل بازار، حمام، مسجد و كاروانسرا نام برد كه به سال ۱۲۷۵ ه . ق بنا شده و حمام آن اكنون يك چايخانه سنتي است. مقبره خواجه اتابك از آثار دوره سلجوقيان، ميل نادري - بنايي آجري به بلندي ۵۵ متر كه به امر نادرشاه براي راهنمايي كاروان حاميان ناحيه بم و فهرج ساخته شده - و ارگ بم كه قدمت آن به حدود دو هزار و ۵۰۰ سال پيش مي رسد و تا نزديك به دو قرن پيش مسكوني بوده است، ازجمله بناهاي تاريخي اين استان اند كه درباره ارگ بم جداگانه سخن خواهيم گفت.
چهارشنبه شانزدهم 12 1391 19:26

ديدنيهاي استان كرمان

ديدنيهاي استان كرمان
ديدنيهاي استان كرمان

 

تهيه كننده : حسن نجفي
منبع: راسخون
در مدارك‌تاريخي و جغرافيايي‌اسلامي نام اين منطقه«كرمان»،«كارمانيا»،«ژرمانيا»، «كرمانيا»، «كريمان»، «كارماني» و «كرماني» و در كتيبه بيستون به صورت ‹‹يوتيه›› ذكر شده است. نام كرمان در دوره هاي قبل از اسلام،‌ «بوتيا» و «كارامانيا» بوده است. برخي عقيده دارند كه كرمان دگرگون شده كلمه «كريمان» است و عده اي نيز آن را مشتق از «كارمانيا» قديم به معني «جايگاه دلاوري و نبرد» ذكر مي كنند. در حالي كه تواريخ عرب و يهود، «كرمان» را فرزند هيتال يا هپتال از نبيره هاي نوح مي دانند، كتب فارسي از طهمورث به عنوان جد وي ياد مي كنند. هرودوت از شش نژاد فارسي نام مي برد كه يكي از آن ها «گرمانيان» است. مركز كرمان را در قديم «گواشير» و «بردشير» مي خواندند. «گواشير» در اصل «كوره اردشير» يعني شهر اردشير بوده كه به تدريج «گواشير» شده است. استان كرمان با مساحت 185675 كيلومتر مربع در جبهه جنوب شرقي كشور قرار دارد. جمعيت اين استان بر اساس سرشماري سال 1375 بالغ بر 2 ميليون نفر گزارش شده است. اين استان از شمال به استان خراسان جنوبي و يزد، از شرق به سيستان و بلوچستان، از جنوب به استان هرمزگان و از غرب به استان فارس و يزد محدود مي شود.
آب و هواي استان متغير بوده و در نواحي كوهستاني و مرتفع داراي آب و هوايي سرد و در نواحي پست داراي آب و هوايي گرم و مرطوب مي باشد. ميزان بارندگي سالانه آن در سال 1381 معادل 84 ميليمتر و روزهاي يخبندان آن 74 روز در مركز استان گزارش شده است. تنها رودخانه دائمي اين استان، هليل رود مي باشد كه مهم ترين رود استان به شمار مي آيد و حوضه وسيعي از دشت حاصلخيز جيرفت را آبياري مي كند و يكي از پر بركت ترين رودهاي ايران محسوب مي شود. طول اين رودخانه 378 كيلومتر و از كوهستان هزار سرچشمه گرفته و در نهايت به هامون جازموريان مي ريزد. اساس اقتصاد كرمان بر صنعت (صنايع دستي و صنايع ماشيني)، كشاورزي، دام‌داري، كارگري و تجارت استوار گرديده است. پسته، قالي، زيره، كتيرا، حنا، گندم و بعضي مواد كاني صادرات اين منطقه را تشكيل مي دهند. منطقه كرمان از منقاط عمده باستاني كشور است كه سابقه اسكان و زندگي در آن به هزاران سال قبل و همزمان با مهاجرت نخستين اقوام آريايي به ايران باز مي گردد. در متون تاريخي يونان كه از آريايي ها و سلاطين هخامنشي آنان سخن به ميان آورده، از كرامان و سكران و سيستان به عنوان ساپراپ ها و ايالات شرقي ايران نام برده شده است. در دوره هخامنشيان جاده شاهي و راه ابريشم از استخر و شهر پارسه (پرسپوليس) به يزد و كرمان و سيستان ادامه داشت و تا هندوستان كشيده مي شد.
مي توان با اطمينان و بر مبناي گزارشات تاريخي گفت كه سابقه سكونت و شهرنشيني در منطقه كرمان به چندين هزار سال قبل بر مي گردد و اين منطقه در كناره كوير مركزي فلات ايران، همواره پايگاه امن و استراحتگاه مناسبي براي مسافران به سوي شرق بوده است.
در دوره معاصر در نخستين تقسيمات كشوري كه براي ايران، در دوران قاجاريه و آغاز مشروطيت انجام شد، كرمان و فارس به همراه هرمزگان يك ايالت شناخته مي شند. بر اساس تقسيمات كشوري استان كرمان شامل شهرستان زير مي باشد: بافت، بردسير، بم، جيرفت، رفسنجان، راور، زرند، سيرجان، شهربابك، كرمان و كهنوج.
به علت وجود خط آهن، مسافرت به اين استان براي كساني كه اتومبيل شخصي ندارند، كار چندان مشكلي نيست. فصل مناسب براي مسافرت به اين منطقه اوايل بهار است كه هواي خوبي دارد. در ساير فصول، به علت كويري بودن منطقه؛ شدت گرما و سرما به حدي است كه ممكن است كمي لذت مسافرت را تحت تاثير قرار دهد. به خصوص در اوايل صبح كه سرماي هوا حتي در فصول گرم هم ممكن است آزاردهنده باشد و يا گرماي هوا در اواسط روز كه كلافه كننده مي شود.
در مسافرت به اين منطقه ممكن است با دو نوع برخورد كاملا متفاوت از طرف مردم مواجه شويد. گاهي با افرادي بسيار خون گرم و دوست داشتني برخورد مي كنيد كه به راحتي با شما ارتباط برقرار كرده و با شما دوست مي شوند. دوستي كه حاضر به انجام هر خدمتي به شما خواهند بود؛ و برخورد ديگري كه از اهالي ممكن است ببينيد كاملا متفاوت بوده به حدي كه ممكن است ديگر قدم به آن ديار نگذاريد.
به تبع قدمت استان آثار باستاني و مناطق گردشگري در اين استان بسيار گسترده و حائز اهميت است. وجود بزرگترين سازه خشتي جهان (ارگ بم) در اين استان (كه متاسفانه پس از زمين لرزه سال 82 به طور كلي ويران گرديده) و همچنين كشفيات جديد در منطقه باستاني جيرفت كه در ميان باستانشناسان جهان بسيار بحث برانگيز گشته است اين استان را از لحاظ تاريخي حائز ارزش و اهميت بسيار كرده است.
كرمان از لحاظ تجاري و صنعتي نيز به خاطر وجود منطقه ويژه اقتصادي سيرجان و ارگ جديد؛ همچنين به علت توليد بيشتر پسته صادراتي ايران در اين استان با اهميت است. پسته رفسنجان را در اين راستا مي توان يكي از مهمترين محصولات صادراتي استان و البته كشور دانست كه به علت كيفيت و ميزان توليد پسته در كشور بي نظير و در سطح جهان شناخته شده است.
اين استان در تاريخ و ادبيات ايران نيز اهميت بسيار دارد؛ آنچنان كه آنوبانيني مي تواند به اجمال ذكر كند شاعران و عرفاي بزرگي چون خواجوي كرماني؛ كه حافظ سخن خود را به شيوه او مي داند؛ شاه نعمت الله ولي از بزرگترين عرفاي قرن هشتم و اوحدالدين كرماني، استاد و مرشد اوحدي مراغه اي و... كرمان را در ادب و عرفان ايران نيز داراي جايگاهي بس رفيع مي نمايد.
بنابر بررسي هاي آنوبانيني، نام كرمان در ادبيات ايران با صبر ايوب رابطه اي دارد و گويا ايوب پيامبر در اين منطقه به ارشاد مي پرداخته و حوادث و سختي هايي كه در مورد او ذكر مي كنند در كرمان برايش رخ داده است.
ايوب اگر ز محنت كرمان به جان رسيد هرگز نـــــخورد اندُه كرمان، چنان كه من (خواجو)
صبر ايوب ببايد كه شبي دست دهد
كه رود چشم از انديشه كرمان در خواب (خواجو)
البته مردم محلي چند پيامبر ديگر و حوادث مربوط به آنان را نيز مربوط به كرمان مي دانند كه سند معتبري در مورد آن به دست نيامد. همچنين رابطه ي كرمان و مهمترين محصول تاريخي اش "زيره" نيز همواره مورد توجه شاعران ادوار مختلف ايران بوده و "زيره به كرمان بردن" يكي از مشهور ترين ضرب المثل هاي ايران گشته است.
كه مي برد به عـــراق اين بضاعت مزجات
چنانكه زيره به كرمـــان برند و كاسه به چين (سعدي)
چه فضل و علم گرد آرم؟! چو رو در عشق او آرم
به بصره چون كشم خرما؟! به كرمان چون برم زيره (مولوي)
نظر به آنچه اشاره شد اين استان از جهات مختلف باستاني و تاريخي، اقتصادي و تجاري، گردشگري؛ ادبي و فرهنگي يكي از مهمترين استان هاي كشور است و بايد برنامه جامعي در جهت گسترش امكانات گردشگري آن در جهت پيشرفت استان تدارك گردد.

مشاهير كرمان

خواجوي كرماني، هوشنگ مرادي كرماني، ميرزا آقاخان كرماني، احمدرضا احمدي، علي‌اكبر صنعتي، پرويز شهرياري، روح‌الله خالقي، علي اطهري كرماني، افسر كرماني، ايرج كابلي، فردوس كاوياني، كيخسرو شاهرخ، پري صابري، فرخنده حاجي‌زاده، حميد حاجي‌زاده، محمدجواد باهنر، ميرزارضا كرماني، مظفر بقائي، احمد بهمنيار، شيخ احمد روحي، زردشت بهرام پژدو، ميترا منصوري، عماد فقيه كرماني، فواد كرماني، مجدالاسلام، مشتاق عليشاه، احمد ناظرزاده كرماني، فرناز ناظرزاده كرماني، دكتر عباس رياضي كرماني

سوغات كرمان

كلمپه، قاووت، فالوده كرماني، قالي كرماني، پته، ادويه جات، زيره، حنا، پسته، ظروف مسي، چنگمال، كماچ سين و...

شهرستانهاي استان :

ماهان

ماهان ز خدا خواهم با صحبت مه رويان
بي صحبت مه رويان، ماهان به چه كار آيد (شاه نعمت الله)
ماهان در 42 كيلومتري جنوب شرقي كرمان در مسير راه كرمان به بم واقع شده است. اين شهر كه در دامنه ارتفاعات جوپار قرار دارد از چشمه سارها و جويبارهاي نسبتا فراوان بهره مند است. ماهان از نقاط ييلاقي و خوش آب و هواي كرمان محسوب مي شود. هواي خنك، باغ هاي زيبا و دلگشاي اين منطقه از استان كرمان زبانزد خاص و عام است.
اين شهر از ديرباز مورد علاقه درويشان و سالكان راه عارف و صوفي پر آوازه "شاه نعمت الله ولي" بوده و از اين بابت شهرت جهاني دارد. به نظر آنوبانيني همين آرمگاه شاه نعمت الله ولي، عارف مشهور، عامل اصلي شهرت و آباداني ماهان بوده است. اين بقعه و همچنين باغ بسيار زيبا و دلگشاي شاهزاده كه در دامنه كوه هاي حاشيه شهر يكي از بهترين مناطق گردشگري استان را به وجود آورده است از نقاطي هستند كه ديده هر بيننده اي را مبهوت خود مي نمايند.

باغ شاهزاده ماهان (باغ شازده)

باغ شاهزاده كه در شش كيلومتري ماهان قرار دارد به دستور "عبدالحميد ميرزا فرمانفرما" حاكم كرمان در اواخر دوره قاجار بنا گرديده است. اين باغ هر چند از باغ سازي و معماري اروپايي (فرانسوي) متاثر است؛ حال و هواي محلي هم در آن موج مي زند. اين باغ داراي قسمت هاي مختلف از جمله عمارت سردر، عمارت شاه نشين و حمام مي باشد.

آرامگاه شاه نعمت الله ولي

شاه نعمت الله ولي كه از 731 تا 834 هجري قمري مي زيسته، دوران كودكي و نوجواني را در كرمان گذرانده است. شاه نعمت الله علاوه بر مقام عرفان، در شعر و ادب هم پايگاهي والا داشته و ديواني از قصيده و غزل و مثنوي و رباعي دارد. بناي اصلي آستانه شيخ ماهان متعلق به نيمه اول قرن نهم هجري قمري (840 هجري قمري) است كه بعدا ساختمان هايي به بناي اوليه اضافه شده است.

كرمان

اهل كرمان همه آسوده و فارغ ز بلا
كس بر ايشان نكند ظلم، چه پنهان چه ملا (فرخي)
شهر كرمان بزرگترين شهر و مركز استان كرمان مي باشد كه در شمال استان واقع شده است. شهرستان كرمان از شمال با استان خراسان، از غرب با شهرهاي زرند و رفسنجان، از جنوب با بم و از جنوب غربي با شهر بردسير هم مرز است.
در برخي مدارك تاريخي و جغرافيايي نام اين منطقه كرمان، كارمانيا، ژرمانيا و كرماني ذكر شده است.
برخي جغرافي دانان نام قديم اين شهر را گواشير و در برخي هفتواد مي دانند؛ آنچنان كه در افسانه ي جنگ شاه شاهان، اردشير پاپكان با كرم اژدها پيكر كرمان نيز بدان اشاره شده و فردوسي بزرگ آن را به تفصيل در شاهنامه شرح داده است:
چو يك چند بگذشت بر هفتواد
بر آواز آن كرم كرمان نهاد (شاهنامه فردوسي)
از دوره ساسانيان فرمانرواي كرمان، عنوان شاه داشت. چنانكه بهرام چهارم (388-389 ه. ق.) به مناسبت اينكه در زمان پدرش والي كرمان بود به كرمان شاه (شاه كرمان) معروف بود. طي ساليان دراز قالي از مهمترين صنايع دستي كرمان بوده است؛ به نحوي كه قالي كرمان در كيفيت و مرغوبيت ضرب المثل شده و مي گويند كه اين قالي هرچه بيشتر از عمرش بگذرد و اصطلاحا "پا بخورد" نه تنها از ارزشش كاسته نمي شود بلكه مرغوبتر نيز مي شود؛ هم اكنون نيز براي بيان ارزش، مرغوبيت يا قدر و قيمت چيزي آن را با قالي كرمان مي سنجند و مي گويند "خانه درويش را با قالي كرمان چه كار"
اگر قماش شناسي براي فرش سرا
كدام قالي كرمان چو آب و جاروب است (واعظ قزويني)
در قرن بيستم قالي بافي صنعت عمده كرمان را تشكلي مي داد؛ ولي بعد از جنگ جهاني دوم تقاضا براي فرش كرمان كم شد. علت اين امر، كيفيت پايين رنگ مصرفي بود كه ديگر مورد پسند خريداران نبود؛ گرچه نمي توان كم توجهي مسئولين مربوط به صادرات و بازاريابي جهاني براي اين محصول را در اين امر ناديده گرفت. شهر كرمان از لحاظ گردشگري داراي ارزش ويژه است و مسجد جامع، مجموعه تاريخي گنجعلي خان و حمام وكيل از جمله آثار باستاني و ديدني آن مي باشد. بازار كرمان نيز يكي از نقاط ديدني شهر است كه از خصوصيات آن ميتوان به بوي زيره كه در سراسر بازار به مشام مي رسد اشاره كرد.

بازار شهر كرمان

زيره در اين شهر در انواع و كيفيت هاي متنوعي عرضه شده و به خاطر حجم زياد عرضه قيمت نسبتا مناسبي دارد كه با توجه به فوايد بسيار زياد دارويي و طعم و بوي دلپذيري كه دارد تقريبا در تمام غذاهاي محلي مردم كرمان مورد استفاده قرار ميگيرد و مردم كرمان به آن علاقه خاصي نشان مي دهند؛ به علاوه زيره به عنوان سوقات اصلي شهر كرمان مورد خريداري گردشگران قرار مي گيرد.
حديث خلد با شيرازيان، اكنون بدان ماند
كه مشتي زيره، زي كرمان برند از بهر كرماني (قاآني)

زيره كرمان

همانگونه كه آنوبانيني در بحث از استان كرمان نيز بيان كرده است كرمان زادگاه و موطن بسياري از بزرگان فرهنگ و ادب ايران زمين بوده و شاعران بزرگي چون خواجوي كرمان و اوحدالدين كرماني، را به خود پرورده است. دانش و فرهنگ در آحاد مردم اين شهر نيز نفوذ كرده است. ميزان تحصيلات در اين شهر بالا بوده و درصد زيادي از مردم كرمان داراي تحصيلات عالي هستند؛ دانشگاه شهيد با هنر كرمان نيز يكي از دانشگاههاي تراز اول كشور به شمار مي رود.
سرانجام با در نظر گرفتن آنچه بيان شد بايد كرمان را يكي از نقاط مهم گردشگري كشور برشمرد كه ديدن آن براي هر ايرانگردي لازم است.

ليستي از آثار تاريخي كرمان

موزه هاي سنگي يا هنر صخره اي

سنگ نگاره ها يا هنرهاي صخره اي، كهن ترين آثار تاريخي و هنري بجاي مانده از بشر هستند. به تعبيري بستر به وجود آمدن حروف رمزي، خط، تبادل پيام، زبان، تاريخ، اسطوره ها، هنر و فرهنگ از سنگ نگاره هاست و آنها از بهترين ابزارهاي رمزگشايي ما قبل تاريخ هستند. تعداد آنها فقط در يك منطقه محدود در ايران به بيش از 21 هزار مورد مي رسد كه عمر بعضي از آنها به چهل هزار سال مي رسد و بشر تا كنون موفق به كشف هيچ پديده تاريخي و هنري بدين قدمت نشده است.

مجموعه گنج علي خان (حمام، بازار، مسجد، مدرسه و ضرابخانه)

مجموعه گنجعليخان كرمان، مجموعه عام المنفعه اي است كه همزمان با شكوفايي اقتصاد عصر صفوي در سالهاي 1007 تا 1029 هجري قمري به سعي "گنجعليخان" حاكم وقت كرمان ساخته شد و به همت پسرش "عليمردان خان" تكميل گرديده است. اين مجموعه هنوز هم مركزيت خود را در هسته شهر حفظ كرده و از شاهكارهاي معماري و مجموعه اي عالي از آثار باشكوه دوره صفويه محســــوب مي شود.

بم

بم يكي از شهرستان هاي كهن استان كرمان است. بم را فتح "ب" و تشديد "م" تلفظ مي كنند و بناي آن را به بهمن بن اسفنديار نسبت مي دهند. برخي از تاريخ نويسان مانند وزيري كرماني معتقدند افسانه هفتان بوخت، همزمان با سلسله كيانيان در بم اتفاق افتاده است.
شهرستان بم در 193 كيلومتري جنوب شرقي كرمان و در منطقه دشت و بين رشته كوه هاي جبال بارز و رشته كوه كبودي قرار گرفته و همين رشته كوه هاي مرتفع اطراف بم، باعث فراواني و غني بودن آب هاي زيرزميني منطقه شده در نتيجه بم در طول تاريخ منطقه اي سرسبز، آباد، خرم و ثروتمند بوده است. ارتفاع شهر از سطح دريا 1050 متر و مساحت شهرستان بم 17755 كيلومتر مربع مي باشد.
اين شهرستان در مشرق و مركز استان كرمان قرار گرفته، از شمال به شهرستان كرمان، از مشرق به شهرستان هاي زاهدان و ايرانشهر، از جنوب به شهرستان جيرفت و از مغرب به شهرستان بردسير محدود است. كوير لوت (دشت لوت)، در قسمت شمال و شمال شرقي آن واقع شده و غرب آن كوهستاني است. منطقه بم دو نوع آب و هواي سرد كوهستاني و آب و هواي گرم و خشك دارد.
شهر بم يكي از كهن ترين مراكز شهرنشيني در ايران بوده است. گواه اين امر تپه هاي تاريخي "بيدرون" در ده كيلومتـــــــري شمال و تل آتشي در دارستان در فاصله 30 كيلومتري شرق بم است كه متعلق به هزاره هاي دوم تا چهارم قبل از ميلاد مسيح مي باشند. براين اساس زندگي در بم و اطراف آن از شش هزار سال قبل شكل گرفته و در دوراني از تاريخ در مكاني كه امروز "ارگ" ناميده مي شود، تمركزي به وجود آمده است.
با اين حال ما اطلاع زيادي از گذشته بم نداريم و آنوبانيني تاكنون تاريخ مدوني در مورد اين شهر به دست نياورده است. اين شهر به علت قرار گرفتن در مسير يكي از مهمترين شاهراه هاي بين المللي عهد باستان به نام " راه ادويه" كه از شعب اصلي و مهم راه ابريشم محسوب مي شده يكي از راه هاي تجارت بين شرق و غرب و داراي اهميت استراتژيك مهمي بوده است. آب و هواي مساعد و سرزمين حاصلخيز باعث رونق كشاورزي و دامداريي در بم بوده است. در اين شهر توليد ابريشم، ابريشم بافي و وضعيت پارچه بافي رونق زيادي داشته و پارچه هاي ابريشمي و كتاني بم در تمام دنياي قديم معروف و اهميت خاصي داشته است. صنعت ابريشم بافي به احتمال قوي از چين و از طريق جاده ادويه (از طريق هند) به بم رسيده است.
علاوه بر شهر بم، شهرهاي بزرگ ديگري مانند نرماشير، ريگان، دارزين و سنا در منطقه وجود داشته كه اين شهرها تا قرن ششم هجري از آباداني فراوان برخوردار بوده و در دوره هاي بعدي از بين رفته اند. علاوه بر ارگ بم، آثار باقيمانده از اين شهرها و قلعه هاي باستاني با عظمت ديگري مانند قلعه هاي پيرماه شاه (افضل آباد)، قلعه جمالي و دارستان خود گواهي بر تمدن عظيم اين منطقه است.
شهر بم به علت توليد بهترين خرماي كشور نيز مشهور است. شهرت خرماي بم به حدي است كه تقريبا تمام خرماي توليدي كشور در هركجا كه توليد ميشود به نام "رطب مضافتي بم" عرضه ميگردد. علاوه بر خرما در زمينه مركبات نيز بم داراي شهرت فراوان است و پرتقال بمي از معروفترين انواع پرتقال كشور محسوب مي شود.
شهر بم طي زمين لرزه شديدي كه در پنجم ديماه 1382 در آن رخ داد تقريبا با خاك يكسان شده و چندين هزار نفر از مردمش جان باختند.اين حادثه كه فاجعه بار ترين زمين لرزه جهان نام گرفت اين شهر را به كلي زير و رو كرده و بازسازي شهر با وجود كمك اكثر كشورهاي جهان هنوز به پايان نرسيده است؛ آنوبانيني مشاهده كرده كه با گذشتن بيش سه سال از وقوع زمين لرزه هنوز مغازه هاي شهر در كانكس مستقر هستند. و خانه بسياري از مردم هنوز ساخته نشده است.

ارگ قديم بم

در شمال شرقي شهر بم، بر بالا و دامنه صخره اي عظيم، قلعه اي مستحكم را پي افكنده اند كه اهالي محل آن را "ارگ" مي نامند كه در واقع اين بناي سترگ، شهر قديـم بم است. ارگ بــم و شهـــر آن از جمله قلعه هاي نظامي بسيار مهم و تاريخي به شمار مي رود. ارگ بم نمونه كاملي از شيوه هاي معماري ايران است و نمونه هايي از قرن ها معماري در آن به چشم مي خورد.

راين

شهر تاريخي راين يكي از شهرهاي بسيار زيبا و خوش آب و هواي استان كرمان است كه صفاي مردمانش زيبايي شهر را دوچندان مي كند. اين شهر در 110 كيلومتري جنوب شرقي كرمان، بين ماهان و بم بر دامنه كوه هزار (با ارتفاع 4501 متر) قرار دارد. راين از شمال به ماهان با فاصله 71 كيلومتر، از جنوب-شرق به بم به فاصله 145 كيلومتر، از جنوب به ساردوئيه (درب بهشت) با فاصله 54 كيلومتر و از غرب به بردسير با فاصله 171 كيلومتر منتهي مي شود. راين شهري است با قدمت تاريخي و تمدن كهن و مردمي پرتلاش و خلاق.
راين به سبب قرار گرفتن بر سر راه جيرفت و بندر عباس از قديم به عنوان يك منزلگاه مطرح بوده و نام راين نيز به همين دليل بر آن گذارده اند. اين نام در ابتدا "راه ين" يعني نشان دهنده راه نام گذارده اند كه به مرور زمان به "ره اين" و سپس "راين" تبديل شده است. هرچند كه در برخي سفرنامه ها و برخي كتب تاريخي نام هايي چون رائين، روئين، رائيان و رايين ديده مي شود.

ارگ راين

ارگ راين بنايي است در جنوب غربي شهر راين كه بعد از ارگ بم كهن ترين بناي خشتي استان كرمان به شمار مي رود. اين بنا حدودا 5 قرن قبل ساخته شده و 20 هزار متر مربع مساحت دارد. البته مداركي وجود دارد كه قلاعي قبل از اين ارگ در منطقه وجود داشته اند كه به طور كامل از بين رفته اند.

جاذبه هاي گردشگري :

غارهاي استان كرمان عبارتند از :

جيرفت : غار شعيب
شهر بابك : غار ايوب
رابر جواران: غار جواران
رفسنجان داوران: غار داوران
بافت خبر: غار شب پره
كرمان جوپار: غار يخ

مشتاقيه ( سه گنبد )

مشتاقيه محلي در شرق مسجد جامع كرمان در ابتداي خيابان 17 شهريور كه از ميدان مشتاقيه انشعاب پيدا مي كند قرار دارد و از آثار دوره قاجاريه مي باشد .سه گنبد مزبور براي سه مقبره مشتاق عليشاه-شيخ اسماعيل و كوثر عليشاه بنا گرديده است . گنبدهايي كه بر فراز دو مقبره مشتاق و كوثر عليشاه واقع شده اند كاشيكاري بوده و در قرن اخير ساخته شده اند و چون در ساختمان آن توجه كافي نكرده اند متاسفانه قسمتهايي از كاشيها ريخته و بقيه نيز رو به تخريب است .
مشتاق عليشاه از پيشوايان صوفيه در قرن 13 هجري بوده كه در اواخر زمستان 1306 هجري قمري سنگسار شده . مي گويند جرم مشتاق اين بوده كه قرآن را با نواي سه تار مي خوانده است . لازم به ذكر است كه قبل از تدفين عرفاي يادشده اين مكان مقبره ميرزا حسين خان رايني ( 1202 هجري قمري ) جد اعلاي سادات معروف به ميرحسيني كرمان بوده . وي در زمان زنديه و پس از فوت كريم خان زند تا مدتي حاكم كرمان بوده . او در زمان حياتش اين محوطه را براي آرامگاه خود انتخاب كرده بود لذا پس از فوت مشتاق يارانش به واسطه ارتباطي كه مشتاق با حسين خان داشت او را در جوار وي تدفين نمودند .
از در بزرگ كه وارد مي شويم پس از گذشتن از راهرويي كم عرض و طولاني به باغچه مشتاقيه مي رسيم . در سمت شمال بنا در ساختمان مقبره مشتاقيه كوثر عليشاه و مير حسين خان قرار دارند. از جمله آثار هنري مقبره فوق مي توان به كاشيكاري و تزئينات داخل بناي مذكور اشاره نمود .

مجموعه گلنجعلي خان :

مجموعه گنجعلي خان از جاذبه هاي مهم گردشگري شهر كرمان مي باشد و شامل ميدان، مسجد، حمام، بازار، سرا و ساير ابنيه ديگري است كه در دوران حكومت گنجعلي خان از سرداران سلحشور دربار صفويه ,احداث شده است .

حمام گنجعلي خان :

يكي از مهمترين بناهاي مجموعه، حمامي است كه در ضلع جنوب ميدان و در ميانه بازار بزرگ كرمان واقع است ودر سال 1020 هـ .ق. ساخته شده و معمار آن سلطان محمد، معمار يزدي بوده است.حمام گنجعلي خان اثري بديع از نقاشي ها، مقرنس كاري ها، كاشيكاري ها و گچبرهاي زيبا همراه با استفاده از تزيينات سنگي بسيار ظريف است همچنين اين حمام 26 متر طول 30 متر عرض و حدود 1300 متر مربع زيربنا دارد، كه شامل سردر، دالان ورودي، رختكن، هشتي حدفاصل گرمخانه، خزينه، چال حوض، بخش خصوصي و تون مي باشد.
اين حمام تا حدود 60 سال پيش داير بوده اما در حال حاضر نقش و كاربرد گردشگري پيدا كرده و همه روزه به ويژه در تعطيلات، پذيراي بازديدكنندگان بسياري است. در حال حاضر در اين حمام مجسمه هاي مومي ملبس به لباس هاي سنتي مردم كرمان، صحنه هايي از استحمام به شيوه سنتي را به نمايش مي گذارند. در كنار اين مجسمه ها وسايل مختلف حمام نيز نمايش داده مي شود. اين مجسمه ها در سال 1352 در دانشكده هنرهاي زيباي تهران، طراحي و به اين محل منتقل شدند.

ميدان گنجعلي خان:

از ديگر آثاري كه از مجموعه گنجعلي خان بر جاي مانده، ميداني در بخش مركزي شهر كرمان است كه در حاشيه بازار بزرگ واقع شده است وهمانند ميدان هاي نقش جهان در اصفهان و يا ميرچخماق در يزد، در اطراف خود بعضي از عناصر شهري را گردآورده است. در سه ضلع ميدان گنجعلي خان بازار واقع شده و در ضلع ديگرش سراي گنجعلي خان قرار دارد. وجود حمام، آب انبار، ضرابخانه و همجواري با بازارها و چهار سوق، اين مجموعه به هم تنيده را كامل كرده است.طاقنماهاي آجري، كاشيكاري، فضاي سبز، حوض آب و ديگر آثار ديدني، بر زيبايي اين ميدان افزوده اند.

مسجد گنجعلي خان :

مسجد در ضلع شرقي و در جوار سراي گنجعلي خان واقع گرديده است. ورودي آن از طريق طاقنماهاي ميدان است كه ساده اجرا شده اند. در بدنه داخلي طاقنما تزيينات گچبري با طرح گره ديده مي شود كه تماشاگر را به خود جلب مي كند.تاريخ احداث مسجد 1700 هـ . ق است نقشه گنبدخانه مربع است كه در پاكار تبديل به هشت و در مركز گنبد تبديل به نورگير 12 ضلعي شده است. تمامي سطح داخلي گنبد با مقرنسكاري و تزيينات مرسوم دوره صفويه تزيين شده است.

ضرابخانه (موزه سكه) :

اين بنا در اواسط بازار غربي و در شمال ميدان واقع است.نقشه آن چهار طاقي و به شكل هشت ضلعي مي باشد كه داراي گنبد مركزي و ايوان هاي جانبي است. طاق ها و ايوان هاي ضرابخانه با گچبري هاي زيبايي تزيين گرديده است.
اين بنا از آثار اواخر دوره گنجعلي خان است و محل ضرب سكه و مسكوكات طلا و و نقره دولتي بوده است و در حال حاضر انواع سكه هاي قديمي در غرفه هاي آن به نمايش گذاشته شده و يكي از معتبرترين موزه هاي سكه ايران است.

آب انبار:

اين بنا در حد مياني بازار غربي قرار گرفته است و داراي سردري زيبا با تزيينات مربوط به دوره صفويه مي باشد. تاريخ احداث آن 1029 هـ .ق. است. آب انبار به دستور عليمران خان پسر گنجعلي خان بنا شده است و معمار آن استاد عبدا… بوده است.اين آب انبار بادهليزي طولاني و راه پله به پا آب راه دارد و مخزن آن در اين قسمت واقع شده است. اين محل يكي از معتبرترين آب انبارهاي شهر در عصر خويش تلقي مي شده است.

سراي گنجعلي خان:

در ضلع شرقي ميدان و در محور آن سردر بلند و زيبايي وجود دارد كه تاريخ احداث آن سال 1007 هـ .ق. مي باشد. ساختمان اين سرا در دو طبقه احداث شده است. در طبقه زيرين دكاكين و در طبقه بالا حجره هاي تجار ساخته شده اند. نماي اين سرا داراي كاشيكاري معرق بوده است. طرح هاي مورد استفاده نقوش مرسوم عصر صفويه است كه تحت تأثير هنر نقاشي چين و مغول مي باشند. نقشه سرا چهار ايواني است كه در ايوان هاي شرقي وشمالي و جنوبي تزييناتي از نوع گچبري و نقاشي وجود دارد و در دوره هاي بعدي ورودي هايي از طرفين شمال و جنوب به داخل آن گشوده اند كه سرا را به بازارهاي اختياري ونمد مالي متصل مي نمايد.

بازار گنجعلي خان

اين بازار خط مستقيمي است كه در دو سوي آن دو دروازه ورودي و خروجي شهر يعني دروازه ارگ و دروازه مسجد (وكيل) قرار دارد. طول آن حدود سه كليومتر است و متشكل از كاروانسراها، سراها و تيمچه هايي است كه همگي در دو راستاي عمود بر هم جاي گرفته اند.
بخشي از بازار بزرگ كرمان در مجاورت مجموعه گنجعلي خان قرار دارد كه بازار مسگري و بازار گنجعلي خان از آن جمله اند. بازار مسگري و بازار گنجعلي خان از آن جمله اند. بازار مسگري در امتداد بازار كلاه مالي در ضلع شمالي و شرقي ميدان گنجعلي خان هستند كه عناصري مثل ضرابخانه و آب انبار در آن قرار گرفته اند. همچنين بازار جنوبي گنجعلي خان كه حمام در اواسط آن قرار دارد و بخشي از بازار بزرگ (راسته بازار) را تشكيل مي دهد و در امتداد بازار سراج ها قرار دارد. در تلاقي بازار غربي و جنوبي در گوشه جنوب غربي، چهار سوق بزرگ شكل گرفته كه معماري اين فضا در نوع خود كم نظيراست.

باغ شازده * ماهان * كرمان

باغ شاهزاده يكي از زيباترين باغهاي سنتي ايران محسوب مي شود . اين باغ در ماهان و دردامنه كوههاي تيگران واقع شده است و مربوط به اواخر دوره قاجاريه (1298 هجري قمري ) مي باشد .
اين باغ داراي سردر ورودي بسيار زيبا است كه گفته مي شود كه اين باغ به دستور حاكم كرمان ساخته شده و وقتي خبر مرگ ناگهاني حاكم را به ماهان مي برند بنايي كه مشغول تكميل سردر ساختمان بود تغار گچي را كه بدست داشته محكم به ديوار كوبيده و كار را رها كرده و فرار نموده به همين علت جاهاي خالي كاشي ها را برسردرورودي مي توان ديد .
اين باغ علاوه برسردر شامل عمارت شاه نشين و حمام نيز مي باشد . در حال حاظر قسمت شاه نشين به يك رستوران تبديل شده و توسط بخش خصوصي اداره مي شود . در اين باغ درختان ميوه متنوعي بچشم مي خورد و در جلوي عمارت هم حوض ها و فواره ها آبنماي زيبائي را تشكيل داده اند. هر ساله گردشگران از اين باغ زيباي اصيل ايراني بازديد مي كنند و از زيبائي و طراوت باغ لذت مي برند.

گنبد جبليه * كرمان *

در منتهي اليه شرقي كرمان گنبد بزرگ و عجيبي از سنگ و گچ بنا گرديده كه دست تطاول روزگار در تخريب آن كوتاه آمده است . اين گنبد هشت ضلعي تماما از سنگ است و عرض پي آن نيز در پايه به 3 متر مي رسد.در هشت طرف آن هشت در بعرض 2متر قرار گرفته كه اخيرا براي مستحكم ساختن بنا و جلوگيري از تخريب آن درگاهها را با سنگ مسدود كرده اند و فقط يكي را باز گذاشته اند . قسمت بالاي گنبد از آجر ساخته شده است و معلوم نيست كه آيا روي گنبد كاشي بوده يا نه؟
در داخل گنبد ظاهرا گچ بري ها و تزئين كاريهايي وجود داشته كه قسمت بالا ريخته و قسمت پائين را تخريب كرده اند . از تاريخ بنا و منظور از ساختمان اين گنبد مطلبي ذكر نشده سر پرسي سايكس در كتاب هشت سال در ايران مي نويسد : از قبرستان كه رد مي شويد يك ساختمان هشت ظلعي سنگي خواهيد ديد كه گنبدي به شكل دو هلال برآن قرار گرفته و قطر داخل آن 18 فوت و هر طرفي نيز 18 فوت و نوك آن اجري و منتهي اليه آن دايره مي باشد . اين محل را جبليه مي نامند و تنها ساختمان سنگي كرمان همين گنبد جبليه است.
ايرانيان معتقدند كه اين محل مقبره يكي از زرتشتيان بوده و برخي نيز عقيده دارند كه مزار سيد محمد تباشيري است .ولي نسبت اخير را در بعضي نقاط تكذيب مي كنند . بديهي است در زماني كه اين قبرستان را ويران كرده اند سنگ اين مقبره را برداشته اند و براي نمايي بكار برده اند برخي اين گنبد را متعلقبه سلجوقيان مي دانند .
ولي اين ادعا درست نيست . "جبلي " تحريف يافته كلمه " گبري " است و بر طبق قواعد اشتقاقهاي فارسي " گ " به "ج" بدل شده است قدمت اين گنبد را از اين كلمه كه آن را گنبد "گبر " نيز گفته اند مي توان حدس زد كه شايد مربوط به پيش از اسلام باشد و از بناهاي زرتشتي و گبري است گرچه استيل آن با استيل آتشكده تطابق ندارد .از سبك معماري آن نيز استنباط مي شود بناي مذكور مربوط به اواخر دوره ساساني مي باشد كه اوائل اسلام تعمير و مرمت شده است و يا اينكه در اوائل اسلام با الهام از معماري ساساني بنا گرديده است.

گنبد سبز

گنبد سبز از بناهاي قرن هفتم هجري شهر كرمان است كه به قپه سبز نيز شهرت دارد. اين اثر از بقاياي مدرسه و آرامگاه قراختائيان كرمان به يادگار مانده كه در اثر زلزله 1314 هجري قمري قسمت اعظم آن ويران شد. در حال حاضر فقط سر در ورودي مدرسه باقي مانده است. بقاياي ديوارهاي آن و همچنين آرامگاه، زير ساختمانهاي مسكوني مدفون شده است. سقف ايوان آن بر اثر زلزله فروريخته و در دوران بعد بازسازي شده است. زيباترين قسمت ايوان كاشي‌كاري معرق آن است كه در نوع خود بي‌نظير است.

جاذبه هاي طبيعي

ييلاقات ماهان

شهر ماهان در 35 كيلومتري جنوب شرقي شهر كرمان در مسير راه كرمان به بم واقع شده است. اين شهر زيبا كه در دامنه ارتفاعات قرار گرفته از چشمه‌ها و آب‌هاي فراوان برخوردار است. در 6 كيلومتري جنوب ماهان باغي زيبا و بزرگ با ساختماني جالب وجود دارد. اين ساختمان زيبا و ييلاقي در دوره قاجاريه بنا گرديد.

ييلاقات جوپار

شهر ييلاقي جوپار با مناظري زيبا در جنوب كرمان قرار دارد كه با جاده‌اي آسفالته به كرمان و ماهان مرتبط مي‌شود. اين ناحيه پاركي زيبا و باغ‌هايي جالب و ديدني دارد. مقبره مطهر امامزاده حسين كه گفته مي‌شود فرزند موسي‌بن‌جعفر( ع ) است، در آنجا قرار دارد و زائرين زيادي جهت زيارت به آنجا مي‌روند. جوپار ييلاق با صفايي است و شهركي نسبتاً آباد به شمار مي‌روند. انگور جوپار بسيار مرغوب و معروف است.

ييلاقات راين

راين يكي از ييلاقات شهرستان كرمان مي‌باشد كه فاصله آن تا كرمان 110 كيلومتر و تا بم 120 كيلومتر است و از نقاط خوش آب و هواي استان به شمار مي‌رود. راين در دامنه قله كوه هزار قرار دارد كه بلندترين قله استان و سومين قله ايران با ارتفاع 4450 متر است. اين كوه در اكثر ماه‌هاي سال پوشيده از برف است و آبشاري زيبا در آن واقع شده است. در راين درختان چنار كهنسال و ستبري وجود دارد كه بسيار ديدني هستند.

چشمه حسين آباد ( راين )

اين چشمه در 33 كيلومتري شمال‌غربي راين كرمان واقع شده و آب آن از دسته آب‌هاي بي‌كربناته سديك است و تقريباً با آب‌هاي معدني ويشي فرانسه مشابه است. اين نوع آب‌ها در دستگاه گوارش باعث قليايي شدن محيط معده و سپس تحريك ترشحات آن مي‌گردند و در سيستم كبدي و لوزالمعده به سبب تحريك لوزالمعده و بزاق ، اثر بهبود بخشي دارند.

چشمه قلعه عسگر

چشمه قلعه عسگر در 11 كيلومتري روستاي سلطان آباد، در جنوب كرمان واقع شده است. آب اين چشمه از دسته آبهاي كلروره سديك سنگين و مشابه آب معدني اورياژ ايزر فرانسه است. اين دسته آبها بيشتر مصارف خارجي دارند و در رفع بيماري‌هاي لنفاتيسم، راشيتيسم، برخي بيماري‌هاي پوستي، رماتيسم و بيماري‌هاي زنانه مؤثر است.

چشمه معدني ته خاتون

اين چشمه در شرق كرمان به فاصله 13 كيلومتري جوشان واقع شده است. از آب اين چشمه براي استحمام استفاده مي‌شود. آب اين چشمه گرم از دسته آب‌هاي كلروره سديك و بي‌كربناته كلسيك گازدار است و آرام بخش دردهاي مفصلي و عصبي است.

چشمه معدني غرغره ( باباترش )

چشمه معدني غرغره در فاصله 40 كيلومتري راين كرمان واقع شده است. اين منطقه پوشيده از رسوبات كويري و حاوي املاح نمكي فراوان مي‌باشد. آب چشمه غرغره از دسته آب‌هاي كلروره سديك بي‌كربنات كلسيك سنگين و شبيه آب معدني اورياژايزر فرانسه است. اين نوع آب در درمان خارجي بيماري‌هاي لنفاتيسم، راشيتيسم و بيماري‌هاي پوستي، رماتيسمي و همچنين بيماري‌هاي زنانه مصرف دارد.

چشمه آب معدني ابارق

چشمه معدني ابارق در جنوب شرقي كرمان در فاصله 11 كيلومتري شمال دهكده ابارق واقع شده است. آب اين چشمه از گروه آب‌هاي كلوره سديك و سولفات كلسيك نيمه گرم است كه شبيه آب چشمه نيدربرون له‌بن فرانسه مي‌باشد و براي دستگاه هاضمه بدن مفيد است. مصرف اين دسته آب‌ها در درمان بيماري‌هاي مفصلي نيز توصيه مي‌شود از آب چشمه براي استحمام استفاده مي‌كنند.

چشمه آب معدني بوجان

چشمه معدني بوجان در جنوب غربي كرمان به فاصله 45 كيلومتري سيرجان قرار دارد. آب اين چشمه نيز از دسته آب‌هاي كلروره سديك و سولفاته كلسيك نيم گرم است.

چشمه معدني رضاآباد

اين چشمه به فاصله 6 كيلومتري شمال روستاي گزك در شمال كرمان واقع شده است. آب چشمه رضاآباداز دسته آب‌هاي كلروره سديك و سولفاته كلسيك نيم گرم مي‌باشد و عمدتاً مورد استفاده استحمام قرار مي‌گيرد. اين منطقه را رسوبات آبرفتي دوران چهارم پوشانده‌اند.

چشمه معدني پاچنار

اين چشمه در 6 كيلومتري شمال آبادي جرك و 67 كيلومتري شمال كرمان واقع شده است. محل استقرار و نوع آب اين چشمه نيز مانند چشمه معدني رضا آباد مي‌باشد.

چشمه آب معدني بيشه

اين چشمه معدني در فاصله 24 كيلومتري شمال شرقي كرمان و در شمال شهداد واقع شده است. آب چشمه از دسته آب‌هاي كلروره سديك و سولفات كلسيك گرم است.

چشمه‌هاي آب معدني اختيارآباد

چشمه‌هاي آب معدني جوقن، بي‌بي، شهراء، جيوه و مرتضي علي در مجاورت دهكده اختيارآباد به فاصله 14 كيلومتري غرب كرمان از زمين خارج مي‌شوند. آب اين چشمه‌ها از دسته آب‌هاي كلروره سديك، سولفاته كلسيك هستند كه مشابه ‎آب چشمه نيدر برون لدبن فرانسه مي‌باشد.

چشمه آب معدني حوض نو

چشمه حوض نو در شمال‌شرقي كرمان واقع شده است. اطراف چشمه را رسوبات آبرفتي دوران چهارم زمين‌شناسي فرا گرفته است. آب چشمه حوض‌نو از دسته آب‌هاي سولفاته سديك و كلروره كلسيك است.

چشمه آب معدني بغرا

اين چشمه در فاصله تقريبي 13 كيلومتري شمال بخش جوشقان در شمال شرقي كرمان قرار دارد. آب آن از گروه آب‌هاي سولفاته كلسيك و بي‌كربنات سديك گرم است. مصرف درماني اين دسته آب‌ها بيشتر خارجي است و براي بيماري‌هاي مفصلي نقرس استفاده ميشود.

چشمه معدني حوض آباد

چشمه حوض‌آباد در 13 كيلومتري بخش جوشان در شمال شرقي كرمان قرار دارد. اين آب نيز از دسته آب‌هاي سولفاته بيكربنات سديك مي‌باشد كه شبيه آب معدني وتيل فرانسه مي‌باشد.
منابع :
پايگاه جاذبه هاي گردشگري ايران
سايت جامع گردشگري ايران
مركز گردشگري علمي فرهنگي دانشجويان ايران
پايگاه استانداري كرمان
ويكي پديا
پايگاه فرهنگسرا (تاريخچه كرمان)
پنج شنبه هفدهم 12 1391 19:27

جاذبه هاي توريستي خراسان

جاذبه هاي توريستي  خراسان
جاذبه هاي توريستي خراسان

 

تهيه كنندگان : عبدالامير كربلايي و ف. مدرك
منبع:راسخون



جاذبه هاي تاريخي و معماري استان خراسان رضوي

استان خراسان رضوي بزرگ ترين قطب توريسم مذهبي جمهوري اسلامي ايران است كه بناهاي آرامگاهي بيش ترين و مهم ترين چشم انداز معماري اين منطقه را تشكيل مي دهند. مجموعه هاي آرامگاهي، بناهايي هستند كه طي ساليان طولاني بر روي مدفن و مزار شخصيت‌هاي مذهبي و محبوب شكل گرفته‌اند و معمولاً شامل بناي حرم، ‌مساجد، مدارس،‌ كتاب خانه‌ها، كاروان سراها، آب انبارها، خانقاه‌ها و فضاهايي از اين قبيل مي شوند. گسترش چنين مجموعه‌هايي، با گسترش مذهب، اعتبار و احترام صاحب مدفن و ارزش هنري و معماري بناهاي ساخته شده ارتباط مستقيمي دارد.
برخي از مجموعه‌هاي آرامگاهي(مانند آستان قدس رضوي) در شكل گيري و پيدايش شهرها، نقش اساسي و مهمي ايفا كرده‌اند و به مركز فعاليت‌هاي مختلف مذهبي، سياسي،‌ اقتصادي و غيره تبديل شده‌اند. مجموعه ي آستان قدس رضوي يكي از با شكوه ترين بناهاي آرامگاهي سراسر جهان اسلام است كه وجود مبارك حضرت امام رضا(عليه السلام) را در برگرفته و سبب شده استان خراسان رضوي به بزرگ ترين قطب توريسم مذهبي ايران تبديل شود.
مجموعه ي آستان قدس رضوي كه خود به تنهايي جاذبه ي معماري كم نظيري به شمار مي رود، همراه با ساير بناها و آثار معماري اين سرزمين؛ سبب شده اند كه استان خراسان رضوي علاوه بر جاذبه هاي معنوي از نظر جاذبه هاي معماري و تاريخي نيز داراي اهميت زيادي باشد. صحن‌هاي مجموعه ي آستان قدس رضوي داراي پنج صحن؛ عتيق(انقلاب)، جديد(آزادي)، امام خميني (موزه)، جمهوري اسلامي و قدس است كه دو صحن آخري نوساز هستند. هر يك از صحن هاي مجموعه ي مقدس آستان قدس رضوي شاهكارهايي از معماران مختلف ايراني را به نمايش مي گذارند. از جمله آثار ارزشمند داخل حرم رضوي، سه محراب با شكوه مربوط به قرن هاي هفتم هجري است كه بر روي دو محراب، ‌كتيبه‌هايي به خط كوفي و بر سومي، كتيبه‌هايي به خط كوفي و ثلث و به رنگ لاجوردي بر زمينه سفيد، مشتمل بر آيات و احاديث نوشته شده است. درب هاي سه گانه حرم مطهر نيز از آثار با ارزش هنري به شمار مي‌آيند. صندوق و ضريح مرقد كنوني، مربوط به دوره ي قاجار و بعد از آن است. صحن هاي حرم رضوي هر يك در دوره اي تاريخي ساخته شده اند و معماري هر يك از صحن ها؛ گوياي روند معماري زمانه ي خود است.

مسجد زيبا، تاريخي و مشهور گوهرشاد در جنوب حرم مطهر رضوي قرار گرفته و به سبب دارا بودن انواع تزيينان چشم گير و غني، از ديدني ترين مسجد هاي منطقه به شمار مي آيد. آرامگاه فردوسي شاعر بزرگ پارسي در سرزمين توس زيارتگاه مشتاقان ادبي است و شهر توس، شهرت و معروفيت خود را مديون آثار و شخصيت شامخ اين شاعر ارجمند است. شهر توس كه به نظر مي سد در اواخر دوره ساسانيان، ساخته شده و زندان و گنبد هارونيه را در بر گرفته يكي ديگر از ديدني ترين مناطق استان خراسان رضوي به شمار مي آيد.

بناي كاخ خورشيد در مشهد مقدس و در وسط باغ بزرگي قرار گرفته كه از آثار دوره ي نادر شاه افشار است و امروزه به مكاني براي بازديد همه ي مردم تبديل شده است.
بناهاي تاريخي و معماري متعددي در مناطق مختلف استان خراسان رضوي پراكنده شده اند؛ ولي مهم ترين و بيش ترين اين بناها در شهرستان مشهد قرار گرفته اند. مجموعه ي كلات نادري مانند دره‌اي است كه توسط دو رشته كوه مرتفع محاصره شده و آثار باستاني آن به دوره ي نادرشاه افشار تعلق دارند. كتيبه ي نادري واقع در خارج از قلعه ي نادري (دربند نفتي) به زبان تركي و به خط نستعليق در بدنه ي كوه قرار گرفته؛ دروازه ي ورودي، دروازه ي دهچه، دروازه ي چوب بست، دروازه ي گشتانه، دروازه ي نفتي، دربند ارغون شاه، همراه با عمارت خورشيد و تخت دختر مجموعه بناهايي هستند كه بر روي تپه‌اي، به امر نادرشاه ساخته شده و اكنون آثار پراكنده اي از آن ها به جاي مانده كه براي گردشگران جذاب و ديدني هستد.
درفاصله ي 6 كيلومتري شهر قاين و در دامنه كوه معروف به ابوذر، آرامگاه بوذرجمهر؛ شاعر و اديب بزرگوار زمان سلطان محمود غزنوي قرار گرفته كه بسيار زيبا و دلگشا بوده و از قدمتي ديرينه برخوردار است. آتشكده بازه هور در روستاي رباط سفيد تربت حيدريه واقع شده و از بناهاي باستاني اين منطقه به شمار مي رود. مسجد جامع رشتخوار در تربت حيدريه، مسجد مولانا در تربت جام، مسجد كوشك درقاين، مسجد جامع سنگان در خواف از ديگر بناهاي تاريخي و قديمي استان خراسان رضوي به شمار مي روند.
مدرسه هاي زيادي نيز در كنار مسجد هاي متعدد استان خراسان رضوي بنا شده اند كه برخي از آن ها از جمله مدرسه هاي دومناره گلشن، ميرزا جعفر و مدرسه نواب و مدرسه هاي سبزوار از ارزش هاي خاص معماري و تاريخي برخوردار هستند.
تپه هاي باستاني كه برخي از باستان شناسان اكتشافات مهمي روي آن ها انجام داده اند، پل هاي تاريخي كه در دوره هاي مختلف ساخته شده اند، سدهاي قديمي كه برخي از آن ها هنوز مورد استفاده قرار مي گيرند و بازمانده هاي شهرهاي قديمي بخش ديگري از جاذبه هاي گردشگري تاريخي و معماري استان خراسان رضوي ررا تشكيل مي دهند.

جاذبه هاي توريستي شهر مشهد

استان خراسان رضوي بزرگ ترين قطب توريسم مذهبي جمهوري اسلامي ايران است كه بناهاي آرامگاهي بيش ترين و مهم ترين چشم انداز معماري اين منطقه را تشكيل مي دهند.
مجموعه هاي آرامگاهي، بناهايي هستند كه طي ساليان طولاني بر روي مدفن و مزار شخصيت هاي مذهبي و محبوب شكل گرفته اند و معمولاً شامل بناي حرم، مساجد، مدارس، كتاب خانه ها، كاروان سراها، آب انبارها، خانقاه ها و فضاهايي از اين قبيل مي شوند.
گسترش چنين مجموعه هايي، با گسترش مذهب، اعتبار و احترام صاحب مدفن و ارزش هنري و معماري بناهاي ساخته شده ارتباط مستقيمي دارد.
برخي از مجموعه هاي آرامگاهي (مانند آستان قدس رضوي) در شكل گيري و پيدايش شهرها، نقش اساسي و مهمي ايفا كرده اند و به مركز فعاليت هاي مختلف مذهبي، سياسي، اقتصادي و غيره تبديل شده اند.
مجموعه ي آستان قدس رضوي يكي از با شكوه ترين بناهاي آرامگاهي سراسر جهان اسلام است كه وجود مبارك حضرت امام رضا(ع) را در برگرفته و سبب شده استان خراسان رضوي به بزرگ ترين قطب توريسم مذهبي ايران تبديل شود.
مجموعه ي آستان قدس رضوي كه خود به تنهايي جاذبه ي معماري كم نظيري به شمار مي رود، همراه با ساير بناها و آثار معماري اين سرزمين؛ سبب شده اند كه استان خراسان رضوي علاوه بر جاذبه هاي معنوي از نظر جاذبه هاي معماري و تاريخي نيز داراي اهميت زيادي باشد.
صحن هاي مجموعه ي آستان قدس رضوي داراي پنج صحن؛ عتيق(انقلاب)، جديد(آزادي)، امام خميني (موزه)، جمهوري اسلامي و قدس است كه دو صحن آخري نوساز هستند.
هر يك از صحن هاي مجموعه ي مقدس آستان قدس رضوي شاهكارهايي از معماران مختلف ايراني را به نمايش مي گذارند.
از جمله آثار ارزشمند داخل حرم رضوي، سه محراب با شكوه مربوط به قرن هاي هفتم هجري است كه بر روي دو محراب، كتيبه هايي به خط كوفي و بر سومي، كتيبه هايي به خط كوفي و ثلث و به رنگ لاجوردي بر زمينه سفيد، مشتمل بر آيات و احاديث نوشته شده است.
درب هاي سه گانه حرم مطهر نيز از آثار با ارزش هنري به شمار مي آيند.
صندوق و ضريح مرقد كنوني، مربوط به دوره ي قاجار و بعد از آن است.
صحن هاي حرم رضوي هر يك در دوره اي تاريخي ساخته شده اند و معماري هر يك از صحن ها؛ گوياي روند معماري زمانه ي خود است.
مسجد زيبا، تاريخي و مشهور گوهرشاد در جنوب حرم مطهر رضوي قرار گرفته و به سبب دارا بودن انواع تزيينان چشم گير و غني، از ديدني ترين مسجد هاي منطقه به شمار مي آيد.
آرامگاه فردوسي شاعر بزرگ پارسي در سرزمين توس زيارتگاه مشتاقان ادبي است و شهر توس، شهرت و معروفيت خود را مديون آثار و شخصيت شامخ اين شاعر ارجمند است.
شهر توس كه به نظر مي سد در اواخر دوره ساسانيان، ساخته شده و زندان و گنبد هارونيه را در بر گرفته يكي ديگر از ديدني ترين مناطق استان خراسان رضوي به شمار مي آيد.
بناي كاخ خورشيد در مشهد مقدس و در وسط باغ بزرگي قرار گرفته كه از آثار دوره ي نادر شاه افشار است و امروزه به مكاني براي بازديد همه ي مردم تبديل شده است.
بناهاي تاريخي و معماري متعددي در مناطق مختلف استان خراسان رضوي پراكنده شده اند؛ ولي مهم ترين و بيش ترين اين بناها در شهرستان مشهد قرار گرفته اند.
مجموعه ي كلات نادري مانند دره اي است كه توسط دو رشته كوه مرتفع محاصره شده و آثار باستاني آن به دوره ي نادرشاه افشار تعلق دارند.
كتيبه ي نادري واقع در خارج از قلعه ي نادري (دربند نفتي) به زبان تركي و به خط نستعليق در بدنه ي كوه قرار گرفته؛ دروازه ي ورودي، دروازه ي دهچه، دروازه ي چوب بست، دروازه ي گشتانه، دروازه ي نفتي، دربند ارغون شاه، همراه با عمارت خورشيد و تخت دختر مجموعه بناهايي هستند كه بر روي تپه اي، به امر نادرشاه ساخته شده و اكنون آثار پراكنده اي از آن ها به جاي مانده كه براي گردشگران جذاب و ديدني هستد.
درفاصله ي 6 كيلومتري شهر قاين و در دامنه كوه معروف به ابوذر، آرامگاه بوذرجمهر؛ شاعر و اديب بزرگوار زمان سلطان محمود غزنوي قرار گرفته كه بسيار زيبا و دلگشا بوده و از قدمتي ديرينه برخوردار است.
آتشكده بازه هور در روستاي رباط سفيد تربت حيدريه واقع شده و از بناهاي باستاني اين منطقه به شمار مي رود.
مسجد جامع رشتخوار در تربت حيدريه، مسجد مولانا در تربت جام، مسجد كوشك درقاين، مسجد جامع سنگان در خواف از ديگر بناهاي تاريخي و قديمي استان خراسان رضوي به شمار مي روند.
مدرسه هاي زيادي نيز در كنار مسجد هاي متعدد استان خراسان رضوي بنا شده اند كه برخي از آن ها از جمله مدرسه هاي دومناره گلشن، ميرزا جعفر و مدرسه نواب و مدرسه هاي سبزوار از ارزش هاي خاص معماري و تاريخي برخوردار هستند.
تپه هاي باستاني كه برخي از باستان شناسان اكتشافات مهمي روي آن ها انجام داده اند، پل هاي تاريخي كه در دوره هاي مختلف ساخته شده اند، سدهاي قديمي كه برخي از آن ها هنوز مورد استفاده قرار مي گيرند و بازمانده هاي شهرهاي قديمي بخش ديگري از جاذبه هاي گردشگري تاريخي و معماري استان خراسان رضوي ررا تشكيل مي دهند.

آرامگاه نادرشاه

آرامگاه نادرشاه بنايي است كه به يادبود نادرشاه افشار در شهر مشهد ساخته شده است.
قوام السلطنه در اواخر عهد قاجار ( 1296 خورشيدى ) در محل يكى از مقابر ويران شده نادرى آرامگاه جديدى براى وى ساخت و استخوانهاى او را از تهران به مقبره مزبور حمل كردند.
اين بناى جديد كه در محل فعلى آرامگاه وى قرار داشت مدتى بر پا بود تا اين كه انجمن آثار ملى ايران در سال 1335 خورشيدى درصدد بر آمد آرامگاهى مناسبِ شأن نادرشاه براى وى در همان محل مقبره ساخته قوام السلطنه احداث نمايد.
اين كار از سال 1336 شروع شد و در سال 1342 به پايان رسيد. مقبره كنونى نادرشاه واقع در ضلع شمال غربى چهارراه شهدا (نادرى سابق) كه پس ازبارگاه ملكوتي حضرت علي بن موسي الرضا(ع)امام هشتم شيعيان مهم ترين موضع توريستى ـ تاريخى شهر مشهد تلقى ميشود، در باغى به مساحت 14400 متر مربع ساخته شده است.
مقبره شامل سكويى دوازده پله اى، محل گور، پوششى خيمه مانند بر روى قبر، سكويى مرتفع در مجاور قبر با مجسمه نادرشاه سوار بر اسب و سه تن ديگر در پى او، يك غرفه فروش كتاب و دو تالار براى موزه است. طراح بنا مهندس سيحون بود و مجسمه ها را هنرمند فقيد ابوالحسن صديقى ساخته است.
مصالح مقبره عمدةً از سنگهاى خشن و سخت گرانيت كوهسنگى مشهد است. بعضى از قطعات سنگ بسيار بزرگ انتخاب شده تا تداعى كننده مقبره دوم ساخته خود نادرشاه باشد. پوشش مقبره كاملاً به مانند چادر عشايرى است، كه نادر در آن زاده و هم كشته شده است.
پوشش ديوارهاى داخلى مقبره نيز از سنگهاى مرمر اُخرايى رنگ مراغه انتخاب شده تا قتل نادرشاه در داخل چادر را تداعى نمايد.
از موقوفات كرامند نادرى كه از تصرف وقف خارج شده بود روستاى دهشك در مجاور شهر تابران توس احيا شده و در اختيار موقوفه نادرى قرار گرفته است كه احتمالاً به زودى از محل در آمد آن به بخشى از نيّات واقف بر سر قبر وى عمل خواهد شد.

مجموعه باغ و موزه آرامگاه

ساختمان جديد آرامگاه نادر شاه افشار به گزارش ميراث خبر در تاريخ 12 فرودين ماه سال 1342 با حضور پهلوي دوم به همت انجمن آثار ملي در باغ نادري بازگشايي شد.
نادر شاه افشار فاتح دهلي در هنگام حيات خود دستور به ساخت آرامگاهي كوچك در بالا خيابان مشهد داد.
اين آرامگاه كوچك در سال 1145 هجري قمري در مجاور چهارباغ شاهي و روبروي حرم امام ضا(ع) از خشت و گل ساخته شد.
موزه نادري در قسمت اصلي بناي يادبود آرامگاه افشار در 2 تالار به منظور معرفي آثار تاريخي اين دوره شكل گرفته است .
اين بنا به همت انجمن آثار ملي در سال 1342 خورشيدي توسط مهندس هوشنگ سيحون طراحي و ساخته شده است .
تنديس نادر شاه سوار بر اسب به همراه تني چند از سربازانش بر فراز يك حجم سنگي مرتفع توسط مجسمه ساز شهير ايراني زنده ياد استاد«ابوالحسن صديقي » ساخته شده است .
تالار شماره 1 :
اين تالار به انواع سلاح هاي دوره افشاريه ، تابلوهاي نقاشي از نادر و صحنه هاي جنگ ، وسايل سوار كاري مانند زين و برگ اسب از دوره افشاريه تا قاجاريه ، چند نسخه خطي از جمله تاريخ جهانگشاي نادري و دو شمشير متعلق به نادراختصاص دارد كه روي يكي كلمه«السلطان نادر » حك شده و روي ديگراين بيت شعر طلاكوب شده است:
شاه شاهان نادر صاحب قران هست
سلطان بر سلاطين جهان اين شمشير در دشت مغان به سال 1148 هجري در روز تاجگذاري نادر از طرف ملت ايران به وي هديه شده است.
تالار شماره2:
اين تالار در سال 1373 به مجموعه اضافه شد و در آن انواع سكه، ظروف و ديگر اشياي اهداي از دوره صفويه تا معاصر به نمايش در آمده است. همچنين در گوشه شمالي آرامگاه نادر آرامگاه محمد تقي خان پسيان سردار خراسان قرار دارد.

آرامگاه لقمان

شهرستان :سرخس
كاربري كنوني :زيارتي، تاريخي
ديرينگي :۱٬۰۰۰سال
شمارهٔ ثبت :۱۶۵
آرامگاه لقمان،بنايي عظيم وآجري در شهرستان سرخس است.اين بنا پس از هزار سال، هنوز ابهت وصلابت خود را حفظ كرده و در ميان تل هاي خاكي بخش هاي مخروبهٔ ملحقات بنا گردن فرازي مي كند.
مقبرهٔ اين عارف سرخسي در يك كيلومتري شمال شهر سرخس قرار دارد. شباهت بسيار زيادي بين اين بنا و آرامگاه سلطان سنجر سلجوقي وجود دارد.اين بنا شامل گنبدي دو پوشه آجري با ايواني بلند است همچنين نوار كمربند مانندي قسمت مدور گنبد را از ساقه و ديواره آن كه بر روي قاعده كثيرالاضلاعي قرار گرفته است، جدا مي كند.
در بدنه هر ضلع آن، روزنه اي براي روشنايي درون گنبد تعبيه شده است. و تزئينات گچي، گچ بري و آجركاري آن ممتاز است.
درون طاق ها مزين به نقوش هندسي لوزي شكل (برجسته و گود) مي باشد.
طول وعرض خارجي بقعه به ابعاد۷۰*۱۷۰و۴۰* ۲۶متر مي باشد.
ساختمان آن ازدو بخش مربع شكل متصل به هم تشكيل شده است.
ايوان ورودي بزرگ و مرتفعي درسمت شمال و آرامگاه كه در وسط چهار ضلع داخلي آن طاق نماهايي ساخته شده است.
بقعه داراي دوطبقه و طبقه ي دوم آن غرفه داراست. طرح چهارضلعي بنادرقسمت بالا به تعدادي تربنه به طرح هشت ضلعي تبديل شده كه حجم چشمگيري رادرنماي خارجي آن بوجودآورده است. و گنبد كم خيزي برروي استوانه بناگرديده است.
نورداخل بقعه از چهارنورگير مستطيل شكل دربدنه هشت ضلعي تامين مي شودو طاق نماهاي داخلي بنا با آجركاري ظريف و طرحهاي هندسي لوزي ساخته شده است.اين بناي تاريخي تحت شماره ۱۶۵ در شمار آثار تاريخي با ارزش ايران به ثبت رسيده است.

بند نادري

سدي آجري است در انتهاي جلگه شهرستان كلات استان خراسان رضوي در شمال شرقي ايران.
اين بند در حدود ۴ كيلومتر پايين تر از شهر كلات به سمت روستاي نفطه و بر روي رودخانه ژرف رود ساخته شده است.
ارتفاع اين بنا از كف رودخانه ۷۰ متر است به نحوي كه هر قدر از كف رودخانه به طرف بالا ادامه مي يابد بر عرض بند افزوده مي شود.
در نما و پوشش اين بند از آجرهاي قرمز رنگ استفاده شده است.
ديوار سد داراي حالت نيم دايره و شبيه سدهاي هلالي با فرورفتگي بسيار كم مي باشد.
اين بند داراي سه دهانه عمودي به فواصل مختلف مي باشد كه دو دهانه زيرين براي كاهش فشار آب و دهانه سوم كه در قسمت بالا است به منظور تقسيم آب تعبيه شده است.
اهالي كلات اين سد را يه نادرشاه افشار نسبت مي دهند اما بعضي از محققين، ساختمان آن را از آثار الغ بيگ فرزند شاهرخ گوركاني مي دانند. اما به نظر مهدي بامدادي در كتاب آثار تاريخي كلات و سرخس، بناي سد را مربوط به سلجوقيان و بالاخص سلطان سنجر سلجوقي مي داند.

آرامگاه خواجه ربيع

مقبره خواجه ربيع بنايي باشكوه واقع در باغي وسيع و مصفا، بر كناره كشف رود و در حاشيه شمالي شهر مشهد است.
اين مقبره داراي گنبدي به ارتفاع ۱۸ متر بر روي بنايي چهار ايواني است.
گنبد بنا دو پوششه و پوشيده از كاشي هاي زيباي فيروزه اي و درون بنا هم مزين به نقاشي هاي طلايي رنگ است.
ربيع ابن خثيم، مشهور به خواجه ربيع، از طايفه بنياسد و ساكن كوفه، از زمره زهّاد هشتگانه صدر اسلام و تابعين (كساني كه صحابه پيامبر را درك كرده اند)و همچنين از ياران و سرداران حضرت علي عليه السلام بوده است.
وي ضمن ارادت به حضرت علي عليه السلام ظاهراً از خويشان معاوية بن ابوسفيان هم بوده است، بنابراين در سال هاي پاياني خلافت حضرت علي عليه السلام و بروز اختلاف ميان ايشان و معاويه، به قصد انزوا و دوري از نزاع طرفين عراق را به قصد ايران و خراسان ترك كرده است.
او در سال هاي پاياني عمر ساكن شهر نوغان (مركز ولايت توس در آن زمان) شده و بالاخره در سال ۶۳ ه ق يا به روايتي ديگر در سال ۶۱ درگذشته و در يك فرسنگي شمال نوغان دفن گرديده است.
مشهور است كه حضرت امام رضا عليه السلام هنگام سفر به خراسان در سال هاي ۲۰۰ تا ۲۰۳ ه ق قبر خواجه را زيارت كرده است.
شاه عباس صفوي نيز در اوايل سده يازده قمري با توصيه و مشورت شيخ بهايي دستور احداث مقبره اي باشكوه براي خواجه را صادر كرد.
اساس بناي فعلي مقبره خواجه ربيع همان است كه در سال هاي ۱۰۲۶ تا ۱۰۳۱ ه ق به امر شاه عباس و با سرپرستي يكي از سادات رضوي مشهد به نام «ميرزا افلغ» احداث شده است.
دو كتيبه زيبا با تاريخ هاي ۱۰۲۶ و ۱۰۳۱ ه ق در داخل گنبد و ساقه خارجي آن به خط عليرضا عبّاسي سال هاي احداث و تزيين بنا را مي نماياند. با توجه به زمان درگذشت خواجه، وي از زمره قديمي ترين رجال مدفون در پيرامون شهر كنوني مشهد است.
مدفن او طي چهارده قرن گذشته همواره محلي محترم و زيارتگاه عموم مسلمانان بوده است.
روستايي كه باغ آرامگاه خواجه در آن واقع شده «حسين آباد خواجه ربيع» نام دارد و از جمله موقوفات مزار خواجه مي باشد.
اداره باغ و مزار خواجه ربيع در قرن اخير بر عهده آستان قدس رضوي است، در حالي كه پيش از آن متولي خاص داشته است.
در وقف نامه قابل تأملي كه از مدرسه پريزاد مشهد با تاريخ ۸۲۳ ه ق باقي است، باني آن مدرسه (پريزاد خانم) از اعقاب خواجه ربيع معرفي كرده است.
باغ خواجه ربيع يكي از قبرستان هاي مهم شهر مشهد نيز ميباشد.
جد قاجارها (فتحعلي خان) نيز كه در سال ۱۱۳۹ ه ق توسط نادرقلي افشار در همان باغ كشته شده در زير گنبد مقبره خواجه مدفون است.
گشتي در موزه مردم شناسي رباط ويراني؛ كوره مشتي هنوز هم روشن است
موزه مردم شناسي رباط (كاروانسرا) ويراني مشهد با هدف معرفي حرفه ها و مشاغل سنتي خراسان رضوي توسط سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري اين استان در سال 85 مورد بهره برداري قرار گرفت.

اين موزه در 10 كيلومتري جاده مشهد- شانديز و در روستاي ويراني واقع است.
در اين موزه نمايي از مشاغل و حرفه هاي سنتي استان خراسان رضوي بويژه شهر مشهد به نمايش گذاشته شده است كه مي توان آن را نخستين موزه مردم شناسي روستايي كشور و نخستين موزه تخصصي مشاغل و حرفه هاي سنتي خراسان بزرگ به شمار آورد.
غرفه عطاري و گياهان دارويي در گذشته نه چندان دور، عطاري ها بنيان طب سنتي اين سرزمين را تشكيل مي دادند.
در اين غرفه گردشگران با كمك مجسمه هاي استادان عطاري و به مدد غرفه آرايي بسيار جذاب با اين حرفه و نحوه داد و ستد در دوران قديم آشنا مي شوند.
غرفه آهنگري: مصنوعات آهني در تاريخ تمدن آدمي چنان با اهميت است كه كارشناسان و محققان دوره اي از تاريخ حيات بشر را به همين عنوان نامگذاري كرده اند.
در تاريخ ايران باستان، آهنگري مادر ساخت و توليد ابزار اوليه به شمار مي رفت و از اين رو يكي از غرفه هاي اين موزه را به خود اختصاص داده است.
در اين غرفه نيز نمونه هاي متنوعي از مصنوعات، ابزار و آلات به نمايش گذاشته شده كه از اين ميان مي توان به انواع تيشه، كلنگ، بيل، زنجير، خيش، چهارشاخ، انبر، قيچي، چكش و ابزار مشابه اشاره كرد.
غرفه حصير و جاروبافي: در اين غرفه گردشگران با انواع جاروهاي سيخي كه با استفاده از گياهي موسوم به جارو، بافته مي شود، آشنا مي شوند.
غرفه فرش بافي و رنگرزي: هنر و صنعت فرش بافي در ايران از قدمت بسيار زيادي برخوردار است كه نمونه آن، قطعاتي از بافته اي موصوم به قالي «پازريك» است كه به عصر هخامنشيان و پيش از آن باز مي گردد.
در اين غرفه افزون بر دارهاي قالي، غرفه رنگرزي قالي كه از هنرهاي قديمي اين استان است، در كنار پاتيل هاي رنگرزي و كوره به چشم مي خورد.
غرفه زين و گاري سازي: در اين غرفه گردشگران با شيوه هاي رايج آن زمان در زمينه ساخت و توليد زين و گاري به شكل بسيار ملموس آشنا مي شوند.
غرفه فيروزه و هر كاره تراشي: هر چند در خراسان رضوي فيروزه تراشي به نام نيشابور ثبت شده، اما حرفه هر كاره تراشي و حكاكي روي سنگ، تنها نام هنرمندان مشهد را به ذهن متبادر مي كند.
مواهب طبيعي پيرامون يك شهر؛ اينجا چشمها خسته نمي شوند!
مشهد داراي درياچه ها، چشمه ها و آبشارهاي طبيعي متعددي است كه برخي از آنها را معرفي مي كنيم:

درياچه بزنگان :

اين درياچه در 130 كيلومتري جاده مشهد- سرخس و در جنوب رشته كوه هاي هزار مسجد قرار دارد. مساحت آن در حدود 80 هكتار و حداكثر عمق آن 12 متر است. آب آن شيرين و از بارندگي ها و چشمه هاي كوچك تأمين مي گردد.

چشمه سبز:

چشمه سبز كه در حدود 20 كيلومتري روستاي بزرگ گلمكان مشهد واقع است، در سر راه مشهد به قوچان و در يكي از بلندترين نقاط رشته كوه بينالود قرار دارد. اين چشمه با طول و عرض بسيار زياد و آب فراوان از قديم زيبا و بحث انگيز بوده است. اين چشمه كه در اطراف به وسيله ديواره هاي كوهستاني احاطه شده است، درياچه اي را تشكيل مي دهد. يكي از چشمه هاي متعدد اين محل به نام چشمه اشتها معروف است. اهميت چشمه سبز در هواي مناسب و آب مطلوب آن است. طبيعت زيباي منطقه، اشتهار فراواني براي اين درياچه كوچك به همراه آورده است.

چشمه گراب:

اين چشمه در سمت جنوب و در فاصله 49 كيلومتري مشهد در جاده مشهد- نيشابور واقع شده است. چشمه گراب داراي چندين چشمه با فاصله حدود 500 متر از يكديگر مي باشد كه همگي داراي دهانه هاي مخروطي و ارتفاعي در حدود 30 متر از سطح زمين مي باشند. اين چشمه ها بر روي تپه هاي مخروطي شكل جريان دارند، داراي آب معدني با خواص درماني فراوان مي باشند.

چشمه شاهان گرماب:

اين چشمه در 72 كيلومتري مشهد و در نقطه اي كوهستاني واقع است و داراي آب معدني فراوان با 45 درجه سانتي گراد حرارت مي باشد.آب چشمه خواص درماني فراواني دارد. شاهان گرماب در جاده مشهد- سرخس واقع است، راه ديگر آن جاده مشهد- تربت جام است كه با گذشتن از فريمان به سمت شمال منشعب مي شود.

چشمه گيلاس:

اين چشمه در جلگه سرسبز توس قرار دارد و فاصله آن تا مشهد 48 كيلومتر است. چشمه گيلاس كه با نام چشمه گلسب در متون تاريخي از آن ياد مي شود، به علت واقع شدن در شرايط خاص جغرافيايي اغلب داراي آب است، اين چشمه در محل اختلاف سطح دو جلگه توس و مشهد و وضع خاص ارتفاعات نزديك آن (وه عمارت) از مخزن آب فراواني در شمال چشمه بهره مند مي شود.
عمق چشمه 4 تا 5 متر و ارتفاع آن از سطح دريا 1010 متر است.

آبشار اخلمد:

اين آبشار در 2 كيلومتري روستاي قديمي اخلمد جريان دارد. به علت ارتفاع زياد و بارندگي فراوان، اين آبشار در ماه هاي ابتداي هر سال داراي بيشترين مقدار آب و زيبايي فريبنده اي مي شود. از آنجا كه جنس سنگهاي تشكيل دهنده كوه هاي اخلمد آهكي است، بر اثر نفوذ آب داراي حفره ها و شكاف هاي مدور و نسبتاً عميقي مي باشد.
زمين و رسوبات اين منطقه به دليل پيدايش فسيل هاي آموذيت متعلق به اواخر دوران ژوراسيك است.
كوه هاي اخلمد هم به دليل ارتفاع و مسطح بودن و زيبايي فوق العاده هر سال سنگنوردان، كوهنوردان و مسافران زيادي را به سوي خود جلب مي كند.

قطار خاطره ها در تونل جادويي

مشهد در حال حاضر داراي چند پارك و شهربازي است كه هر كدام از ويژگيهاي خاصي برخوردار هستند.

شهربازي پارك ملت

محل آن داخل پارك ملت (ضلع شمال غربي ميدان آزادي) بوده و داراي شانزده دستگاه ثابت به شرح ذيل مي باشد:
بشقاب پرنده، فان فار، ماشين برقي، قو كودك، تاب كودك، ماشين كودك، قايق برقي، كشتي صبا، سينما 2000 ، كاترپيلار، قطار خانواده، سورتمه، استخر توپ، آفتاب و مهتاب كودك و گاو وحشي و اسبان گردان و نيز غرفه هاي بازي هاي كامپيوتري، هدف متحرك و بخش سالن هاي نمايش (عروسكي، جنگ، طنز، سرود، شعبده بازي و تردستي) و غرفه هاي مختلف اغذيه و آجيل و تنقلات است.

كوهستان پارك شادي

محل آن در انتهاي بلوار وكيل آباد در شهربازي كوهستان پارك شادي بوده و داراي انواع وسايل بازي و سرگرمي مي باشد كه برخي از آن عبارتند از:
دستگاه تندر، سرسره آبي، كردباد، تاب خانواده، رنجر، سينما 2000 ، سوپرمن، ترانبات، افلاك نما، مجموعه موتورسواري، آبشار، اختاپوس، موشك، اسب دونده، قطار كودك، تاب كودك و...

شهربازي پارك امت

محل آن در انتهاي سي متي طلاب بوده و داراي 9 دستگاه ثابت شامل بشقاب پرنده، فان فار، ماشين برقي، قو كودك، تاب زنجيره اي، قطار كودك، آستروجت، ماشين ترافيك و كاترپيلار كودك بوده و نيز 8 غرفه خوراكي و يك سالن نمايش كمدي و طنز دارد.

باغ وحش

محل آن در انتهاي بلوار وكيل آباد- جنب كوهستان پارك شادي بوده و داراي گونه هاي مختلف جانوران به صورت زنده و غيرزنده (تاكسيدرمي) مي باشد. به دليل نبود سيستم نور، بازديد از باغ وحش فقط در طول روز امكان پذير است.

گنجينه تاريخ در موزه هاي آستان قدس رضوي

موزه ها مكاني براي حفظ و نگهداري گنجينه هاي ارزشمند هنري، تاريخي و فرهنگي بشر و عامل وحدت جوامع انساني شناخته مي شوند و مكاني براي تحقق انديشه گفتگوي تمدنها در دنيا و پيام آور صلح و دوستي بين انسانها و عامل مهمي براي آشتي و آشنايي نسل امروز با فرهنگ نياكانشان و حس ريشه دار بودن آنهاست. حسي كه به آنها اعتماد به نفس لازم براي ساختن جامعه اي ايده آل را ارائه مي دهد.
تاريخچه چند هزار ساله و بهره مندي از تمدني كهن، ايران را به مجموعه اي از موزه ها تبديل كرده است كه مي تواند انسانها را در شناخت اين سرزمين باستاني بيش از پيش ياري رساند
پس از شهادت حضرت علي بن موسي الرضا(عليه السلام) ، مردم ولايتمدار و شيعه ايران اسلامي، بارگاه ملايك پاسبان حضرتش را مأمن و ملجا خود ديده و علاقه مندي اين مردم باعث شد كه ضمن زيارت مرقد ثامن الحجج(عليه السلام) ، هداياي ارزشمندي را تقديم اين بارگاه كنند و از همان زمان بحث موزه در اين بارگاه مد نظر قرار گرفت.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي با توجه به اهميت آثار موجود و نسخ قرآنهاي خطي كه قدمت هزار ساله كتابت قرآن مجيد و وقف آن به حرم مطهر حضرت رضا(عليه السلام) را نشان مي داد، ضرورت تشكيل يك گنجينه تخصصي براي نمايش نفايس قرآنهاي خطي بيشتر شد و بدين منظور گنجينه قرآن و نفايس در بهمن ماه 1364 شمسي گشايش يافت.
اين گنجينه داراي دو طبقه است كه مساحت تالارهاي نمايش در هر طبقه 400 مترمربع مي باشد.
طبقه همكف آن ابتدا براي نمايش آثار هنري و مرقعات هنرمندان آستان قدس رضوي و طبقه اول براي نمايش تعدادي از قرآنهاي خطي موجود در مخزن مخطوطات در نظر گرفته شد كه براساس ترتيب دوره تاريخي آن در ويترين ما چيده شد.
وي خاطر نشان مي كند: در ابتداي امر حدود هشتاد و يك جلد قرآن و تعدادي مرقع و چند عدد جلد لاكي روغني در طبقه اول به نمايش در آمد. در حال حاضر تعداد آثار در اين گنجينه افزايش يافته و رحلهاي قرآن، ابزار و ادوات خوشنويسي و كتابت، قلمدان و جعبه قرآنها نيز به مجموعه افزوده شده است.

گنجينه تمبر و اسكناس

دومين گنجينه تخصصي آستان قدس رضوي در بهمن ماه سال 1369 در طبقه منهاي يك ساختمان مركزي موزه با نمايش حدود 1210 قطعه تمبر مربوط به ايران و ساير كشورهاي جهان گشايش يافت.
اين مجموعه كه در ابتدا با تكيه بر آثار موجود و خريد تمبرهاي كسري تشكيل شده بود با وقف مجموعه اي ارزشمند تمبر و اسكناس از ايران و ساير كشورهاي جهان روز به روز بر غناي آن افزوده مي شود، چنانكه در حال حاضر بيش از 200 هزار قطعه تمبر از ايران و بيش از 200 كشور جهان و حدود 5 هزار قطعه اسكناس از ايران و هشتاد كشور جهان در مجموعه وجود دارد.

گنجينه هداياي رهبري

از سال 1373 مقام معظم رهبري در 5 نوبت مجموعه اي از آثار شامل نسخ خطي، دستباف، انواع تابلوهاي نقاشي، معرق، منبت و آثار حجمي، ماكت و... را به آستان قدس رضوي اهدا نمودند كه همين امر اختصاص فضايي به نمايش اين آثار را ضرورت بخشيد. وي خاطر نشان مي كند: بدين منظور طبقه همكف گنجينه قرآن و نفايس به اين امر اختصاص يافت و تعدادي از آثار اهدايي ايشان انتخاب و به نمايش درآمد.

گنجينه تخصصي فرش

ضرورت استفاده از فرش در فضاهاي زيارتي اماكن طي قرون گذشته و توجه متوليان امور آستان قدس، واقفان و اهداكنندگان به انتخاب بهترين فرشها به لحاظ طرح و نقشه و رنگ سبب شده كه آستان قدس رضوي امروزه يكي از بزرگترين گنجينه داران فرش در سراسر جهان باشد.
در بين فرشهاي باقي مانده از گذشته آثار نفيس و ارزشمندي از قرون نهم و دهم هجري قمري وجود دارد كه برخي براي استفاده در همين مكان بافته و اهدا شده است. قبل از تشكيل گنجينه فعلي تعداد محدودي از فرشهاي ارزشمند بر ديوار يكي از سالنهاي موزه آستان قدس رضوي براي نمايش نصب شده بود، اما با توجه به اهميت آثار ضرورت حفظ آنها در شرايط مطلوب و بهتر و با تلاش مسؤولان و دست اندركاران امر موقعيتي فراهم شد تا اين مجموعه بي نظير از كنج عزلت در آيد و در فضايي خاص نمايش داده شود.
بدين منظور در سال 1377 شمسي محل تالار مطالعه آقايان در ضلع جنوب شرقي صحن موزه به گنجينه تخصصي فرش اختصاص يافت و اين ساختمان داراي 2 طبقه و دو تالار نمايش مي باشد كه مجموعه اي از فرشهاي دوره صفويه تا دوره حاضر و تعدادي از نفايس منسوجات در آن به نمايش در آمده است.
گفتني است، در طي سالهاي اخير قالي و قاليچه هاي ارزشمندي مانند تمبر فرش با طرح تصوير معراج حضرت رسول(صلّي الله عليه و آله و سلّم) و مجموعه اي از آثار استاد يدا... صفدرزاده حقيقي به گنجينه اضافه شده است.

گنجينه هاي ساعت، سلاح، نجوم، نقاشي

در سال 1373 پس از انتقال كتابخانه مركزي آستان قدس رضوي به ساختمان جديد آن دربست شيخ طوسي دو طبقه فوقاني موزه مركزي آستان قدس توسط مهندسان عمران و حريم حرم مطهر امام رضا(ع) بازسازي و با تعبيه ويترين هايي در سالنهاي دو طبقه براي نمايش تعدادي از آثار موجود در خزانه آماده گرديد.
مساحت سالن و فضاي نمايشي در هر طبقه 960 مترمربع در نظر گرفته شد و در سال 1378 طي جلسات متعددي كه به منظور برنامه ريزي براي نمايش آثار در گنجينه هاي جديد توسط كارشناسان و مسؤولان موزه آستان قدس تشكيل و مقرر شد آثار منتخب با توجه به استقبال مردم و زائران بر اساس 5 موضوع نجوم و ساعت، سلاحهاي سرد و گرم، ظروف هنرهاي تجسمي، صدف، حلزون و آثار طبيعي به نمايش در آيند.
پس از تعيين موضوعهاي نمايشي در طبقات فوقاني، طبقه همكف فقط به نمايش آثار مربوط به تاريخ آستان قدس و حرم مطهر و مجموعه اي از سكه ها و مدالها اختصاص يافت.
بنابراين بخشي از آثار مانند ظروف چيني و سلاحهاي سرد كه از هنگام افتتاح در طبقه همكف چيده شده بودند براي نمايش در گنجينه هاي تخصصي به طبقات بالا انتقال يافت و تعدادي از آثار مورد نظر نيز از مجموعه خزانه انتخاب و منتقل گرديد.
سرانجام در هشتم تيرماه سال 1378 گنجينه نجوم و ساعت با تكيه بر كلكسيون اشياي علمي و نجومي سيد جلال الدين تهراني و برخي آثار وقفي يا اهدايي كه از گذشته وجود داشت، افتتاح شد، و همزمان گنجينه ظروف با نمايش مجموعه اي از ظروف سفالي، سلادن، چيني هاي آبي و سفيد، چيني هاي پنج رنگ و بلور و بارفتن، گنجينه سلاح با نمايش مجموعه اي بي نظير از آثار نقاشي هنرمندان ايراني چون استاد كمال الملك، استاد فرشچيان، استاد محمد زمان، كاتوزيان و... و هنرمندان خارجي مانند ويليام جيمز (تابلوي مشهور شهر ونيز) و تعدادي از تابلوهاي هنرمندان ايتاليايي، گنجينه صدف و حلزون و آثار طبيعي براساس كلكسيون اهدايي محمد سعيد فواد و هبه از شيعيان سوريه افتتاح شد.
در طي سالهاي اخير نيز مجموعه هاي بسياري شامل ظروف، تابلوهاي نقاشي و صدف و حلزونهاي سواحل شمالي و جنوبي ايران توسط زائران و بازديدكنندگان به موزه ها اهدا شده كه برخي به صورت دوره اي به نمايش در مي آيد.

گنجينه تاريخ مشهد و سكه و مدال

با تفكيك برخي از اشيا از گنجينه هاي طبقه همكف، برخي از ويترين ها به صورت موضوعي دوباره چيده شد كه اين موضوع ها عبارتند از ظروف شستشوي حرم مطهر، ابريق ها انواع زيارت نامه ها، ضريح هاي فولادي وطلا و نقره و مطربهاي زرين فام، كتيبه هاي طلاي حرم مطهر، درهاي چوبي، طلا و نقره، انواع وسايل روشنايي و قفل ها و موارد ديگر، در گنجينه سكه و مدال نيز مجموعه اي از سكه هاي دوره هاي سلوكي، اشكاني، ساساني مربوط به قبل از اسلام و سكه هاي دوره اسلامي مانند دوره عباسي، سلجوقي، صفوي و دو عدد سكه نقره ولايت عهدي حضرت رضا(عليه السلام) به نمايش در آمدند.

درباره بازار امام رضا

مشخصات كالبدي :
زير بناي سطح مغاره ها =2368 مترمربع بدون احتساب تاسيسات وراهروهاي بازار
تعداد واحدهاي تجاري=1711 واحد
تعداد طبقات =2طبقه -همكف و فوقاني
موقعيت بازار:در شهر زيارتي مشهدحدفاصل ميدان بيت المقدس و17 شهريور
مشخصات بنا و واحدهاي تجاري :
طول بازار =960متر
عرض بازار=33متر
بنا شامل :1711باب مغازه - تاسيسات - انتظامات - اطلاعات - نمازخانه - سويسهاي بهداشتي
هربازار در طبقه همكف شامل 100 باب مغازه 10 متر مربعي
هر بازار در طبقه فوقاني شامل 56 باب مغازه 5 متر مربعي و 64 باب مغازه 10متر مربعي
هر بازار داراي 7عدد هشتي است كه در طبقه همكف 40باب مغازه 7 يا 8 متر مربعي ودر طبقه فوقاني 16 باب مغازه 7يا8 مترمربعي
تاسيسات برودتي وحرارتي :
در داخل واحدهاي تجاري با استفاده از فن كويل سرماوگرما تامين تامين ميشودوهر بازار مجهز به 2 موتور خانه تاسيسات ميباشد
تجهيزات ساختماني :
سيستم پله برقي 6 عدد- سيستم تقويت آنتن موبايل - سيستم پيجينگ و اطلاع رساني
تاسيسات ساختماني :
سيستم تامين سرمايش وگرمايش واحدهاي تجاري: فن كويل سقفي
سيستم توليدسرمايش و گرمايش :چيلرجذبي شعله مستقيم
فضاهاي جانبي: نمازخانه - سرويسهاي بهداشتي - مركز اطلاعات

جاذبه هاي خواف

مدرسه غياثيه خرگرد

در خرگرد خواف نزديك جاده آسفالت بنايي ديده ميشود كه زماني مهمترين مركز تعليم و تربيت بوده است .كتيبه ي موجود اين مدرسه در سال 848 به دستور خواجه غياث الدين پير احمد خوافي وزير شاهرخ ميرزابنا شده است بدين علت به غياثيه مشهور گرديد اين بنا نماينده ي كامل معماري دوره تيموريان است كه به سبك اذري ساخته شده است معمار بنا استاد قوام الدين شيرازي كه در حال كار روي بنا فوت كرده است و كار نيمه تمام وي را برادرش غياث الدين شيرازي كه مجموعه گوهرشاد مشهد و هرات را نيز ساخته است كامل كرد . مدرسه غياثيه در دوران شكوهش از بهترين دانشگاههاي اسلامي بوده است و دانشمنداني چون ابوبكر پوشنجي خرجردي ابونصر خرجردي را پرورانده است

مسجد ملك زوزن

روزي به زوزن رونقي در كار بودست
نقش عجب بر پنجه معمار بودست
بطور كلي زوزن در قسمت جنوب شرقي و در فاصله 60 كيلومتري خواف واقع شده است با آنكه ناحيه خشك و بي حاصل است از سابقه پراهميت تاريخي ويژه اي برخوردار است بطوريكه ملك زوزن در قديم يكي از سه مركز عمده اين ناحيه بوده است هم اكنون در قسمت وسيعي از از دشت زوزن ميتوان آثار شهري بزرگ را كه براثر زلزله ويران شده را مشاهده كرد . مسجد تاريخي زوزن كه در كنار روستاي قديمي واقع گرديده وآثار زيادي از آن باقي مانده و هم اكنون در حال مرمت و بازسازي ميباشد تزئينات فوق العاده اي از كاشيكاري آجركاري و گچ بريهاي زيبا به چشم مي خورد كه معرف هنر معماري و تزئينات اوايل قرن هفتم هجري است . در بدنه ايوان كتيبه اي به خط كوفي وجود دارد كه قسمتهايي از آن از بين رفته و در قسمت غربي ايوان قبري وجود دارد كه گفته ميشود متعلق به پسر ملك زوزن است يكي ديگر از قسمتهاي ايوان راه پله هاي مارپيچي است كه شباهت زيادي به پله هاي مدرسه غياثيه خرگرد دارد يكي از شبستانها به محراب مسجد منتهي ميشود كه اين محراب به تازگي بر اثر حفاري از زير آوار بيرون كشيده شده و حاشيه هاي آن مزين به آياتي از قرآن مجيد است و بيشتر به مينياتورشبيه است تا محراب ملوك زوزن همچون ملك سعيد و قوام الدين زوزني به فرمان سلطان محمد خوارزمشاه مدتي بر ولايت كرمان و عماد السلام زوزني و عبدالكافي زوزني از فضلاي بنام زوزن بوده اند آنچه مسلم است اين است كه مسجد زوزن متعلق به قرن هفتم و دوره سلجوقي است .

كوشك سلامي

بناي تاريخي زيبايي است كه حيات سياسي منطقه خواف را در گذشته هاي دور به نسل حاضر معرفي ميكند .آنچه مسلم است حدود 800 سال قبل اين بنا وجود داشته است قوام الدين ملك زوزن كه از جانب سلطان محمد خوارزمشاه حاكم كرمان بود آن را در سال 607 (ه . ق ) تعمير كرد .كشف بنا بدين صورت بوده است كه اين بنا بصورت تلي از خاك و قلعه مانندي بوده است و زارعان و دامداران در تعقيب احشام خود در حفره ها به راهروهايي رسيدند و متوجه گرديدند كه اين بنا مسكوني بوده است مرحوم قريشي از سال 1326 بعد از 4 سال توانست بناي كوشك را از دل خاك بيرون بياورد و از ملك نشسني به مالك نشيني تبديل كند .از خصوصيات اين بنا اين است كه پله هاي عريض با شيب كم طوري ساخته شده است كه سواره ميتواند با اسب از آن بالا برود از لحاظ امنيتي پنجره ها طوري ساخته شده كه از داخل بيرون را ميتوان ديد ولي از پايين و بيرون داخل را نمي توان ديد .

سد سلامي

درفاصله 6كيلومتري شمال شرقي سلامه در دامنه جنوبي ارتفاعات باخرز روي يكي از دره هاي كناري رودخانه سلامي احداث شده است آب خروجي از سد در فاصله 700 متري پاياب وارد قنات شهر سلامه ميشود ودر يك ونيم كيلومتري شمال شهر كه مظهر قنات است براي آبياري اراضي كشاورزي هدايت ميگردد ارتفاع بند حدود 24 متر و حوضه آبگيري آن 50 هكتار زمين را مي پوشاند عمق آب در بعضي از قسمتها به 18 متر ميرسد كه حدودا 6متر از عمق بند را رسوبات پوشانده است گنجايش مخزن بين 4 تا 6 ميليون متر مكعب است اين بند مربوط به دوران ساسانيان ميباشد در زمان ملك محمود سيستاني بازسازي و مرمت شده وبعد از وي بدستور خواجه قوام الدين نظام الملك خوافي مشرف ديوان خراسان در زمان سلطنت سلطان حسين بايقرا بازسازي شده است

مزار خواجه يار

:قبله ي اهل يقين است خواجه يار
عاشقان بر گرد او پروانه وار
گرتو اي مسلم بداني قدر او
گرد مدفن آيي اش ديوانه وار
اين بنا كه معروف به مزار است در جنوب غربي شهر خواف از يك طرف مشرف به كوه خواجه يار و از سوي ديگر به تپه هاي مجاور محدود است مجموعه اي است از دو آب انبار و يك مقبره . بناي كوشك مانندي است دو طبقه كه دردوره قاجار ساخته شده 14 متر طول و6/70 متر عرض دارد اين بنا مشرف به محوطه اي محصور در ديوار خشكه چين سنگي است و سكويي بلند بطول 8 متر و عرض 1 متر روي پايه هاي آجري در ميان محوطه واقع شده است برخي ميگويند يكي از ياران امام حسن (ع ) بوده كه در زمان اين امام و هنگام حمله ايشان به ايران در جنگ با كفار وزرتشتيان به شهادت رسيده و در همان مكان بخاك سپرده شده است .

يخدو

در انتهاي خيابان شهيد مدرس بنايي پابرجاست كه ميتوان گفت از قدمت زيادي برخوردار است و آن يخدان يا يخچال طبيعي است حدود 20 متر ارتفاع 7/5 متر عرض و 15 متر عمق كه تمام بدنه از آجرساخته شده است اين يخدان شكل مخروطي دارد

آسياب بادي هاي نشتيفان

چشمگير ترين تاسيسات سنتي در خواف آس بادهاست كه با ابهتي تمام سينه سپر باد دارد آس يعني نرم شدن دانه زير سنگ است بدين ترتيب كه دو سنگ گرد و مسطح بر هم نهاده سنگ زيرين در ميان ميلي آهنين وجز آن از سوراخ ميان سنگ زيرين درگذشته و سنگ فوقاني به قوت دست آدمي يا ستور يا باد يا آب چرخد و حبوب و غيره را خرد و آرد سازد .نيروي رايگان وفراوان باد از نظر كمي ميتواند تعداد زيادي دستگاه را باهم بچرخاند تا جايي كه در روستاي نشتيفان تا 40 آسياب رديف شده اند منطقه خواف كه در مسير بادهاي 120 روزه سيستان قرار گرفته داراي آسياب بادي هاي فراواني است كه پره هاي چوبي آن توسط بادهاي مذكور بحركت در آمده نيروي حاصل را به سنگ منتقل نموده به آرد كردن گندم ها مي پردازند

آسبادهاي نشتيفان خواف

يكي از مهم ترين و چشمگيرترين آثار پيش روي شما در نشتيفان از توابع شهرستان خواف قرار دارد و آن آسبادهاي زيباي اين روستا مي باشد كه حداقل يكي از آنها به همت اهالي روستا هنوز قابل استفاده مي باشد و خودم در سفري كه دو سال پيش به اين مكان داشتم، از نزديك با نحوه كار اين آسبادها آشنا شدم. ظهور آسبادها در نشتيفان را ميتوان به سبب بادهاي ۱۲۰ روزه سيستان دانست. اين آسبادها بر فراز روستا قرار گرفته اند و در حالي پره هاي چوبي سنگ هي آسياب را با كمك باد مي چرخانند، سنگ هاي آسياب در زير اين پره ها در داخل اتاقي كاهگلي قرار دارند. اگر به منطقه خواف سفر كرديد حتما از اين آسبادها ديدن كنيد. قدمت برخي از اين آسبادها به دوره صفوي باز ميگردد و با شماره ۷۴۹۰ ثبت ميراث فرهنگي گرديده اند.

منابع و مآخذ :

http://www.yanic.ir
http://khschool.ir/
http://www.senatorha.com/
http://www.istta.ir
http://forum.choogh.com

جمعه هجدهم 12 1391 19:27

بناهاي تاريخي و مذهبي مشهد مقدس

بناهاي تاريخي و مذهبي مشهد مقدس
بناهاي تاريخي و مذهبي مشهد مقدس

 



مشهد: مجموعه حرم حضرت رضا (ع)

مجموعه بناهاي حضرت رضا (ع) در مشهد مقدس - كه براي مسلمانان، بويژه شيعيان ايران از اهميت فراواني برخوردار است - يكي از مهمترين مجموعه بناهاي مذهبي است. اين مجموعه ي باشكوه، تقريباً 25 بناي مهم را شامل مي شود و هر يك از آنها از نظر ويژگيهاي معماري و هنري ارزش والايي دارد. احداث اين مجموعه از قرون اوليه ي اسلامي شروع شده و كار تكميل آن همچنان ادامه دارد. مهمترين بخش اين مجموعه مقبره ي حضرت رضا (ع) است؛ بقيه اين مجموعه در طول زمان شكل گرفته و كاملتر شده است. (نقشه ي 4-5 و 5-5).
مقبره ي حضرت رضا (ع) مربع شكل و اندازه ي ضلع آن ده متر است. اين مرقد باگنبد دوپوش بسيار زيبا كه روكشي از طلا دارد، مظهر و سمبل مجموعه بناهاي حرم است. طبق كتيبه اي كه روي صندوق قديمي مقبره وجود دارد، صندوق در سال 1022 هجري يعني زمان شاه عباس صفوي ساخته شده و كتيبه ي روي آن را هنرمند معروف، عليرضا عباسي نوشته است؛ البته صندوق فعلي قبر از سنگ مرمر است بدنه ي گنبد با كتيبه هاي متعددي تزيين شده است. اين كتيبه ها در زير و ساقه گنبد در زمان شاه عباس و شاه سليمان صفوي، به خط هنرمندان معروف آن دوره، عليرضا عباسي و محمدرضا امامي، در فاصله سالهاي 1010 تا 1086 هجري به شيوه ي ثلث با رنگ سفيد بر زمينه آبي نوشته شده است.
ازاره هاي حرم نيز باكاشيهاي زرين فام، در طرحهاي بسيار جالب تزيين شده كه بر بعضي از كاشيها تاريخ 612 و 720 هجري ديده مي شود.
از ديگر بخشهاي مجموعه حرم حضرت رضا (ع)، حياط مركزي آن است كه به صحن عتيق معروف است و شكلي مستطيل و چهار ايواني دارد. هر چهار ايوان باكاشيكاري بسيار زيبا و كتيبه هاي متعدد تزيين شده است. اين ايوانهاي چهارگانه در زمان وزارت امير عليشير نوايي، در سال 872 هجري و در زمان سلسله ي صفوي، بويژه شاه عباس بنا شده است. در زمان شاه طهماسب صفوي (920 هجري) و نادرشاه افشار (1145 هجري) گلدسته اي طلا به مجموعه اضافه شده است. در ايوان جنوبي، معروف به ايوان طلا، چهار در نقره نصب گرديده كه در زمان صفويه ساخته شده و با كتيبه هاي متعدد از خوشنويسان معروف چون محمدرضا امامي تزيين شده است. از ديگر واحدهاي معماري مجموعه ي حرم حضرت رضا (ع) رواقهاي معروف به دارالضيافه و دارالحفاظ است كه در زمان تيموري و صفوي به مجموعه اضافه شده اند. همچنين مساجد گوهرشاد، دودر، پريزاد و ميرزا جعفر نيز جزء اين مجموعه اند كه درباره ي آنها در صفحات گذشته شرح مختصري آورده شد.
مجموعه ي حرم حضرت رضا (ع)، در طول يك هزار سال، توسط هنرمندان معروف، اميران و شاهان تكميل شده است؛ براي مثال در سالهاي 1262 و 1271 ه.ق، در زمان محمدشاه قاجار صحني جديد باكاشيكاريهاي زيبا به مجموعه اضافه شد.
مجموعه ي معماري حرم حضرت رضا (ع) كه شامل بناهايي متعدد و زيبا چون حرم، مسجدهاي گوهرشاد، دودر، بالاسر و پريزاد، صحن قديم و جديد، دارالسلام، دارالضيافه، دارالسرور، سقاخانه، موزه كتابخانه، توحيدخانه، حمام، گنبد معروف به حاتم خاني، گنبد معروف به الله ورديخان، آرامگاه شيخ بهايي، صحن جمهوري اسلامي و ديگر بناهاي وابسته است، در زمره ي شاهكارهاي هنري جهان شمرده مي شود. بسياري ازشاهكارهاي هنري دوره ي اسلامي، در موزه ي آستان قدس نگهداري مي شوند كه متأسفانه هنوز مورد بررسي كامل قرار نگرفته اند. در باره ي اين مجموعه ي بسيار زيبا، هنوز از نظر معماري و هنرهاي وابسته و همچنين تزيينات آن، تحقيقات كامل صورت نگرفته است. سزاوار است دانشجويان درباره ي اين مجموعه ي هنري و اشياي موزه اي به تحقيق بپردازند.

مشهد: مجموع سنگ بست

مجموعه باستاني و تاريخي سنگ بست، در 30 كيلومتري شهر مشهد قرار دارد. در صدر اسلام، اين مجموعه از اعتبار و آباداني زيادي برخوردار بود، ولي با توسعه و گسترش شهر مشهد اين منطقه به فراموشي سپرده شد. گرچه هنوز بررسي و كاوشهاي باستانشناسي در اين محل باستاني انجام نشده، ولي بقاياي بازمانده از روزگاران گذشته، بويژه بناهاي قرن سوم و چهارم هجري، حكايت از اهميت و آباداني اين محل در آن زمان دارد. در عهد غزنويان، شخصي به نام ارسلان جاذب، وزير سلطان محمود بر ناحيه خراسان، طوس و سنگ بست، حكمراني داشته است. در 389 هجري در مجموعه ي سنگ بست آرامگاهي براي ارسلان جاذب بنا شد. اين آرامگاه به شكل چهار ضلعي باگنبدي برفراز آن ساخته شده است كه مانند بناهاي اوايل اسلام، قابل مقايسه با بناهاي عهد ساساني است. گنبد اين آرامگاه، طرز احداث سه كنج (فيلپوش) را بخوبي نشان مي دهد. شيوه ي ايجاد اين گنبد، در گنبدهاي متعدد بعدي مانند مسجدجامع اصفهان، دروازه امام يزد، و ارسلان جاذب به كمال رسيد. داخل مقبره ي ارسلان داراي تزيينات بسيار زيبايي از آجركاري و گچبري است. زير گنبد داخلي، كتيبه اي آجري به خط كوفي به چشم مي خورد كه با نقاشي گل و گياه و رنگهاي روشن تزيين شده است. اين كتيبه كه آيه 101 سوره يوسف به خط كوفي بر آن حك شده، تمام زير گنبد را در بر مي گيرد (تصوير 6-5).
از ديگر آثار باقيمانده از مجموعه ي سنگ بست، مناره اي است آجري با كتيبه اي به خط كوفي كه با آجركاري تزيين شده است. شكل مناره استوانه اي است و صدويك پله دارد.
همان طور كه گفته شد تا زماني كه كاوشها و بررسيهاي دقيق در محوطه سنگ بست انجام نشود، نمي توان از ديگر بناهاي وابسته به اين مجموعه اطلاعي حاصل كرد. اميد است روزي اين محوطه باستاني متعلق به قرون اوليه اسلام، مورد كاوش قرار گيرد و بناهاي مذهبي و غيرمذهبي آن شناسايي و معرفي شود.
منبع: كتاب تاريخ هنر معماري ايران در دوره ي اسلامي
شنبه نوزدهم 12 1391 19:27

چهارگوشه ، گوشه ي استان يزد

چهارگوشه ، گوشه ي استان يزد
چهارگوشه ، گوشه ي استان يزد

 

 
استان يزد در مركز ايران در قلمرو سلسله جبال مركزي ايران بين عرض هاي جغرافيايي 29 درجه و 48 دقيقه تا 33 درجه و 30 دقيقه شمالي و طول جغرافيايي 52 درجه و 45 دقيقه تا 56 درجه و30 دقيقه شرقي از نصف النهار مبدأ قرار گرفته است.
استان يزد از شمال و غرب به استان اصفهان از شمال شرقي به استان خراسان از جنوب غربي به استان فارس و از جنوب شرقي به استان كرمان محدود مي شود. استان يزد در حدود 72156 كيلومتر مربع وسعت داشته و تقريباً 37/4 درصد از وسعت كل ايران را در بر مي گيرد.
آب و هواي استان يزد به علت قرار داشتن بر روي كمربند خشك جهاني داراي زمستانهاي سرد و نسبتاً مرطوب و تابستانهاي گرم و طولاني و خشك است. بر اساس سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1375، جمعيت استان 750769 نفر بوده كه از اين تعداد 15/75 درصد جمعيت شهري و 85/24 درصد جمعيت روستايي را تشكيل داده اند.
يزد به معني پاك و مقدس است و شهر يزد نيز به مفهوم شهر خدا و سرزمين مقدس است. به لحاظ شرايط اقليمي استان يزد وضعيت كشاورزي در اين استان مطلوب نيست و امكان بهره برداري از آب هاي سطحي در كشاورزي بسيار كم است.
شرايط خاص مناطق حاشيه كوير نظير ميزان اندك باران حركت ماسه هاي روان، پديده كويرزايي مراتع فقير كمبود منابع تأمين آب موجب شده تا 28 درصد وسعت استان يزد فاقد بهره دهي اقتصادي باشد.
مهمترين مناطق كشاورزي استان، دشتهاي يزد، اردكان، بهادران، بهاباد، هرات، مروت، چاهك و ابركوه است. محصولات كشاورزي استان شامل انار، ‌پسته، بادام، غلات، آفتابگردان، انگور، پنبه، چغندر قند و كنجد است.
استان يزد به لحاظ زمين شناختي داراي ذخاير بسيار عظيم معدني است. معادن مهم اين استان مانند آهن چغارت، مرمر بورق، ماسه سنگ متكسانه، سرب كوتك نقشي مهم و سازنده در تحولات اقتصادي و عمراني استان داشته است.

شهر يزد

شهرستان يزد مركز استان يزد بوده و در دره اي وسيع و خشك و محصور بين رشته كوههاي شيركوه و خرانق قـرار گـرفته اسـت. ايـن شهـر از شمال به شهرستان اردكان و از شرق به شهرستان بافق و از جنوب به شهرستان تفت و از غرب به استان اصفهان محدود گشته است.
اين شهر از قرن پنجم رو به گسترش نهاد و اتابكان سهم به سزايي در آباداني اين شهر ايفا كردند. اكثر دانشمندان قرن هفتم و هشتم براي در امان ماندن از هجوم مغول اين شهر را مركز فعاليت خود قرار دادند. اين شهرستان اماكن ديدني و جاذبه هاي جهانگردي متعددي دارد كه از مهم ترين آنها مي توان به مسجد كبير يزد، مسجد جامع فهرج، بقعه سيد ركن الدين، مجموعه باغ دولت آباد، تكيه و مسجد امير چخماق، آب انبار شش بادگيري، آتشكده و برج باروي قديمي و … اشاره كرد.

مراكزتاريخي و باستاني

خانه لاري ها - خانه عرب ها - خانه حاج كاظم رسوليان - خانه ملك التجار - مدرسه خان -مدرسه شهاب الدين قاسم طراز - باغ دولت آباد - آتش ورهرام ( بهرام )يزد.

اماكن زيارتي ومذهبي

مسجد جامع كبير - مسجد ميرچخماغ - مسجد ملا اسماعيل - مسجدبندرآباد - مسجد آمنه گل - امامزاده ابوجعفر - بقعه سيد خليل- بقعه دوازده امام- بقعه شاه سيد رضا‌ - بقعه شيخ احمدفهادان - بقعه شيخ داد - مقبره شيخ زين العابدين علي خاموش - بقعه سيد پنهون- امامزاده زيد بن موسي كاظم - امامزاده ميرحسن - بقعه زرنديان - بقعه سادات قل هو الله.

اردكان

اردكان بزرگترين شهرستان استان يزد است. نام اردكان از دو واژه « ارد » به معني مقدس و « كان » به معني معدن تشكيل شده است. اين شهرستان در مسير جاده يزد به تهران قرار گرفته و بيش از 24 هزار كيلومتر وسعت دارد. از مراكزتاريخي وباستاني شهر مي‌توان به رباط ابوالقاسم رشتي، رباط خرگوش و رباط ساغند اشاره كرد .

شهر بافق

شهر بافق در دوران پيش از اسلام نيز وجود داشته و جزو قلمرو هخامنشيان، اشكانيان و ساسانيان بوده است. در روزگار ساسانيان منطقه يزد، از جمله شهر بافق رو به آبادي نهاد و از جايگاه ويژه اي برخوردار گرديد. بافق در روزگار عثمان بن عفان به دست مسلمانان گشوده شد.
امامزاده عبدالله يكي از بنايي عالي است كه از حيث سبك و گنبد و كاشي كاري و تزئينات داخلي اثري ارزشمند محسوب مي شود و در بافق قرار دارد. بدنه اتاق مرقد با كاشي هاي مسدس لاجوردي و با حاشيه سياه و سفيد از آثار قرن 8 و 9 هجري پوشيده شده است. سقف داخلي بنا گنبدي مقرنس كاري شده است و ديواره و گوشواره هاي زير گنبد رنگ آميزي و نقاشي شده است. كتبيه هاي امامزاده به خط حسين يزدي و عمل حسن ولددين جعفر استاد معمار باشي است.

شهر تفت

شهرستان تفت با مساحتي حدود 7000 كيلومتر مربع در جنوب غربي استان يزد قرار دارد. در فرهنگ لغات فارسي به معناي گرم و يا به معناي سبدي چوبين كه در آن ميوه جاي دهند آمده است.
از اماكن تاريخي و ديدني اين شهرستان مي توان به كاروانسراي علي آباد، چشمه‌تامهر، مسجدجامع طرزجان، مسجدشاه ولي اشاره كرد.

شهر‌ مهر‌يز

شهرستان مهريز با 15 هزار كيلومتر وسعت در 35 كيلومتري جنوب شهر يزد قرار دارد. مهريز نام شهر مشخصي نبوده بلكه عنوان ناحيه اي است شامل مجموعه اي از روستاها كه نام قديم آن مهريجور بوده و به مهرنگار دختر انوشيروان نسبت داده شده است.
از اماكن تاريخي و ديدني اين شهرستان مي توان به مسجد جامع، قلعه تاريخي سرو قديمي منگاباد، كشته خانه، قلعه رباط سربرد و چشمه‌غربالبيز اشاره كرد.

شهر ميبد

در شمال غربي يزد و در حاشيه جاده تهران – بندرعباس قرار دارد. مساحت اين شهر در حدود 845 كيلومتر مربع و ارتفاع آن از سطح دريا نزديك به 1220 متر است. بر اساس افسانه ها، ميبد در روزگار كيومرث بنيان نهاده شده است.
ميبد يكي از نمونه هاي نادر شهرهاي باستاني ايران به شمار مي رود و هنوز بسياري از پديده ها و عناصر شهرهاي قديم مانند راه، بناها و تشكيلات وابسته به آن، كهن دژ، شارستان، بيرونه ها را مي توان در آن تشخيص داد. قديمي ترين سند هويت تاريخي و آغاز شهرسازي در سرزمين يزد « نارين قلعه » ميبد است.
از اماكن تاريخي و ديني شهر مي توان از مسجد جامع، عمارت نارين قلعه، رباط شاه عباسي، برج كبوتر خان، آتشكده حسن آباد، مزرعه كلانتر، پير خرمن و پير مزرعه حاجي نام برد.
منبع: همشهري آنلاين
پنج شنبه بیست و چهارم 12 1391 19:14

كنار بندر كه مي‌نشيني نمي‌فهمي‌كي صبح مي‌شود

كنار بندر كه مي‌نشيني نمي‌فهمي‌كي صبح مي‌شود
كنار بندر كه مي‌نشيني نمي‌فهمي‌كي صبح مي‌شود

 

 

نگاهي به ديدني‌هاي بندرعباس

كنار بندر كه مي‌نشيني نمي‌فهمي‌كي صبح مي‌شود .نورهايي روي آب خليج‌فارس در حال حركتند.
هر چقدر نور پر رنگ‌تر مي‌شود شمارش معكوس آدم‌هاي توي كشتي براي رسيدن به خشكي تند‌تر مي‌شود. خلاصه سپيدهء صبح مي‌زند.
حالا بايد رفت كجاهاي اين شهر بندري را ديد؟ بهتر است از عمارت كلاه فرنگي شروع كنيد. بناي اين عمارت به دوران صفويه تعلق دارد و سابقا ادارهء گمرك بندرعباس در آن قرار داشت. اين عمارت در مجاورت اسكلهء قديمي ‌بندر عباس در بلوار طالقاني قرار دارد از آنجا كه اين عمارت از معماري اروپايي آن دوره تاثير گرفته، مثل تعداد زيادي از عمارات دورهء قاجاريه به عمارت كلاه‌فرنگي معروف شده است.
جاي بعدي قلعهء خمير است; اين قلعه در نزديكي بندر خمير قرار دارد از اين قلعه امروزه به جز بقاياي دو سر در شمالي و جنوبي و برج شرقي نيمهء ويران آن اثري بر جاي نمانده است سردر شمالي قلعه كه اكنون در كنار كوچهء تنگي متصل به شهر خمير جاي دارد، به صورت شكوهمندي از سنگ و گچ و به سبك قلعه‌هاي اروپايي ساخته شده است در چهار گوشه قلعه چهار برج مدور بنا شده و بين هر دو برج يك برج كوتاه نيز ساخته شده است در جنوب غربي قلعه، عمارت دوطبقه‌اي وجود دارد در وسط قلعه آب‌انباري ساخته شده كه هنوزباقي است. اين شهر پر از قلعه است، قلعهء لافت در انتهاي تپه‌اي كه روستاي لافت در كنار آن قرار دارد، قلعهء مخروبه‌اي كه اهالي محل به آن قلعهء نادري مي‌گويند. اين قلعه، نقشهء مربع شكل دارد و آثار چهار برج در آن ديده مي‌شود.
در ورودي قلعه رو به جنوب باز مي‌شده است. اين قلعه در جنوب روستاي لافت قرار دارد. براي اين‌كه كارنامهء بازديد از قلاع بندرعباس كامل بشود نمي‌شود از قلعهء هرمزگذشت.
اين قلعه در ضلع شمالي جزيرهء هرمز و در ساحل دريا قرار دارد، قلعهء هرمز مهم‌ترين قلعهء باقي‌مانده از روزگار تسلط پرتغالي‌ها بر سواحل و جزاير خليج‌فارس است. اين قلعه به فرمان «آلفونسو آلبوكرك» دريانورد پرتغالي در سال ۱۵۷۰ ميلادي، در محلي موسوم به «مورنا» احداث شد. قلعه به شكل چند ضلعي نامنظم است.
ساختمان آن بسيار محكم است و ديوارهايي به قطر سه و نيم متر با چند برج به ارتفاع ۱۲ متر دارد. تاسيسات قلعه شامل انبارهاي تسليحات، آب‌انبار و اتاق‌هايي با سقف هلالي است.
در زمان شاه ‌عباس كه به استعمار پرتغالي‌ها در ايران خاتمه داده شد، اين قلعه به دست يكي از سرداران مشهورشاه عباس به نام امام قلي‌خان به‌دست ايراني‌ها آزاد شد.
اما اين شهر يك حمام معروف هم دارد كه نمي‌شود فرصت ديدنش را از دست داد تنها حمام تاريخي در بندرعباس، حمام گله‌داري است كه در محله اوزي‌ها قرار دارد.
اين بنا كه احتمالا به دورهء صفوي مربوط است، در دورهء قاجار به وسيلهء حاج شيخ احمد گله‌داري به مسجد گله‌داري وقف شده است. بناي حمام به شكل مستطيل و سقف آن شامل چند گنبد كوچك و بزرگ است.
اما پس ازاخراج پرتغالي‌ها از ايران رفته رفته از اهميت بندري جزيرهء هرمز كاسته شد و بندرعباس جاي آن را گرفت و مهم‌ترين بندر ارتباطي ايران شد. پل لاتيدان در مسير كاروان روي لار- بندرعباس، در جهت گسترش امور بازرگاني احداث شد. اين پل در ۵۰ كيلومتري غرب بندرعباس روي رودخانهء كل (كول) ايجاد شده و يادگار دورهء صفوي است. برخلاف پل‌هاي ديگر دورهء صفوي كه آجري هستند، اين پل از سنگ بدون شكل ساخته شده و از طويل‌ترين پل‌هاي ايران است.
اين پل داراي صد دهانه بوده است كه در حال حاضر سي و سه دهانهء آن مشهود است كه در ميان آن‌ها چشمهء طاق‌هايي در دو طبقه تعبيه شده‌اند. بناي اين پل از عالي‌ترين طرح‌هاي پل‌سازي در ايران قديم به حساب مي‌آيد.
هندو‌ها هم در اين بندر يادگاري از خودشان بجا گذاشتند، ساختمان اين معبد، در سال ۱۳۱۰ هجري قمري، در زمان حكومت محمد حسن‌خان سعد‌الملك احداث شده است. اساس ساختمان اين معبد عبارت است از يك اتاق چهارگوش مياني كه روي آن گنبدي قرار گرفته است.
سبك معماري اين گنبد را مقرنس‌هاي پيراموني آن نه ‌تنها از ديگر گنبدهاي موجود در سواحل خيلج‌فارس، بلكه از گنبد‌هاي سراسر ايران متفاوت مي‌كند. طرح اين بنا كاملا از معماري معابد هندي متاثر است.
اين معبد از جمله نشانه‌هاي معدود تاريخي بندرعباس است كه توجه هر تازه ‌واردي را به خود جلب مي‌كند و امروزه در كنار يكي از خيابان‌هاي اصلي شهر قرار گرفته است. البته اين شهر جاهاي ديدني زيادي دارد كه در اين مجال نمي‌گنجد.
شنبه نوزدهم 12 1391 19:15

جاذبه‌هاي گردشگري جزيره كيش

جاذبه‌هاي گردشگري جزيره كيش
جاذبه‌هاي گردشگري جزيره كيش

 

 
طبيعت بكر و دست نخورده، فضاي سبز دل‌انگيز، سواحل زيبا و آب‌هاي سحرآميز لاجوردي اطراف كيش، اين جزيره را به راستي نگين خليج‌فارس كرده است. وجود تفرجگاه‌ها و تفريح‌گاه‌هاي متنوع و امكانات رفاهي مطلوب در هتل‌ها، مراكز پذيرايي و بازارهاي الوان اين منطقه جذابيت‌هاي آن را منحصر به فرد ساخته‌اند. با توجه به زمان كوتاهي كه گردشگران در اختيار دارند ديدار از اين جاذبه‌ها را ترجيح مي‌دهند.

● كيش جزيره‌اي مرجاني

مرجان‌ها جانوراني گياهي‌شكل و استوانه‌اي از ردهء كيسه‌تنان هستند و اغلب دسته‌جمعي زندگي مي‌كنند. در بالاي استوانه، سر آن‌ها قرار دارد و در پايين، صفحه‌اي پهن وجود دارد كه به آن «صفحه پايي» مي‌گويند. سلول‌هاي صفحه پايي موادي آهكي ترشح مي‌كنند تا مرجان روي تخته سنگ ثابت نگه داشته شود.
با ترشح اين مواد، به تدريج پايه‌اي آهكي براي مرجان به وجود مي‌آيد. تجمع مرجان‌ها و ترشحات آهكي آن‌ها، در طول دوران مختلف زمين شناسي در پيدايش جزيرهء كيش نقش داشته است. جزاير مرجاني و جنگل‌هاي استوايي داراي بالاترين تنوع زيستي در اكوسيستم‌هاي جهان هستند.

● طبيعت جزيره

كيش علاوه بر اين‌كه از متنوع‌ترين تنوع زيستي و اكوسيستم‌هاي دريايي برخوردار است به‌دليل برخورداري از منابع طبيعي آب شيرين يكي از سرسبزترين جزايرخليج فارس نيز محسوب مي‌شود. درختان تنومند لور، كهور، كنار، نخل، اكاليپتوس، چريش، كنوكارپوس و... مناظر طبيعي زيبايي از پوشش درختي در جزيره به وجود آورده‌اند.
يكي از زيباترين و جالب‌توجه‌ترين مظاهر طبيعت كيش آهوان هستند كه در سطح جزيره به ويژه مناطق جنوبي و غربي پراكنده‌اند. كمي دورتر از بازارها و مراكز شهري كيش، پرندگان زيبايي مانند فلامينگو، برخي پرندگان شكاري و حواصيل را مي‌توان يافت. در سراسر جزيره ۱۱۶ نوع پرنده را مي‌توان مشاهده كرد كه در اين ميان حضور چند نوع كاكايي و پرستوي دريايي كه به تعداد زياد در سواحل جزيره وجود دارند، بسيار جذاب و تماشايي است.

● درختان بومي

خاك مستعد كيش ميزبان درختاني است كه در ساليان بسيار دور از سرزمين‌هاي شرقي به اين جزيره آمده‌اند، درختان كهور و لور و انجير معابد از درختاني هستند كه قدمت برخي از آن‌ها به ۳۰۰ تا ۶۰۰ سال مي‌رسد كه در اين ميان لور و انجير معابد از مناظر ويژه‌اي برخوردار است.خاستگاه اين درختان، شبه‌جزيرهء هند است كه به بنادر و جزاير جنوبي ايران منتقل شده است. سكنهء قديمي كيش ارزش معنوي خاصي براي اين نوع درخت قائلند.به دليل وجود ريشه‌هاي هوايي، هر درخت لور به صورت توده‌اي از تنه‌هاي به هم فشرده در آمده است. اين ريشه‌ها به صورت پايه‌ها و ستون‌هايي، تاج عظيم چند صدمتري درخت ۲۰۰۰ تا ۳۰۰ مترمربع) را سرپا نگه داشته و از شكستن ساقه‌هاي بلند آن جلوگيري مي‌كند. كهنسال ترين لور جزيره نزديك ميدان المپيك و مقابل مجموعه زمين‌هاي تنيس قرار دارد. مجموعهء بسيار زيبايي از درختان قديمي لور و انجير معابد نيز در روستاي كوچك باغو (غرب جزيره كيش) وجود دارد كه مكان ديدني و زيبايي به‌خصوص براي علاقمندان به هنر عكاسي است.

● مجموعهء درخت سبز

در اطراف يكي از كهنسال‌ترين درختان لور جزيره، مجموعهء درخت سبز ساخته شده است. نرده‌ها و پياده‌رو‌هاي چوبي در ميان فضايي سبز، شما را به سوي اين درخت زيبا و كهنسال مي‌برد. در مقابل اين مجموعه، آب انبارهايي با سبك معماري يزد ساخته شده‌اند كه در فصل بارندگي ميزان قابل توجهي آب در آن‌ها ذخيره مي‌شود و جهت آبياري درختان مورد استفاده قرار مي‌گيرد. بناي اين آب انبارها هميشه سوژهء عكاسان قرار مي‌گيرد.

● پارك دلفين

پارك دلفين يا دلفيناريوم يكي از زيباترين پارك‌هاي تفريحي منطقهء خاورميانه در مساحتي بيش از يك ميليون مترمربع با سرمايه‌گذاري بخش خصوصي ساخته شده است. تماشاي اين مجموعه زيبا با بيش از هزاران نخل و گونه‌هاي گياهي متنوع ديگر و نمايش ديدني دلفين‌ها، شيرهاي دريايي و گرازهاي دريايي براي هر گردشگري جذاب است. اين پارك با اجراي طرح‌هايي مانند جنگل باران‌هاي مصنوعي، كوه آتشفشان، دنياي اركيده، باغ پروانه‌ها و رستوران‌هاي منحصر به فرد توسعهء بيش‌تري مي‌يابد.

● باغ پرندگان

باغ پرندگان با بيش از ۵۷ گونه پرنده از جمله پليكان، شترمرغ، طوطي ماكائو، انواع گوناگون لك لك، توكان، توركو، قو، پنگوئن آفريقايي و گونه‌هاي نادر، چون تمساح پوزه كوتاه بي‌شك يكي از منحصر به فردترين مراكز نگهداري جانوران در ايران است. از جمله نكات قابل توجه در اين پارك گردآوري گونه‌هاي مختلف از اقصي نقاط جهان از آمريكاي جنوبي تا استراليا و از شرق تا آفريقاست. اين باغ در داخل پارك دلفين قرار دارد.

● آكواريوم، موزه شگفتي‌هاي جهان آفرينش

مجموعه‌اي كم نظير از ماهيان آب شور و شيرين، خزندگان و پرندگان ناياب ايران و جهان، پستانداران كوچك و حيوانات تاكسيدرمي ‌شده در مجاورت ساحل شمال شرقي جزيرهء كيش وجود دارد كه به مجموعهء شگفتي‌هاي جهان آفرينش يا آكواريوم معروف است.
نخستين آكواريوم پنجاه هزار ليتري مخصوص كوسه‌ها و ماهيان بزرگ خليج‌فارس و آكواريوم ۲۰ هزار ليتري ماهيان آب شيرين در اين مجموعه ساخته شده است. راه ديگر لذت بردن از تماشاي ماهيان رنگارنگ، به غير از غواصي، بازديد از اين مكان است.

● اسكله بزرگ تفريحي كيش

اسكلهء بزرگ تفريحي كيش به روش شمع فلزي و عرشهء چوبي با چهار فضاي اقماري به‌دست متخصصان ايراني ساخته شده است. اين اسكله به طول ۴۳۷ متر، عرض ۱۸ متر و مساحت ۱۰ هزار مترمربع هيچ گونه اثر تخريبي زيستگاه‌هاي دريايي نداشته است و گردشگران مي‌توانند با گردش روي اين اسكله از ديدن مناظر طبيعي و ماهي‌هاي رنگارنگ و متنوع سواحل مرجاني كيش لذت ببرند. فاز اول اسكله تفريحي بزرگ كيش ظرف مدت كوتاه ۲۰ ماهه ساخته شده است و در روز پنجم مرداد ۱۳۸۵ افتتاح شد.در فضاهاي اقماري اين اسكله رستوران‌ها و چايخانه‌هاي متنوع ساخته مي‌شود و اكثر خدمات تفريحي دريايي روي اين اسكله به گردشگران عرضه مي‌شود. اين اسكله در انتهاي بلوار دريا واقع است.

● غروب كيش

تماشاي غروب خورشيد و انعكاس نور سرخ‌رنگ آن در پهناي دريا براي هر بيننده‌اي به خصوص براي كساني كه دور از دريا زندگي مي‌كنند خاطره‌اي به ياد ماندني است. رفتن به محل كشتي يوناني و گذراندن لحظاتي در ساحل مرجاني را به خصوص در هنگام غروب آفتاب به همهء گردشگران توصيه مي‌كنيم.

● كشتي يوناني

يكي ديگر از جذابيت‌هاي منطقهء غروب كيش باقي‌ماندهء يك كشتي عظيم الجثهء باري است كه امروزه سوژهء عكسبرداري گردشگران شده است. اين كشتي باري در سال ۱۳۲۲ در اسكاتلند ساخته شد. وزن كشتي ۰۶۱ر۷ تن و طول آن ۱۳۶ متر است. اين كشتي چهارم مرداد سال ۱۳۴۵ شمسي به هنگام سفر به كشور يونان در ساحل جنوبي جزيرهء كيش به گل نشست و تلاش‌ها براي بازگرداندن آن به دريا بي‌نتيجه بود. اين كشتي به كشتي يوناني معروف شده است.

● شهر باستاني حريره

بسياري از مسافران كه به جزيرهء كيش سفر مي‌كنند به سختي باور مي‌كنند كه اين جزيره روزگاراني دور منطقهء آبادي بوده و يكي از قطب‌هاي تجاري ميان چين، اروپا و شمال آفريقا بوده است.
جزيرهء كيش از سال ۳۵۶ هـ. ق پس از وقوع زلزله در بندر تاريخي سيراف مورد توجه بيش‌تر قرار گرفته و جمعيت آن روبه فزوني گذاشت و رونق تجاري آن زياد شد. تپه‌هاي تاريخي در كرانهء شمالي جزيرهء كيش بيانگر وجود شهري بزرگ و آباد در گذشته‌هاي دور به نام شهر حريره است.
گسترهء پستي و بلندي‌ها و خرابه‌هاي شهر قديمي حريره حدود ۱۲۰ هكتار وسعت دارد. اين وسعت بيانگر وجود شهري آباد و بزرگ با جمعيتي كثير بوده است و بقاياي به‌دست آمده از اين شهر نشان از فعاليت‌هاي تجاري گستردهء آن دارد. عمليات باستانشناسي بقاياي شهر بخش‌هايي از معماري و نحوهء زندگي مردمان آن روزگار را مشخص كرده است.

● عمارت اعياني

خانهء اعياني كه در نتيجهء كاوش‌هاي يكي از تپه‌هاي شهر حريره بيرون آمده است از نمونه‌هاي منحصر به فرد مسكن جمعي در حاشيهء خليج‌فارس است. اين عمارت كه به يكي از ثروتمندان حريره تعلق داشته يك حياط مركزي با اتاق‌هايي در اطراف آن دارد كه دو رشته پلكان نيز اين حياط را به طبقهء دوم ساختمان كه غير از بخشي از كف يك اتاق و بالكن چيز ديگري باقي نمانده است، متصل مي‌كرده است.
از كاوش‌هاي انجام شده در عمارت اعياني مقدار زيادي اشياي سفالي و تزيينات بدنه از جمله گچ بري و كاشي لعابدار به‌دست آمده كه عموما مربوط به قرن هفتم و هشتم هجري است.

● حمام

آثار به جا مانده از حمام حريره در فاصلهء كمي از شرق خانهء اعياني قرار گرفته و داراي فضاهايي از جمله سربينه، گرمخانه و تون حمام است كه با صحن‌هاي متعدد و حصار آن مجموعا ۵۰۰ مترمربع وسعت داشته و با توجه به ظرفيت محدود احتمالا حمامي خصوصي و متعلق به صاحب مجموعهء اعياني بوده است. آثار به‌دست آمده از مجموعهء حمام بيانگر استفاده از آن در دو دورهء تاريخي (ايلخاني و تيموري) است.

● بندر تاريخي

در كرانهء شمالي شهر تاريخي حريره روي صخره‌اي بلند تاسيساتي كارگاهي با بقاياي معماري و فضاهاي ناشناخته وجود دارد، همچنين مجموعهء كانال‌هاي افقي و زيرزميني و چاه‌هايي كه در دل لايه‌هاي مرجاني و كانال‌هايي كه رو به دريا حفر شده ارتباط شهر را به دريا برقرار مي‌كرده است. بر بدنهء يكي از اين چاه‌ها رشتهء پلكاني‌تراشيده شده كه به طرز زيبايي مسير رفت و برگشت در آن در كم‌ترين فضاي لازم تعبيه شده است.

● قنات

قنات‌هاي كيش با قدمت بيش از دو هزار سال از كهن‌ترين آثار به جاي مانده از ايران باستان هستند كه اكنون با بازسازي و بهسازي يكي از اين قنات‌ها به شكل تونل‌هاي عريض با معماري منحصر به فرد مجموعه‌اي تفريحي و ديدني براي بازديدكنندگان فراهم شده است.
درجهء حرارت داخل تونل‌ها در سراسر سال بين ۲۲ تا ۲۵ درجهء سانتيگراد است و طرح ساخت رستوران‌هاي سنتي و جديد، موزه، فروشگاه‌هاي صنايع دستي ايران و امكانات ديگر در داخل اين تونل‌ها در دست اجراست. محل اين مجموعه در مجاورت سالن چندمنظورهء مجموعهء ورزشي المپيك كيش است.

● پاياب

پاياب نيز يكي ديگر از آثار به جاي مانده از ساكنان باستاني كيش است كه با سنگ‌هاي مرجاني به نحو زيبايي بازسازي شده و به صورت استراحتگاهي سنتي در عمق زمين و در كنار مسير قنات جهت بازديد گردشگران مهياست. در كنار پاياب يك رستوران سنتي با غذاهاي ايراني فضاي دلپذيري را براي گذران اوقات ايجاد كرده است.

● مساجد

آثار به‌دست آمده از شهر تاريخي حريره در جزيرهء كيش معرف حضور سكنهء مسلمان باتمدن و فرهنگ غني اسلامي در آن دوران است. يكي از آثار كشف‌شده مسجد تاريخي زيبايي است كه معماري آن مربوط به دورهء سلجوقيان است. اين مسجد كهن در محدوده‌اي نامنظم با مساحت ۲۰۰۰ مترمربع يافت شده كه نشان‌دهندهء گسترش ومرمت آن در دوره‌هاي مختلف تاريخي است. اين مسجد در هيچ كجا داراي سقف نبوده و يك مناره و چهار محراب در آن شناسايي شده است. مطالعه و پژوهش در اين مسجد كماكان ادامه دارد.
جزيرهء كيش داراي مساجد كوچك و بزرگ با معماري زيبا و اصيل ايراني است. اين مساجد با پراكندگي مناسبي در نقاط مختلف كيش بنا شده‌اند.

● اماكن و مجموعه‌هاي ورزشي

مجموعه ورزشي المپيك با امكانات و تجهيزات مخصوص برگزاري بازي‌هاي تمريني و مسابقات همواره ميزبان اردوهاي تيم‌هاي ورزشي ملي، باشگاهي و خارجي است. در اين مجموعه دو زمين فوتبال چمن و دو زمين ميني‌فوتبال چمن مصنوعي، چندين زمين تنيس، سالن اختصاصي پينگ‌پنگ، دو سالن تمرين و مسابقات اسكواش، استخر شنا مجهز به سوناي خشك و بخار با سالن بدنسازي است، همچنين سالن چندمنظوره ويژهء ورزش‌هاي توپي و غيرتوپي شامل واليبال، بسكتبال، هندبال، فوتبال، كشتي، تكواندو، جودو، كاراته، خانهء شطرنج و همچنين امكاناتي براي ديگر ورزش‌ها در اين سالن فراهم است. به‌زودي چند سالن مجهز ورزشي ديگر در اين مجموعه به بهره‌برداري خواهند رسيد.

● ورزش‌هاي آبي و تفريحي

شرايط مطلوب آب و هوايي در طول سال، درياي مناسب و موقعيت جهانگردي كيش موجب شده است كه اين جزيره امكانات تفريحي و ورزش‌هاي دريايي بسياري را در خود جاي دهد.
در باشگاه‌ها و مراكز تفريحات دريايي كيش، امكانات و خدماتي نظير دوره‌هاي آموزش غواصي، جت اسكي، گشت‌هاي تفريحي غواصي، اسكي روي آب، گشت با قايق تندرو، گشت تفريحي دور جزيره، اكواريوم شناور، تور جزاير، چتر پاراسل، جت بوت، قايق ماهيگيري تفريحي، قايق‌هاي پدالي، بانانارايد و ويندسرف (بادباني) ارايه مي‌شود.
مراكز ورزشي و تفريحات دريايي از ساعت ۹ صبح شروع به كار مي‌كنند و معمولا تا غروب آفتاب پذيراي مراجعان هستند.

● مراكز دانشگاهي

با افتتاح دانشگاه كيش در سال ۱۳۷۴ حركت جدي در زمينهء فعاليت‌هاي دانشگاهي و تحصيلات عالي در جزيرهء كيش آغاز شد. سال ۱۳۸۳ يكسال پس از شروع همكاري بين‌المللي دانشگاه كيش با دانشگاه موناش استراليا پذيرش دانشجو از طريق كنكور سراسري متوقف و برنامه‌ريزي براي گسترش دوره‌هاي بين‌المللي آغاز شد.حركت‌هاي بين‌المللي دانشگاهي در جزيرهء كيش عبارتند از:
▪ همكاري مشترك دانشگاه كيش با دانشگاه مولتي مدياي مالزي
▪ راه‌اندازي واحد بين‌الملل دانشگاه صنعتي شريف
▪ راه‌اندازي واحد بين‌الملل علوم پزشكي شيراز
▪ راه‌اندازي پرديس بين‌المللي دانشگاه تهران
و فعاليت دانشگاه علمي و كاربردي از سال ۸۲ كه در مقطع كارداني دانشجو مي‌پذيرد.

● فرودگاه بين‌المللي كيش

يكي از مبادي ورودي مسافران و گردشگران فرودگاه بين‌المللي كيش است كه از مدرن‌ترين و مجهزترين فرودگاه‌هاي كشور محسوب مي‌شود و به‌طور متوسط روزانه حدود ۶۰ سورتي پرواز داخلي و ۱۰ پرواز خارجي از اين فرودگاه انجام مي‌شود. درحال حاضر پنج ‌ترمينال مسافري با مساحتي بالغ بر ۰۰۰ر۱۵ مترمربع جهت پروازهاي داخلي و خارجي و دو باند پروازي به‌طول ۲۰۰ر۴ مترمربع و پاركينگ هواپيما به مساحت ۰۰۰ر۲۲۰ مترمربع و تجهيزات ناوبري پيشرفته و سيستم روشنايي سطوح پروازي در اين فرودگاه آمادهء سرويس مناسب به هواپيماها و مسافرين محترم است. هم‌اكنون طرح جامع فرودگاه كيش جهت ايجاد ‌ترمينال‌ها و برج مراقبت جديد فرودگاه و راه‌اندازي سيستم سوخت‌رساني هايد رانت و توسعهء كارگو‌ترمينال‌ها به‌منظور دستيابي به اهداف استراتژيك سياحتي و تجاري جزيره در دست اقدام است.

● بندرگاه كيش

يكي ديگر از مسير‌هاي ورودي و خروجي مسافران كيش بندرگاه اين جزيره است كه داراي ۳۰۰ر۴ مترمربع‌ترمينال مسافري مجهز به سالن‌هاي انتظار، ‌ترانزيت، گمرك، رستوران و بوفه، نمازخانه و سيستم‌هاي مكانيزه انتقال بار مسافري است. با اجراي طرح بهسازي و باز سازي اسكلهء كيش رمپ مجهز مسافري براي كشتي‌هاي تا ظرفيت ۱۰ هزار تن ايجاد شده است كه از اين لحاظ كيش با ورود سالانه ۱۷۵۰ كشتي مسافري به يكي از بنادر مهم مسافري كشور تبديل شده است.ساخت موج شكن‌هاي جديد و ايجاد حوضچه آرامش يك ميليون مترمربعي و همچنين ورود سالانه ۰۰۰ر۴ شناور باري و پيش‌بيني افزايش حجم واردات و صادرات كالا در اين بندرگاه باعث شده تا پروژهء مطالعاتي طرح جامع بندر تجاري كيش با هدف پهلوگيري شناور‌هاي تا پنجاه هزار تن در دست اقدام قرار گيرد.

● بندر آفتاب

بندر آفتاب حدفاصل روستاهاي گرزه و كلات از توابع شيبكوه بندر لنگه (در نزديك‌ترين نقطه از سواحل جنوبي سرزمين اصلي ايران به جزيرهء كيش) در حال ساخت است.اين بندر كه توسط بخش خصوصي در حال ساخت است داراي امكانات بندري و رفاهي مناسب و‌ترمينال مسافري مجهز است و در رونق تجاري و گردشگري كيش نقش مثبتي خواهد داشت. با راه‌اندازي خط اتوبوس دريايي از اين بندر به جزيرهء كيش مسافران اين مسير دريايي را كم‌تر از ۳۰ دقيقه طي خواهند كرد. همچنين با تكميل و توسعهء بندر آفتاب فاصله زماني مورد نياز جهت‌تردد زميني بين اين بندر و شهر شيراز به شش ساعت تقليل مي‌يابد.

● امكانات اقامتي

در حال حاضر ۲۲ هتل، ۱۷ هتل آپارتمان و شش مهمان‌پذير با حدود ۲۰۰ر۸ تخت در جزيرهء كيش وجود دارد كه اين امكانات مي‌تواند جوابگوي حجم مسافران ورودي به كيش غير از ايام عيد نوروز باشد. (معمولا در ايام نوروز از كمپينگ‌ها و امكانات اسكان موقت براي اقامت مسافران نيز استفاده مي‌شود) با توجه به افزايش امكانات گردشي وسياحتي اين جزيره بديهي است كه تعداد بيش‌تري از گردشگران داخلي و خارجي كيش را به عنوان مقصد سفر انتخاب كنند، به همين دليل سرمايه‌گذاري‌هاي متعددي در زمينهء ساخت هتل انجام شده است كه ظرفيت پذيرش مسافري كيش را به نحو چشمگيري افزايش خواهد داد.
يکشنبه بیستم 12 1391 19:16

استان هرمزگان

استان هرمزگان(2)
استان هرمزگان

 

 
در نخستين سال هاي حكومت اسلامي، كرانه هاي هر دو سوي درياي پارس، از جمله استان هرمزگان به دست مسلمانان افتاد. ابوهوريره، در روزگار عمر- خليفه دوم - بر بحرين و كرانه هاي باختري خليج فارس دست يافت و از آن جا به كرانه هاي خاوري آن يورش برد و تمامي درياي پارس و بندرها و جزيره هاي آن را بر قلمرو مسلمانان افزود. پس از چير گي عرب ها، ديلميان نخستين دودمان ايراني بودند، كه بار ديگر بر سراسر جزيره ها، بندرها و آب هاي استان هرمزگان و ديگر نقاط خليج فارس چيره شدند.
هرمزگان، عمان و بندرها و جزيره هاي آن به ترتيب در سال هاي ۳۲۳ و ۵۳۴ هـ . ق، توسط علي (عمادالدوله)، و احمد (معزالدوله) به قلمرو آل بويه ملحق گرديدند. حكومت آل بويه، در زمان عضدالدوله گسترش يافت و در تمام مدت حكومتشان، فارس و هرمزگان در قلمرو فرمانروايي آن ها بود. پس از ديلميان، سلجوقيان كرمان از سال ۴۵۴ تا ۵۸۳ هـ . ق، بر منطقه خليج فارس، از جمله استان هرمزگان و عمان تسلط يافتند. در دوران سلجوقي، از سوي فرمان روايان اين خاندان، حاكماني با عنوان«اتابك» به مناطق گوناگون ره سپار مي شدند.
اتابكان فارس برعمان، بحرين و كرانه ها و جزيره هاي خليج فارس درياي عمان(مكران) دست يافتند و حكومت آنان تا ۶۶۱ هـ . ق، بر فارس و هرمزگان بر قرار بود. دراين سال سلجوق شاه سلغري بر هلاكو خان مغول شوريد، اما شكست خورد و حكومت فارس، هرمزگان و تمامي منطقه خليج فارس به دست مغولان افتاد. در دوره فترتي كه بين سپري شدن حكومت ايلخانان مغول و برآمدن تيموريان وجود داشت، حكومت هرمزگان و خليج فارس با مظفريان بود.
تيمور لنگ به سال ۷۸۵ هـ . ق، سيستان را گشود و در يورش هاي بعدي خود، اصفهان، فارس، بوشهر، بندرها و جزيره هاي هرمزگان را به قلمرو خويش افزود. تيموريان تا سال ۸۷۳ هـ . ق، كه در ايران حكومت داشتند، خراج بندرها و جزيره هاي خليج فارس و درياي عمان(مكران ) را دريافت مي كردند.
در سال ۹۱۳ هـ . ق، ناوگان پرتغالي ها به فرماندهي البوكرك با گشودن مسقط كه خراج گذار امير هرمز بود، با سيف الدين، امير هرمز به جنگ پرداخته و با شكست وي هرمز را تابع و خراج گزار پرتغال كردند. پرتغالي ها در جزيره هاي هرمز، كيش، بحرين، قشم، نابند، و . . . دفتر بازرگاني و چندين دژ نظامي ساختند. از مرگ آلفونسو دو آلبوكرك (در ذيقعده سال ۹۲۱ هـ . ق)، تا روزگار شاه عباس اوّل (۹۹۶ – ۱۰۳۸ هـ . ق) حكومت پرتغال در درياي پارس توان داشت و در اين مدت مراكز بازرگاني درياي عمان (مكران) و خليج فارس، چون كيش، چابهار، هرمز، مسقط، بحرين، قشم، جاسك، . . . به سبب ستم كاري آنان رو به ويراني نهاد.
شاه عباس اوّل صفوي پس از جنگ با عثماني ها تصميم به آزاد ساختن جزيره هاي درياي پارس و بيرون راندن پرتغالي ها گرفت. شاه عباس بزرگ نه تنها بحرين را آزاد ساخت، بلكه جزيره هاي هرمز، كيش، قشم و بندرهاي جاسك، چابهار, لنگه، . . . را از پرتغاليان پس گرفت. نادرشاه افشار (۱۱۴۹ – ۱۱۶۰ هـ . ق) در سال ۱۱۴۹ هـ . ق، با بيرون راندن افغان ها از ايران بر تمامي كرانه ها و جزيره هاي شمالي و جنوبي خليج فارس چيره شد. با مرگ نادر شاه افشار، شورشي دوباره سراسر كشور را فرا گرفت و كريم خان زند با خواستاران پادشاهي به جنگ پرداخت و سرانجام در ۱۱۷۹هـ . ق، بر سراسر فارس، جزيره ها و بندر هاي خليج فارس، . . . دست يافت و كارهاي نيمه تمام نادر شاه را دنبال كرده و به پايان رسانيد.

● شهرهاي استان:

بستك - بندرعباس -بندرلنگه - رودان - جاسگ - جزيره ابوموسي - حاجي آباد - قشم -ميناب .

● مشخصات جغرافيايي

استان هرمزگان در جنوب ايران در كنار درياي عمان و خليج فارس واقع شده و شمال تنگه هرمز در ۲۵ درجه و ۳۴ دقيقه تا ۲۸ درجه و ۵۷ دقيقه ي پهناي جغرافيايي و ۵۲ درجه و ۴۱ دقيقه تا ۵۹ درجه و ۱۵ دقيقه ي درازاي خاوري نسبت به نيم روز گرينويچ قرار دارد. اين استان از سوي شمال به استان كرمان، از خاور به استان هاي سيستان و بلوچستان و كرمان، از باختر به استان هاي فارس و بوشهر و از جنوب به درياي عمان و خليج فارس محدود است.
تنگه هرمز يكي از حساس ترين و حياتي ترين گذرگاه هاي آبي عصر حاضر؛ در قلمرو سياسي استان هرمزگان قرار دارد. اين تنگه هلالي شكل ۱۸۷ كيلومتر درازا دارد. عمق تنگه هرمز به دليل شيب تند كف آن از قسمت شمال به جنوب متغيير است. به طوري كه در نزديكي جزيره لارك در حدود ۳۶ متر و در ساحل جنوبي نزديك شبه جزيره مسندام ۱۸۰ متر است. هم چنين ۱۴ جزيره كوچك و بزرگ به نام هاي ابوموسي، بني فرور، تنب بزرگ، تنب كوچك، سيري، شتور، كيش، اردن، قشم، لاوان، لارك، هرمز، هندورابي، و هنگام در محدوده آب هاي ساحلي اين استان قرار دارند. بر اساس آخرين تقسيمات كشوري شهرستان هاي استان هرمزگان عبارتند از: ابوموسي، بستك, بندرعباس، بندر لنگه، جاسك، حاجي آباد، رودان (دهبارز)، قشم، ميناب راه هاي دسترسي به استان هرمزگان عبارتند از:
راه هاي زميني استان هرمزگان، شامل راه شوسه و راه آهن است. راه شوسه، شامل راه اصلي، راه فرعي و راه روستايي است.
راه اصلي شوسه در استان هرمزگان، راه بندرعباس به تهران است كه از طريق اين راه، بندرعباس به تمامي نقاط كشور مي پيوندد. اين راه محور اصلي ارتباطي استان و از پر رفت و آمد ترين شبكه هاي ارتباطي كشور، به ويژه در حمل ونقل بار با وسايط نقليه سنگين به شمار ميرود.
راه هاي فرعي هرمزگان، عبارتند از: سياهو، خوش هنگام، جاسك، جگين، گاوبندي دريا، بندر چارك، جايين احمدي، لنگه، گاوبندي، ستاق، مقام، گهره.
راه هاي شني بين آبادي هاي استان است، كه پل هاي آن با لوله و آب نما ساخته شده اند و هم چنين راه هاي مال رو كه با گريدرزني و شن ريزي ساخته شده اند، مانند راه هاي روستايي بشاگرد.
دو خط آهن تازه تأسيس بندرعباس – بافق و مشهد – سرخس، راه آهن ايران را به شبكه خط آهن آسياي مركزي، پيوند مي دهد. ازهمين مسيرها است، كه كالاها بايد به روسيه يا از باختر به اروپا ارسال شوند. راه آهن بندرعباس، در راه روهاي ترانزيتي (گذري) راه آهن جمهوري اسلامي ايران، داراي جايگاه ويژه اي است.
راه آهن بندرعباس - سرخس – بندرعباس. مسير: بندرعباس، سيرجان، بافق، يزد، قم، تهران، شاهرود، فريمان ( مشهد)، سرخس و برعكس، با درازاي خط ۲ هزار و ۵۴۰ كيلومتر و گنجايش حمل و نقل سه ميليون تن بار در سال.
راه روي بندرعباس – بندرهاي شمال (تركمن – اميرآباد)، بندرعباس. مسير: بندرعباس، بافق، يزد، تهران، گرمسار، قايم شهر، بندر اميرآباد و يا تركمن و برعكس، با درازاي خط يك هزار و ۸۷۸ كيلومتر و يك هزار و ۹۴۷ كيلومتر و گنجايش حمل يك ميليون تن بار در سال.
راه روي بندرعباس – رازي – بندرعباس. مسير: بندرعباس، سيرجان، بافق، يزد، تهران، تبريز، رازي و برعكس، با درازاي خط ۲ هزار و ۴۴۶ كيلومتر و گنجايش حمل بار دو ميليون تن در سال.
راه روي بندرعباس، جلفا، بندرعباس. مسير: بندرعباس، سيرجان، بافق، يزد، تهران، تبريز، جلفا و برعكس، با درازاي ۲ هزار و ۴۷۰ كيلومتر با گنجايش حمل بار دو ميليون تن در سال.
راه روي بندرعباس، لطف آباد، بندرعباس. مسير: بندرعباس، بافق، تهران، مشهد، لطف آباد و برعكس، به درازاي ۲ هزار و ۶۶۵ كيلومتر و گنجايش سه ميليون تن در سال.
به طور كلي ارتباطات و حمل ونقل د ر استان هرمزگان با توجه به وجود بندرها و اسكله هاي بزرگ و ورود و خروج كالا از اين استان، در شبكه حمل ونقل كشوري و ارتباطي داراي اهميت بسيار است.
حمل و نقل هوايي استان هرمزگان از طريق فرودگاه بندرعباس و فرودگاهاي ديگر، از جمله فرودگاه كيش، قشم، لنگه، . . . اين استان انجام مي شود.
از طريق بندرهاي استان هرمزگان، حمل و نقل بار و مسافر به جزيره هاي ايران در خليج فارس و شيخ نشين ها و ديگر كشورها انجام مي گيرد، و كالاها از طريق همين بندرها، به ويژه بندرعباس، بندر شهيد رجايي و بندر شهيد باهنر، . . . وارد يا صادر مي شود. مهم ترين بندراستان هرمزگان، بندرعباس است. ساير بندرها، عبارتند از: لنگه، جاسك، خمير، سيريك، معلم، كنگ، كوهستك، چارك، تياب، بستانو، گچين، مغان (مغوييه)، بونجي، بريزك، . . . روزانه بيش از يك هزار كاميون وارد بندرعباس مي شوند تا كالاهاي گوناگون بخش كشاورزي، صنايع و مصالح ساختماني را حمل كنند.
اسكله چوبي با استخوان بندي آهني بندرعباس، در سال ۱۳۱۸ هـ . ش، به درازاي ۱۸۵ متر و پهناي ۲۰/۴ متر براي حمل و نقل و داد و ستدهاي مرزي، در بندرعباس ساخته شد. بعدها ضمن بررسي جايگاه اين بندر و نياز بسيار به گسترش آن، در سال ۱۳۳۴ هـ. ش، محل مناسبي در ۸ كيلومتري باختر شهر بندرعباس، يعني محل كنوني اسكله ها و تأسيسات بندر پيشين، انتخاب شد و در آبان ۱۳۴۶ هـ . ش، تأ سيسات و اسكله هاي شماره ۱ تا ۷، اسكله صدور سنگ دلفين، اسكله «شركت نفت دلفين» و اسكله و بندر «شهيد رجايي» در بندرعباس به بهره برداري رسيد.
اين بندر گنجايش پهلو گرفتن هم زمان ۷- ۸ كشتي را تا ظرفيت ۳۰ هزار تن داراست. بندر شهيد رجايي، با پهنه اي حدود ۲۵ كيلومترمربع، در حدود ۳۰ كيلومتري باختر شهر بندرعباس قرار دارد. مجتمع بزرگ اين بندر، در سال ۱۳۶۳ هـ . ش، گشايش يافت و يكي از بندرهاي بزرگ خاورميانه به شمار مي رود. .
اين بندر به لحاظ دارا بودن ترمينال هاي گوناگون و تأسيسات بسيار، بندري كامل و مدرن است و داراي يك حوضچه اصلي گردش و سه حوضچه براي پهلوگيري كشتي ها است. ترمينال هاي بندر شهيد رجايي، عبارتند از: ترمينال كانتينر شماره يك، كانتينر اصلي، كالاي عمومي، كالاي ويژه، غلات، تخليه روغن مايع، تأسيسات پهلوگيري كشتي ها، ترمينال نفتي، ترمينال كشتي هاي لش. ترمينال نفتي اسكله، ۲ كشتي ۷۰ هزارتني را در يك زمان مي تواند بپذيرد.
تمامي اسكله ها مجهز به تأسيسات آب، برق، سوخت و تلفن است و كشتي ها مي توانند از اين تسهيلات استفاده كنند. درازاي موج شكن ها، در اين بندر ۷ هزار متر است و تا انتهاي موج شكن ها و شاخه هاي فرعي آن ها داراي جاده ماشين رو است. بندر شهيد رجايي داراي يازده انبار سرپوشيده نگاهداري كالا، هر يك به پهنه ۹ هزار متر مربع است. آب مورد نياز بندر و كشتي ها با ۳ دستگاه آب شيرين كن تأمين مي شود. برق بندر از نيروگاه گازي بندرعباس تأمين مي شود و خود بندر نيز داراي نيروگاه برق اضطراري است.
در خاور بندر شهيد رجايي، بندرگاه ترافيك كرانه اي و ماهي گيري قرار دارند، كه داراي موج شكن، شامل ۲ شاخه اصلي و ۲ شاخه فرعي و بندرگاه كرانه اي، داراي ۱۱۷۳ متر اسكله و دروازه ورود و خروج ويژه است. بندرشهيد رجايي با راه آسفالته به ديگر نقاط كشور مي پيوندد. به علاوه از راه آهن بافق - بندرعباس، مي تواند كار كالا رساني را انجام دهد. براي اين منظور ۱۹ كيلومتر خط آهن در بندر ساخته شده است كه به راه آهن بافق - بندرعباس مي پيوندد.

يکشنبه بیستم 12 1391 19:16

چاهكوه ؛ پديده شگفت آور قشم

چاهكوه ؛ پديده شگفت آور قشم
چاهكوه ؛ پديده شگفت آور قشم

 

نويسنده:آمن خادمي
اينجا قشم است؛ جزيزه اي طبيعي، بكر و دست نخورده! فصل خوبي به قشم رفته بوديم؛ بله! اسفند به جنوب سفر كرده بوديم .آب و هوا معتدل و مرطوب است و مسافران نوروزي كم كم به اين ديار رهسپار مي شدند؛ برخي فقط به قصد خريد. برخي به قصد تفريح. گروه ما هم مانند هميشه هم به قصد سياحت آمده بود و هم به قصد خريد!
به هر حال در اين گزارش اگر بخواهيم از تجربيات گروه بگوييم، دستمان تنگ مي شود براي معرفي يكي از پديده هاي طبيعي اين جزيره آرام و پاك. اينجا هدفمان معرفي تنگه چاهكو است كه در ژئوپارك جهاني قشم واقع شده است.
اين تنگه به ماننده دره ستاره هاي قشم، به دستور خالق هستي بخش ساخته و پرداخته شده و چه نقشي زده است اين خالق طبيعت!

● ژئوپارك قشم

در امتداد درازاي جزيره قشم، رشته كوهي قرار گرفته كه ارتفاع آن به ندرت از ۳۰۰ متر تجاوز مي كند. طول اين رشته كوه كه از شرق به غرب در سراسر جزيره كشيده شده است، تقريباً مساوي با طول قشم و درحدود ۱۱۰ كيلومتر است.
كوه هاي قشم وضع و شكل كاملاً ويژه اي دارند. اين كوه ها از لايه هاي رسوبي افقي و موازي تشكيل شده اند به گونه اي كه پيگيري لايه هاي مختلف كوه در سراسر جزيره كاملاً ممكن است. تنها در ۲ نقطه، به دليل حضور گنبدهاي نمك، ترتيب و شكل قرار گرفتن لايه ها از حالت افقي خارج شده است.
در بخش غربي جزيره كه گنبد نمك (كوه نمكدان) قرار گرفته، ارتفاع اين لايه ها در اثر فشار گنبد افزايش يافته و به ۳۹۵ متر رسيده است. در بقيه ارتفاعات جزيره بلندي كوه ها در حدود ۲۰۰ متر است. در بلنداي اين ارتفاعات دشت هاي مسطحي قرار دارند كه پوشش گياهي بسيار خوب نيز دارند (مانند منطقه موسوم به بام قشم كه درختان كهنسالي در آن وجود دارد). اطراف اين كوه ها را ديواره هاي بلند فراگرفته اند كه در اثر باد و باران و دريا فرسايش يافته و شكل هاي بديعي به وجود آورده اند.

● نخستين ژئوپارك كشور در جزيره قشم

دشت ها، دره ها، سواحل و كوه هاي جزيره هم وضعي يگانه و كم نظير از نظر پوشش گياهي، حضور حيات وحش و وجود پديده هاي نادر زمين شناسي دارند.
بخش غربي جزيره قشم از بيشترين زيستگاه هاي با ارزش برخوردار است و پديده هاي زمين شناسي بسيار زيبا، بي نظير و عظيم در اين بخش جزيره به وفور ديده مي شود.
در اين بخش از جزيره علاوه بر گونه هاي گياهي و جانوري زيبا، كمياب و در خطر انقراض كه در سطح ملي و همچنين جهاني از ارزش بسياري برخوردارند، پديده هاي زمين شناسي نادر و بي مانندي نيز وجود دارند كه هريك به تنهايي جذابيت و زيبايي خاص دارند.
مجسمه هاي طبيعي و نقش برجسته هاي پراكنده، چين خوردگي ها و كوه هاي شگفت آور، سطوح تخت و صفه ها در ارتفاعات، ستون هاي حاصل از عوامل فرسايش، برجستگي ها و فرورفتگي هاي به وجود آمده از هوازدگي، مخروط افكنه ها و قطعه هاي فروافتاده در پاي ارتفاعات، كوهسرها و هيكل هاي كه دست هنرمند طبيعت به تازيانه باد و باران پديد آورده، تنديس هاي اعجاب آوري كه در شكل هاي مختلف همچون لاك پشت، سگ، مارمولك، اسب آبي يا حتي چهره آدمي در حال خشم و فرياد و... همه و همه بخش بزرگي از طبيعت مسحور كننده قشم هستند و از جاذبه هاي كم نظير طبيعت گردي اين جزيره به شمار مي روند.
در سواحل جنوبي بخش غربي جزيره از بندر ماهيگيري سلخ تا روستاي كاني ـ يعني در فاصله ۳۰ كيلومتري از ساحل جزيره ـ روستا، مزرعه و هيچ نوع تمركز و تجمع انساني وجود ندارد. در بخش غربي جزيره، حضور انسان و فعاليت هاي دامداري و كشاورزي از زمان هاي قديم بسيار ناچيز بوده است و هم اكنون نيز قابل توجه نيست. در اين بخش از جزيره پديده هايي وجود دارند مانند جنگل هاي حرا، گنبد نمك، غارهاي نمك، چشمه هاي آب معدني، تنگه چاهكو، تنگ عالي، بام قشم، دره تنديس ها، كلات كشتاران و ده ها تخته سنگ و صخره با شكل هاي عجيب و غريب.
با توجه به غناي طبيعي و قابليت هاي تنوع زيستي جزيره و بويژه بخش غربي آن است كه نسبت به حفاظت اين بخش اقدام جدي به عمل آمد و نزديك به ۵۰۰ كيلومتر مربع از آن براي يك منطقه حفاظت شده با عنوان ژئوپارك در نظر گرفته شد.
موقعيت و ويژگي هاي زمين شناسي جزيره قشم و وجود پديده هاي بسياري از آثار نادر زمين شناسي دليل بسيار قانع كننده اي بود كه حفاظت از بخش غربي جزيره به شكل ژئوپارك صورت گيرد.

● تنگه چاهكوه

تنگه شگفت انگيز چاهكو در روستاي چاهوي شرقي جزيره قشم، با حفره ها و دالان ها و اشكال اعجاب آور در ديواره هاي خود بيننده را مبهوت مي كند. نظير اين پديده زمين شناسي در آلمان، انگليس، چين، آمريكا و چند كشور ديگر وجود دارد.
تنگه چاهكوه، پديده اي شگفت از فرسايش سنگ هاي رسوبي زمين، در جزيره قشم واقع شده كه كمتر معرفي شده و به همين دليل كمتر مورد بازديد گردشگران قرار گرفته است.
دره يا تنگه چاهكو، در بخش شهاب از توابع شهرستان قشم، دره اي به عمق ۱۰۰ متر، نمايشي از فرسايش سنگ هاي رسوبي است. اين دره در ۷۰ كيلومتري شهر قشم و در كنار روستاي چاهوي شرقي، در بخش غربي ساحل شمالي جزيره قشم قرار دارد و يكي از مهم ترين جاذبه هاي گردشگري جزيره قشم است.
اين دره شگفت انگيز، در دل يك كوه سنگي يكپارچه كه به شكل ضربدر برش خورده قرار دارد. چاهكو در ابتدا عريض و با ديواره هاي بلند در برابر ديدگان مخاطب ظاهر مي شود، ولي بتدريج از عرض آن كاسته تا جايي كه عبور از ميان آن دشوار مي شود اين درحالي است كه ارتفاع ديواره ها همچنان زياد است و به همين دليل داخل دره نور كمي وجود دارد.
اين دره از چهارسو، چهارتنگه دارد كه در جاهايي ديواره ها به هم مي رسند و فاصله ۲ ديواره از هم شايد به حدود
نيم متر برسد. به نظر مي رسد اين دره و دره هاي مشابه اطراف آن مربوط به شكستگي هاي طاقديس بزرگي باشند كه بر ايجاد گنبد نمكي نمكدان هم نقش داشته است.
جنس سنگ هاي چاهكو، از سنگ هاي رسوبي موسوم به سنگ هاي آهكي و مربوط به رشته كوه زاگرس مي شوند كه جزو يكي از ۳ گروه سنگ هاي موجود در طبيعت (رسوبي، آذرين و دگرگوني) قرار مي گيرد.
در ديواره هاي دره چاهكو، فرسايش آبي و انحلال، شيارهاي عميق و طويل و انواع حفره هاي عدسي، قاشقي و كروي شكل را حفر كرده اند. وجود شيارها و خطوط فرسايش موازي و همچنين حفره و طاقچه بر بدنه عمود اين دره و نيز وجود جوي هاي سنگي در كف دره، موجب شده تا تنگه چاهكو به اعجاب تبديل شود. طرح ها و اشكالي كه روي ديواره هاي اين تنگه زيبا نقش بسته هر بيننده اي را تحت تأثير قرار مي دهد. اشكالي كه خيال انگيز و روياگونه اند و مانند آثار هنري ارزشمندي شده اند كه به دست هنرمند توانايي به وجود آمده اند.
باد، آب باران و بارش هاي سيل آسا و شديد از مهم ترين دلايل وجود اين حفره هاي زياد در ميان ديواره چاهكو است. سنگ هاي چاهكو داراي آهك يا بي كربنات كلسيم است كه اسيد آب باران دليل حل شدن آنها و ايجاد شكاف ها و حفره هاي كوچكي در ميان آنها شده و اين حفره ها در طول چند ميليون سال بزرگ تر شده و تبديل به دالانه هاي جالبي شده اند. در اين ميان، جاري شدن آب در زمان بارندگي، زيبايي اين دره را دوچندان مي كند.

● شيب هاي v شكل

در حوالي روستاي چاهو در كناره شمالي بخش غربي جزيره، دودره عمود برهم با ديواره هاي عمودي بلند ديده مي شوند كه مورفولوژي شبه كارستي را نشان مي دهند. در كف يكي از دره ها كه امتداد تقريباً شمالي ـ جنوبي دارد حفره هاي كم عمق و نيمه عميق چاه مانندي وجود دارند كه محل انباشت و ذخيره آب هاي جاري شده در دره ها بوده و مورد استفاده اهالي منطقه قرار مي گيرند.
ورودي دره شمالي جنوبي از سمت شمال عريض تر و كم شيب تر است و شكل كمابيش u مانندي را نشان مي دهد. هرچه به سمت جنوب پيش مي رويم دره كم عرض تر شده. شيب آن افزايش مي يابد و در انتها به شكل V درآمده و صعب العبور مي شود. اين مشخصات نشان دهنده سيلابي بودن دره است.
ديواره هاي دره شيارها و خطوط فرسايشي موازي متعددي را نشان مي دهند كه بعضاً اين شيارها عمق بيشتري پيدا كرده و فرم هاي قاشقي يا قيفي را به خود مي گيرند.
جنس ديواره ها عمدتاً از ماسه سنگ آهكي سست بوده و به دليل وجود ميان لايه هاي مارن قرمز، سيلت و آهك شاهد انحلال و فرسايش هاي شديد در اين بخش ها هستيم به گونه اي كه در تمامي طول ديواره دره حفره ها متعدد كوچك و بزرگ نمايان هستند. به نظر مي رسد چاه هاي كم عمق آب كه مورد استفاده اهالي قرار مي گيرد از سوي دست حفاري شده اند اما اين حفاري در ادامه حفره هاي انحلالي عميق صورت پذيرفته و درواقع كار طبيعت از سوي بشر تكميل شده است. همچنين در طول دره اصلي و دره عمود بر آن كانال باريك جوي مانندي ديده مي شود كه ظاهراً براي هدايت و انتقال آب دره ها به داخل چاه حفر شده است.
اين تنگه به دليل دارا بودن ديواره هاي عمودي نسبتاً مرتفع، وجود شيارها و خطوط فرسايش موازي و عميق و همچنين انواع حفره هاي نيمه كروي و بيضوي از زيبايي ويژه اي برخوردار است.

● توسعه چاهكوه قشم و نگاه ملي

گردشگران چاهكوه به گفته معاون امورسياحتي سازمان منطقه آزاد قشم، جنسي عام به مانند ساير گردشگران ندارند.آنها يا محقق اند يا دلباخته طبيعت. به همين دليل ساخت تأسيسات گردشگري به منظور حفظ جاذبه هاي طبيعي اين تنگه به راحتي امكانپذير نيست.
محمد ابراهيم لاريجاني مي گويد: تنگه چاهكوه يكي از جاذبه هاي ژئوپارك قشم است و تاكنون اقدام هايي در حد تأييد سازمان يونسكو در اين تنگه انجام شده است.
وي در ادامه مي افزايد: ساخت جاده به طول ۴ كيلومتر، ساخت سرويس بهداشتي، نصب چند تابلو آموزشي و زيست محيطي، نصب سطل زباله، ساخت پاركينگ و داير كردن كيوسك نگهباني از جمله اقدام سازمان منطقه آزاد قشم دراين تنگه گردشگري به شمار مي آيد.
وي شناخته شدن ژئوپارك قشم را به عنوان يكي از ژئوپارك هاي مهم و توريستي دنيا نيازمند نگاه ملي مي داند و مي گويد: درآمد كشور چين از ۸ ژئوپارك خود كه به ثبت جهاني رسيده ، چندين برابر درآمد نفتي ايران است؛به يقين براي رسيدن چنين وضعي بايد تمام ارگان هاي مانند محيط زيست، وزارت علوم، سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي، سازمان زمين شناسي، و غيره به كمك منطقه آزاد قشم بيايند.
لاريجاني تعداد بازديد كننده هاي تنگه چاهكوه را درايام نوروز ۴۶ هزار نفر اعلام مي كند و مي افزايد: پارسال حدود ۶۰ هزار نفر از اين جاذبه ديدن كردند، اما برنامه ما اين است كه اين تعداد در ۵ سال آينده به ۶۰۰ هزار نفر تا يك ميليون نفر برسد.

● چرايي اسم چاهكوه

در پايان اين گزارش بدنيست به دليل نامگذاري چاهكوه اشاره كنيم و بگوييم كه دليل نامگذاري چاهكو، وجود چاه هايي است كه در ابتداي دره حفر شده است. چند چاه كم عمق و كانال هايي براي هدايت آب، از سوي اهالي روستاي چاهو حفر شده و زيبايي اين تنگه را دوچندان مي كند. از آنجا كه با توجه به گرم و خشك بودن منطقه، آب شيرين ذخيره شده ارزش بالايي دارد، اين چاه ها محل ذخيره آب باران است. اين كانال ها و چاه ها، قدمتي باستاني دارند و از زمان هاي دور براي تأمين آب شيرين اهالي اين بخش از جزيره مورد استفاده قرار داشته است.
دوشنبه بیست و یکم 12 1391 19:6

قشم ، الماس فارس

قشم ، الماس فارس
قشم ، الماس فارس

 

تهيه كننده : مجيد مكاري
منبع : راسخون

موقعيت جغرافيايى قشم

اين جزيره از شمال به شهر بندرعباس، مركز بخش خمير و قسمتى از شهرستان بندر لنگه، از شمال‌شرقى به جزيره‌ى هرمز، از شرق به جزيره‌ى لارك، از جنوب به جزيره‌ى هنگام و از جنوب غربى به جزاير تنب بزرگ و كوچك و بوموسى محدود مى‌گردد. فاصله جزيره‌ى قشم (از بندر قشم) تا بندرعباس 8/10 مايل (20 كيلومتر)، تا بندر هرمز 72/9 مايل (18 كيلومتر)، جزيره لارك (تا مركز دهستان لارك) 85/4 مايل (9 كيلومتر)، تا جزيره بوموسى 01/88 مايل (163 كيلومتر) و جزيره تنب بزرگ 55/61 مايل (114 كيلومتر) است.
نزديك‌ترين بندر در ساحل اصلى كشور به جزيره‌ى قشم، بندرعباس است كه فاصله آن تا محل سربندر قشم 8/10 مايل دريايى (20 كيلومتر) است. نزديك‌ترين فاصله اين جزيره به ساحل اصلى كشور، در دماغه‌ى شمالى جزيره، در محل بندر لافت (در جزيره‌ى قشم) تا آبادى پل، مركز دهستان خمير (در ساحل اصلى كشور) كه فاصله آن در حدود يك مايل دريايى (1800 متر) بوده و در آينده محل احداث پل خليج فارس خواهد بود. جزيره‌ى قشم در شمال داراى دماغه‌هاى قشم، لافت و باسعيدو و در جنوب دماغه ديرستان است.

مساحت جزيره

مساحت جزيره 1491 كيلومترمربع، حدود 5/2 برابر دومين جزيره بزرگ خليج فارس يعنى بحرين است.
طول جزيره از بندر قشم، تا بندر باسعيدو در انتهاى جزيره را در منابع مختلف بين 100 تا 130 كيلومتر تخمين زده‌اند و بيشتر روى طول 115 و 120 كيلومتر تكيه شده است. در گزارش توجيهى اجراى قانون تعاريف، طول سراسرى جزيره‌ى قشم را 120 كيلومتر ذكر كرده‌اند. عرض جزيره، در نقاط مختلف متفاوت بوده و به‌طور متوسط داراى سه عرض: كم (بين طبل و سلخ)، زياد (بين لافت كهنه و شيب دراز) و متوسط (در منطقه اسكان) است.
با اين وجود، عرض متوسط جزيره قشم را 11 كيلومتر مى‌توان محسوب داشت.
قسمت وسيعى از كرانه‌هاى شمالى جزيره با جنگل دريايى حرا، كه افزون بر 150 كيلومترمربع است، پوشيده شده است. به اين ترتيب، جزيره قشم نه تنها بزرگ‌ترين جزيره خليج فارس شمرده مى‌شود بلكه با وسعتى افزون بر 1500 كيلومترمربع، از 23 كشور بزرگ‌تر است و از جمله: 5/2 برابر بحرين، 5/2 برابر سنگاپور، 5/2 برابر سان‌مارينو، 5/1 برابر هنگ‌كنگ، 5 برابر مالديو و 70 برابر ماكائو است.

زمين شناسى قشم

بر اساس شواهد تكتونيكى و رسوب‌شناسى، مى‌توان قشم را بخشى از جنوب زاگرس در نظر گرفت. شباهت ظاهرى و همچنين هماهنگى در امتداد تاقديس‌هاى بزرگ جزيره قشم با تاقديس‌هاى زاگرس، خود شاهدى بر اين موضوع است.
تأثير گنبد نمكى كوه نمكدان بر بخش غربى جزيره كاملاً هويدا بوده و تغييرات مورفولوژيكى و تكتونيكى عمده‌اى را بر اين بخش از جزيره ايجاد كرده است.

آثار باستاني و مناطق ديدني منطقه آزاد قشم

جنگل دريايي حرا

كوسيستم جنگلهاي حرا، درختاني است كه در آب دريا رشد مي كنند و اكوسيستم پربازدهي را مي سازند. در اين جنگلها دو گونه حرا و چندل وجود دارد. بسياري از گونه هاي آبزي و حيات وحش وابستگي مستقيم و غير مستقيم به حرا دارند و اين جنگلها در پيرامون خود محيط مناسبي را براي رشد و پرورش ماهيان فراهم مي كنند. اكوسيستم دريايي حرا به دليل استفاده انسان و سوخت و تغذيه و دام، بسيار حائز اهميت است. آب در طول شبانه روز 2 بار عقب نشيني مي كند و 2 بار پيشروي، اين عمل مداوم شرايط زيستي ويژه اي به اين جنگل دريايي مي بخشد. جوامع جنگلي مانگرو ( حرا) در طول ميلينها سال موفق شده اند تا سازگاري اعجاب انگيزي با آب شور دريا و سواحل جزر و مدي پيدا كنند. اصولا اين گياهان قادر نيستند دماي كمتراز 5 درجه سانتي گراد را تحمل كنند. ضمن اينكه شوري بين 20 تا 32 در هزار براي رشد آنها مناسب است. مانگرو يكي از مقاومترين گونه ها محسوب مي شود كه با حداقل نيازهاي خاص گياهان مانگرو، در سواحل و امتداد كوهها توسعه مي يابد. يكي از ويژگي هاي درختچه حرا، ريشه آن است. ريشه هاي اصلي حرا كوتاه و كم عمق اند و از آنها ريشه هاي فرعي و باريك و عمودي اسفنجي به سمت بالا منشعب شده و بطور متوسط تا 30 سانتي متر از سطح زمين بالاتر مي روند. اين ريشه هاي هوايي بتدريج دور درخت را پوشش مي دهند و تبديل به يك شبكه مي شوند و به اين ترتيب امكان زيستگاه در چنين محيط باتلاقي فراهم مي كنند. اين ريشه ها از شوري اطراف نيز مي كاهند تا امكان تغذيه گياه از آب بسيار شور دريا ميسر شود. جنگلهاي دريايي حرا در شبانه روز دو بار در آب دريا آبتني مي كنند. هنگام مد ماهيان زيادي به طرف جنگل حركت مي كنند و صيادان محلي نيز به خوبي اين را مي دانند.
غارهاي نمكدان

گنبد نمكي نمكدان، تنها گنبد نمكي در جزيره قشم است كه از ميان دماغه جنوب، تا قديس سلخ و دماغه شمال غربي تا قديس باسعيدو بالا آمده است و در نقشه تقريبا دايره اي شكل و به قطر 7× 5/6 كيلومتر است. بام گنبدي داراي توپوگرافي نامنظم است و ديواره آن بسيار پرشيب مي باشد. در بخش جنوبي گنبد نمكي نمكدان، غارهاي نمكي (Salt Caves) بسيار زيبا و شگفت انگيزي وجود دارد كه ارتفاع تا 20 متر نيز اندازه گيري شده است. سقف غار بوسيله قنديلهاي فراوان پوشيده شده است كه با گذشت زمان در اثر نفوذ آب تغيير شكل مي دهند. از ميان غارهاي نمكي زيبا و عجيب، آب زير زميني دائمي نيز جريان دارد كه در تمام طول سال جاري است و در دامنه كوه به صورت چشمه نمكي است كه منظره بسيار زيبا و ديدني را ايجاد مي كند.
غارهاي خربس

بر پيشاني كوهي مشرف به ساحل جنوبي جزيره، 4 دهانه غار، از درون به هم پيوسته، در ارتفاع 20 تا 30 متر به چشم مي خورد كه به غارهاي خربس Xarbes شهرت دارند كه گفته مي شود از دوره مادها هستند. اين غارها كه از پديده هاي كهن زمين شناختي به شمار مي روند، همراه با ديگر پديده ها و كوهها و خود جزيره قشم دنباله چين خوردگي هاي رشته كوههاي زاگرس هستند كه در هزاره هاي گذشته از زير آب سربرآورده اند. اين غارها از درون با مجموعه دهليز ها، تالارها و اتاقهاي متعدد به ابعاد 5/5×4 متر و چشمه ها و روزنه هاي گوناگوني كه رو به شمال و جنوب قرار دارند، مؤيد حضور مردماني از دورانهاي كهن در اين جزيره هستند. پيداست كه دست آدميان به مرور زمان و به منظور كاربردهاي گوناگون، شكل و سيماي اين غارها و ديواره هاي آنها را دگرگون ساخته و مناسب نيازهاي خود درآورده است. ساختار راز آميز اين غارها و قرار گرفتن آن بر بلندي، اين عقيده را دامن زده كه اينجا در روزگار مادها نيايشگاه مهر و محلي براي ستودن الهه ميترا بوده است.
درخت انجير معابد يا درخت لور

درخت هميشه سبز و نسبتا تناوري است كه برگهاي چرمي بيضي تاكروي شكل و رنگ سبز تيره دارد. برگهاي جوان، طويل و به رنگ برنزي درخشان هستند و هنگامي كه برگها بالغ مي شوند، رگبرگها كمرنگ شده و برگها شكل متمايزي پيدا مي كنند. اين درخت توسط ريشه هاي هوايي گسترش پيدا مي كند. ميوه اين درخت قرمز تا قهوه اي كروي با پهناي معادل 2 سانتيمتر كه به صورت دو تايي جوانه مي زنند، است. اين درخت به هنگام رشد به آب نياز ندارد.
تخمگذاري لاك پشتها

مردم ساكن جزاير از تخمگذاري لاكپشتها در آغاز بهار و اواخر زمستان خبر مي دهند. لاكپشت وقتي براي تخمگذاري به ساحل مي رسد، ابتدا در شنهاي ساحلي، در بالاترين حد مد، به كمك باله هاي عقبي چاله اي عمميق حفر مي كند و سپس تعداد زيادي تخم ( در حدود يكصد عدد) در آن مي گذارد. پس از تخمگذاري، روي چاله را با كمك باله ها با شن كاملا مي پوشاند. ظرف بيست دقيقه تا دو ساعت بيش از يكصد تخم در چاله مي گذارند. لاكپشت ماده پس از اين همه تلاش و تقلا، منطقه را براي هميشه ترك مي كند. چند ساحلي را كه بيشترين تخمگذاري لاكپشتها در آنها صورت مي گيرد، عبارتند از: شيب دراز، شيب چوزي و شيب پويي. سواحل شيب دراز بهترين مكان تخمگذاري لاكپشتهاي عقابي است. وزن متوسط لاكپشتهاي دريايي عقابي ماده تخمگذار در ساحل شيب دراز 40 كيلوگرم و 400 گرم است. با توجه به جمعيت بالاي روباه و سگ هاي ولگرد در سواحل شيب دراز كه در شبانه روز در ساحل حضور دارند، مديريت محيط زيست جزيره، آقاي بيژن فرهنگ دره شوري تلاشهاي بسياري در حفاظت از تخم لاكپشتها نموده اند و برنامه هاي مؤثري را ايجاد كرده اند. پنج گونه لاكپشت دريايي كه در آبهاي عمان و خليج فارس زندگي و زادآوري مي كنند و بي ترديد در آبهاي كشور ما نيز حضور دارند، به قرار زير است: 1. لاكپشت دريايي سبز 2. لاكپشت دريايي عقابي 3. لاكپشت دريايي چرمي 4. لاكپشت دريايي سرخ 5. لاكپشت دريايي رايدلي طول متوسط لاك پشتي لاكپشت هاي عقابي بين 70 تا 80 و پهناي آن بين 60 تا 70 سانتي متر بوده، وزن متوسط آنها نيز در حدود 49 كيلوگرم است. تعداد تخمهاي گذاشته شده در اكثر چاله ها بيش از صد و حداكثر 132 و حداقل 47 عدد است. حجم تخمها نيز از 25 تا 30 سانتيمتر مكعب در نوسان است. وزن تخم لاكپشت عقابي 79/25 تا 89/30 گرم و قطر آن 43 ميليمتر است.
قلعه هاي تاريخي
در ساحل محله مسني قشم، دربندر قديمي و كهن لافت در كنار چاه هاي طلا و در جزيره هرمز و لارك آثاري از قلعه هاي به جا مانده از زمانهاي دور است كه امروزه اين آثار از جمله ميراثهاي تاريخي خليج فارس به شمار ميروند و به عنوان بازمانده هاي معماري استعماري و نماد پايمردي مردمان جنوب، توجه جويندگان حقيقت و علاقه مندان به تاريخ درياي پارس را به خود جلب مي كنند.
قلعه قشم

قلعه قشم كه از 400 سال پيش باقي مانده از جمله قلعه هاي پرتغالي است كه با سنگ مرجان و ساروج برپا شده است. اين قلعه دو بارو داشته كه در هر يك از چهار گوشه باروها برجي برآمده بوده است. درون قلعه، اتاق ها و انبارها و بركه ها و چاه هايي ساخته بودند كه هنوز آثاري از آنها باقي مانده است. شيوه معماري قلعه و طرح برج و باروبندي آن همانند قلعه سازي ايران دوره ساساني است. پرتغاليان از برجهاي ديده باني قلعه كه ديدگاهي فراگيرنده داشت، رفت و امد كشتي هاي جنگي و تجاري را در آبهاي خليج فارس زير نظر مي گرفته اند. گفتني است همزمان با پادشاهي محمد شاه قاجار، كوترال ( شيخ عبدالرحمان)، حاكم قشم و خانواده و بستگان او در اين قلعه زندگي مي كردند. از ديگر آثار تاريخي جزيره قشم، قلعه لافت، قلعه هرمز،قبرستان انگليسي ها، كلات كشتار، تم سينتي( مقبره مقدس) چهل دختران، آب بندهاي پي پشت و گوران، مسجد جامع قشم( با قدمتي قبل از دوره صفويه) ، بركه آب بي بي صوغيه مجموعه كولغان، مقبره شاه شهيد و گورستان مقابل آن، بقعه شيخ برخ، مقبره شيخ زين العباد،مقبره سيدان، مقبره شيخ آندر آبي، برج هاي ديده باني، چاه هاي طلا
كوههاي قشم

از شگفتي هاي كم نظير جزيره، كوههايي است كه به شكلهاي گوناگون تراش خورده اند و مايه اعجاب هر بيننده اي هستند. كوههاي قشم با شكلهاي زيبا، تنديسهاي حيرت انگيز و رخ غولهاي بديع كه گويي دستان هنرمند طبيعت صورتي آشنا به آنها بخشيده اند از هر سو در معرض تماشاي علاقه مندان به طبيعت و پژوهشگران زمين شناسي هستند و تماشاي آنها گستره خيال بيننده را گسترش مي دهد

جمعيت و تركيب جنسي آن

از نتايج فاز اول طرح جامع آمارگيري چنين برمي آيد كه جزيره قشم در پايان سال 1380 اندكي بيش از 81 هزار نفر (81096 نفر) جمعيت داشته است. از اين جمعيت 42308 نفر مرد و 38788 نفر زن بوده اند. نسبت جنسي جمعيت برابر 109 مرد به ازائ 100 زن مي باشد.

تركيب سني جمعيت

جواني جمعيت از عمده ترين و بارزترين ويژگي هاي جمعيتي جزيره قشم است. بر اساس آمار حدود يك چهارم جمعيت (81/24) زير سن 10 سال هستند و سن بيش از نيمي از جمعيت(53 درصد) به 20 سال نيز نمي رسد. در عوض سهم افراد 50 ساله و بيشتر در كل جمعيت بسيار پائين است و به 9 درصد هم نمي رسد(75/8). اندكي بيش از يكدهم جمعيت نيز(67/11 درصد) در سنين بالاتر از 45 سال هستند. ميانگين جمعيت در جزيره قشم به كمتر از 23 سال مي رسد.

دين و تابعيت

اكثريت قريب به اتفاق(99/99 درصد) ساكنين جزيره قشم مسلمانند به طوريكه در كل جزيره فقط 11 نفر غير مسلمان سكونت دارند كه مسيحي و زرتشتي هستند.

سواد و تحصيلات

از 81096 نفر جمعيت جزيره قشم، 69340 نفر در سنين 6 سالگي و بيشتر هستند. از افراد اخير تعداد 55413 نفر باسواد و 13927 نفر بي سوادند. بر اين اساس ميزان باسوادي در جمعيت بالاي 6 ساله و بيشتر به حدود 80 درصد مي رسد.

جغرافياى سياسى

تقسيمات كشورى
در سال 1325 ه‍.ق/ 1278 ه‍.ش مجلس شوراى ملى، قانون تشكيل ايالت‌ها و و لايت‌ها را تصويب كرد و بندرعباس و نواحى تابع آن جزء محدوده ايالت فارس و بنادر شد. اين تقسيمات تا سال 1316 ه‍.ش معتبر بود، ولى در آبان‌ماه 1316 ه‍.ش مجلس شوراى ملى تقسيمات جديد كشور را تصويب كرد و بر اساس آن بندرعباس عنوان استان هشتم را به خود گرفت و شهرستان بندرعباس بر اساس تقسيمات فوق داراى 5 بخش به نام‌هاى مركزى، جاسك، سعادت‌آباد، قشم و ميناب شد.
در سال 1339 ه‍.ش طبق قانونى در مجلس، كشور به 14 استان، 6 فرماندارى كل و 449 بخشدارى تقسيم گرديد. در اين تقسيم‌بندى بندرعباس جزء فرماندارى كل بنادر و جزاير درياى عمان و خليج فارس محسوب مى‌شد.
در آبان ماه 1345 ه‍.ش كشور از نظر تقسيمات كشورى به 13 استان و 8 فرماندارى كل تقسيم شد و بندرعباس در وضع پيشين خود باقى ماند.
بنادر و جزاير بحر عمان با همان محدوده به استان تبديل شد و استان هرمزگان ناميده شد. در آن سال استان هرمزگان داراى 5 شهرستان بود كه شهرستان آبان (قشم) با مركزيت قشم جزء آن محسوب مى‌شد.
در سرشمارى سال 1365 شهرستان قشم داراى دو بخش به نام‌هاى مركزى، شهاب و در مجموع شامل 5 دهستان بوده است.
در سال 1375 اين شهرستان داراى به دو بخش مركزى و شهاب و 7 دهستان تقسيم شده بود.
طبق آخرين تقسيمات كشورى امروزه شهرستان قشم 64 شهر و روستا دارد كه مهم‌ترين آنها عبارتند از:
1 ـ تولا 2 ـ دفارى 3 ـ حميرى 4 ـ جزيره لارك (جزء جزيره قشم) 5 ـ درگهان (در سال 85 تبديل به شهر شده است) 6 ـ هلر 7 ـ گياهدان 9 ـ رمچاه 10 ـ جى‌جيان 12 ـ باغ بالا 13 ـ توريان 14 ـ تُم‌سنتى 15 ـ زينبى 16 ـ پى‌پشت 17 ـ كوشه 18 ـ كاروان 19 ـ گربدان 20 ـ زيرانك 21 ـ كردوا 22 ـ مسدوم 23 ـ خالدين 24 ـ مسن 25 ـ شيب دراز 26 ـ ديرستان 27 ـ بركه خلف 28 ـ هنگام جديد 29 ـ هنگام قديم 30 ـ هنگام غيل (جزيره هنگام) 31 ـ ريگو 32 ـ بند حاج على 33 ـ قنديل 34 ـ نخل گل 35 ـ لافت 36 ـ طبل 37 ـ ملكى 38 ـ هفت رنگو 39 ـ سلخ 40 ـ گمبران 41 ـ سهيلى 42 ـ تنبان 43 ـ گورزين 44 ـ دهخدا (خور خران) 45 ـ گوران 46 ـ نقاشه 47 ـ دوربنى 48 ـ دولاب 49 ـ گورى 50 ـ مُرادى 51 ـ دركو 52 ـ دوستكو 53 ـ كانى 54 ـ چاهو شرقى 55 ـ تمكز 56 ـ كنار سياه 57 ـ چاهوغربى 58 ـ سرريگ 59 ـ باسعيدو
(سوزا، هرمز و قشم حوزه شهرى‌اند و در سال 85 بندر درگهان به حوزه شهرى اضافه شد.)
شهر قشم در شرقى‌ترين نقطه جزيره واقع شده است و به رغم آنكه اين شهر نسبت به كل جزيره مركزيت هندسى ندارد، اما به علت موقعيت مهم استراتژيك آن (ديد گسترده به جنوب، شمال و شرق، ديد به تنگه هرمز، نزديكى به بندرعباس و...) از قديم واجد اهميت بوده و عمده‌ترين سكونتگاه جزيره محسوب مى‌شده است.
انتخاب شهر قشم به عنوان پايگاه اصلى توسعه منطقه آزاد تجارى-صنعتى قشم نيز بر اهميت اين شهر افزوده است.

بنادر

بنادر مهم صيادى و تجارى: 1 ـ بهمن 2 ـ شهيد ذاكرى 3 ـ سلخ 4 ـ مسن 5 ـ سوزا 6 ـ كاوه 7 ـ لافت 8 ـ درگهان 9 ـ باسعيدو 10 ـ فجر 11 ـ شركت نفت 12 ـ رمچاه 13 ـ كندالو 14 ـ طبل 15 ـ هنگام

جغرافياى اقتصادى

دامپروري
جزيره قشم تا حدودي توان بالقوه براي دامپروري را دارد و هم اكنون دامپروري به روش سنتي در جزيره انجام مي گيرد . نزديك به 2000 راس بز از نژادهاي مخصوص تالي ، جزيرتي، پاكستاني و هم چنين حدود 3000 راس گوسفند و گاو گوساله و چند هزار ماكيان در جزيره وجود دارد.
منابع تغذيه دام ها بيشتر از سرشاخه ها و برگ درختان حرا است. مردم جزيره نوعي غذا به نام « فخاره » براي دام هاي خود درست مي كنند .
بيشتر دام ها در اين جزيره در دشت مركزي ( يعني توريان، رمكان ، گربه دان و كاروان ) هستند و غذاي اصلي بزها سرشاخه هاي درختان است. گاوها در اين جزيره اغلب بومي هستند و شيردهي آنها پايين است. لابه لاي جنگل هاي حرا نيز محل زندگي مرغان و پرندگان دريايي است.
شتر يا سفينه صحرا در گذشته از اهميت خاصي برخوردار بوده كه انطباق بيشتري با محيط جزيره داشته است و براي حمل و نقل وهم چنين شير و گوشت نگهداري مي شده است. هم اكنون شترداري به سرعت رو به كاهش رفته و براي حمل و نقل از وانت استفاده مي شود. شترداري بيشتر در روستاي طبل، جي جيان، سهيلي و سلخ رايج است. تعداد شترها در اين جزيره افزون بر 3000 نفر است.

كشاورزي
در جزيره قشم به دليل كمي بارندگي و نبود آب شيرين كافي ، كشاورزي بسيار محدود است و بيشتر به صورت ديم صورت مي گيرد و كشت غلات ديم نيز به دليل يكنواختي بارندگي دستخوش نوسان زياد مي شود. به اين ترتيب ، توليد كشاورزي قشم را مي توان ناچيز دانست. نواحي كشت آبي در دشت توريان و نواحي زراعت ديم در روستاي طبل ، گوران ، سهيلي ، گورزين ، ملكي ، لافت و گياهدان واقع اند كه نيمي از نخلستان هاي جزيره را در خود جاي داده اند.
شيوه كشت در قشم غير مكانيزه و هنوز سنتي است. بيشتر كشاورزان قشمي از ابزار و وسايل ابتدايي در كشت، درختكاري ، باغداري و آبياري استفاده مي كنند.
نقطه عطف و آغاز كشاورزي جديد در قشم را مي توان از سال 1326 دانست كه اولين موتور پمپ چاه نصب شد. در برنامه اول اقتصادي كشور ، كه كشاورزي محور بود ، تحولي در جزاير از جمله جزيره قشم به وجود نيامد. از طرفي به دليل خشكسالي ها، برداشت غير معمول از سفره آب هاي زير زميني و در نتيجه افت كشاورزي در دشت مركزي ، كشاورزان را تشويق به مهاجرت كرده است به طوري كه متوسط بهره برداري يك زمين تا 50 درصد كاهش داشته و ميزان كاشت آبي جزيره تا 170 هكتار تنزل يافته است. در روزگاران گذشته جزيره قشم تامين كننده بعضي از محصولات كشاورزي براي جوامع پيرامون خود بود. با اين وجود ، در حال حاضر جزيره قشم از حيث كثرت آب شيرين و زمين هاي حاصلخيز ، ممتاز ترين مكان در خليج فارس است به طوري كه سبزيجات و علوفه حيوانات بندر عباس و شيخ نشين هاي شارجه و دوبي را تامين مي كند و چنانچه وضع كشاورزي آن اصلاح شود اين امكان را دارد كه انبار بزرگ ميوه جات و علوفه خليج فارس شود. ضمن آنكه در قشم خرما، انار ، انگور ، هندوانه و مركبات هم به عمل آيد.

معادن
در جزيره قشم معادن گوناگوني از قبيل نمك ، خاك سرخ ،نمك ، گاز سنگ آهن و ... وجود دارد كه به ويژه در گذشته سبب رونق تجاري اين جزيره بوده است و قسمتي از مشاغل جزيره نشينان را تامين مي كرده است.در جزيره قشم چند كان نمك ، سنگ لاشه و گاز هست . سنگ لاشه و گاز در پيرامون آبادي ها به فراواني يافت مي شود و ارزش صنعتي دارند. كان گاز در نزديكي روستاهاي گورزين و سلخ و سنگ لاشه در 2 فرسخي باختر شهر قشم و در روستاهاي طبل و سلخ بيش از جاهاي ديگر است.
معدن سنگ لاشه تلمبر واقع در 10 كيلومتري باختر بندر قشم با توليد سالانه 35 هزار تن و معدن سنگ لاشه قشم واقع در 14 كيلومتري جنوب باختري شهر قشم با توليد سالانه 2700 تن از مهم ترين معدن هاي قشم به شمار مي روند.
بهره برداري از سنگ آهن موجود در شهرستان قشم به علت پايين بودن عيار آن اقتصادي نيست اما سرمايه گذاري در ديگر معادن از قبيل نفت ، سرب ، نمك ، خاك سرخ مطلوب است كه ممكن است با بذل توجه مخصوص ، رقم بزرگي از صادرات كشور را تشكيل دهد و مقام مهمي را از جنبه نظامي و دريا داري و بازرگاني در خليج فارس احراز نمايد.
نمك جزيره قشم به سبب مرغوبيت مورد علاقه كشورهاي خليج فارس حتي هندوستان است. نمك جزيره قشم به كلكته حمل مي شود.
از جمله معادن عمده جزيره قشم ، نمكدان است كه به صورت تپه نمكي مدور ( مخروطي ) و به قطر قاعده 7 كيلومتر در ارتفاع 237 متر از سطح دريا قرار دارد. اين منبع داراي بهترين نمك است كه ذخائر آن 420 هزار تن برآورد شده است.
گاز جزيره قشم در سنوات گذشته براي اولين بار به وسيله شركت ايران و انگليس كشف و حفر شد به طوري كه در منطقه كارگه سه چاه نفت زده اند كه عمق يكي از آنها تا 3000 متر مي رسد اما سر چاه ها را بسته اند.
با اجراي پروژه هايي چون فولاد ، نيروگاه هاي برق ، كارخانه ذوب آهن گازي بندر عباس ، مس سرچشمه و ...مقرر شد اين صنايع از منابع گازي مناطق گورزين و سلخ در جزيره قشم تغذيه كنند. منابع گازي در سلخ به علت نا مرغوب بودن ( ترش ) مورد استفاده قرار نگرفت ولي بهره برداري از منابع گورزين ادامه يافت.
پالايشگاه گاز « گورزين » كه از پنج حلقه چاه تغذيه مي كند پس از پالايش به وسيله لوله هاي 12 اينچي از لافت كهنه به بندر پل و در مجموع پس از طي 70 كيلومتر به نيروگاه بندر عباس مي رسد تا انرژي گازي را به الكتريسيته تبديل نمايد. قدرت تصفيه و حمل گاز طبيعي به نيروگاه حرارتي بندرعباس در صورت امكان روزانه يكصد ميليون فوت مكعب است و اين لوله ها در ژرفاي 33 متري دريا قرار گرفته اند.

• تاريخچه زمين‌شناسى و تكتونيك منطقه: بخش شمالى خليج فارس قسمتى از بخش جنوب شرقى زون ساختارى زاگرس را تشكيل مى‌دهد كه با روند كمربند چين‌خورده‌ ـ راندگى شمال غربى ـ جنوب‌ شرقى در اثر آخرين فاز كوه‌زايى آلپين در پليو ـ پليئستوسن چين‌خورده و دگرريخت شده است. سازندهاى زمين‌شناسى اين كمربند ممكن است محدوده سنى پالئوزوئيك پيشين تا ترشيرى داشته باشند و شامل دياپيرهاى منسوب به پالئوزوئيك پيشين به نام سرى هرمز بوده كه تا عهد حاضر به طرف سازندهاى بالايى و تا روى زمين فعال بوده‌اند. بر اساس نظر اكثريت زمين‌شناسان اين منطقه از نظر تكتونيكى از زمان ترشيرى پسين به عنوان ناحيه فعال تكتونيكى بخش جنوبى پيشانى ديگر ريختى يا كمربند همگرايى (بين‌النهرين و حوزه خليج فارس) و همچنين حاشيه‌هاى صفحه فشارشى و برخوردى قاره ايران ـ عربى، فعال بوده است.
منطقه واقع در پايانه جنوب شرقى خليج فارس در امتداد جزاير هرمز، قشم توسط عوارض ساختمانى، رسوبى و زمين‌شناسى همانند خشكى مادر (main Land) مشخص مى‌شود كه با 5/2 كيلومتر پهنا در باريك‌ترين جاها از آن فاصله دارد. دريابارهاى رسوبات ترشيرى در جزيره قشم به‌طور بخشى همراه با نهشته‌هاى كواترنرى بوده، بنابراين از نيروهاى تكتونيكى فشارشى در ارتباط با فاز كوه‌زايى آلپين منتج شده است.
پادگانه‌هاى دريايى كواترنرى اغلب به‌طور افقى با سطح پلكانى با اندكى شيب به طرف درياها به خوبى گسترش يافته‌اند. پادگانه‌هاى قديمى‌تر مخصوصاً آنهايى كه بر روى ساختمان‌هاى تاقديسى قرار دارند شيب‌ تندترى داشته و به‌طور ملايم چين‌خوردگى دارند. پادگانه‌ها از مرجان‌ها، پوسته‌هاى جانورى و رسوبات دريايى نهشته شده در بخش‌هاى ساحلى قديمى ساخته شده و ضخامتشان از چندين متر تا حدود 10 متر متغير است.
از نظر تركيب، آنها شامل نهشته‌هاى مرجان، لوماشل ماسه سنگى ـ آهكى (لوماشل گريت استون ـ آهكى) و ماسه سنگ بوده كه معمولاً با يك سطح سفت (duricrusted)، به‌طور دگرشيب سازند سنگ بستر ضخيم‌تر اما ضعيف‌تر (معمولاً طبقات ماسه سنگ قرمز و مارن سيليتى ـ ميوسن ـ پليوسن، سازندهاى ميشان و بر روى آن آغاجارى) را مى‌پوشانند. گسترش داخلى خشكى پادگانه‌هاى دريايى حداكثر در حدود 10 كيلومتر از خط ساحلى عهد حاضر در جزيره قشم قابل مشاهده است.

چينه‌شناسى سازندهاى رخنمون يافته در جزيره قشم

1 ـ سرى هرمز:
اين سرى در گنبد نمكى نمكدان رخنمون يافته (در جاى خود به مكانيسم جايگيرى گنبدهاى نمكى اشاره خواهد شد). از سال 1851 ميلادى تاكنون درباره اين سرى بحث‌هاى زياد شده و آنها را به سن‌هاى مختلف با به‌هم‌ريختگى يا بدون به‌هم‌ريختگى نسبت داده‌اند (مجموعه مقالات سمپوزيوم دياپريسم با نگرشى ويژه به ايران دو جلد ـ 1369). پيلگريم معتقد است كه اين سرى، مخصوصاً در استان هرمزگان، يك سرى نمكى در پايين و يك رديف رسوبى ـ آتشفشانى در بالاست كه به چهار بخش قابل تقسيم است:
1 ـ سنگ نمك در پايين
2 ـ مجموعه قرمزى شامل مارن، انيدريت و سنگ‌هاى ماگمايى اسيدى و بازيك همزمان و جوان‌تر (باعث گرانيتينراسيون متاسوماتيزم و دگرگونى در ميان آنها).
3 ـ آهك‌هاى سياه‌رنگ جلبكى
4 ـ در هر گنبد نمكى بستگى به همان گنبد دارد بيشتر ماسه سنگ‌هاى قرمز خاكسترى و سبز رنگ با توفيت‌هاى ريزدانه سفيدرنگ، انيدريت‌هاى با ضخامت دسيمترى با سنگ‌هاى آهكى به همان رنگ.
تريلوبيت‌هاى گزارش شده توسط ليز (less 1929) كه توسط كينگ (king 1930) شناسايى شده‌اند و نيز آكريتارك‌هاى شناسايى شده توسط قويدل (1369) در چاه دارنگ شماره 1 و شاه شيرين 1 سن‌سرى هرمز را كامبرين ميانى منسوب مى‌كند. بر اساس گزارش‌ها و نقشه‌هاى صمديان (1369، 1982) كه سازندهاى ديگر موجود در جزيره و ويژگى‌هاى آنها عبارتند از:
2 ـ سازند ميشان:
اين سازند در هسته برخى از تاقديس‌هاى جزيره قشم (تاقديس‌هاى هلر، گورزين، سلخ و...) و نيز در قسمت كوچكى از ديوارهاى گنبد نمكى نمكدان قابل شناسايى است. بخش پى اين سازند آهك در روستاى گورى است كه اين بخش در نزديكى گنبد نمكى نمكدان (از طرف تاقديس سلخ) پنهان بوده و به وسيله گمانه‌زنى ضخامت آن 100 متر برآورد شده است. سن سازند ميشان ميوسين پسين است.
3 ـ سازند آغاجارى:
اين سازند در ناحيه، تناوبى از لايه‌هاى ماسه سنگ آهكى و مارن بوده و با سازند زرين آن همبرى عادى داشته و همبرى آن با نهشته‌هاى جوان‌تر ناپيوستگى زاويه‌دار است. سازند فوق، بدنه اصلى ساخت تكتونيكى جزيره قشم را به وجود آورده و در تمامى تاقديس‌هاى هلر، سوزا، گورزين، نقاشه، سلخ، باسعيدو و... برونزد اصلى را دارد.
در نواحى قشم و بندرعباس اين سازند داراى ناپيوستگى‌هاى مركب بين سازندى بوده و پى لايه‌هاى موجود در بين دو ناپيوستگى از يك لايه نازك كنگلومرايى تشكيل شده است. از نظر ديرينه‌شناسى، ريزسنگواره‌هاى روزن‌بران (فرامينيفرها) سن عمومى جوان‌ترين لايه‌هاى اين سازند را ميوسن پسين نشان مى‌دهد (James and wind, 1965) مطالعه چند نمونه از نانوپلانكتون بخش بالايى اين سازند در جزيره قشم (توسط خانم فاطمه هادوى) سن پليوسن پسين را به آنها مى‌دهد. سازندهاى محلى جزيره قشم (نامگذارى و شرح توسط صمديان 1369، 1982)
4 ـ آهك قشم:
نهشته‌هاى ساحلى فسيل شده به‌صورت پادگانه‌هاى دريايى كه به حالت كلاهكى رسوبات كهن‌تر خود را پوشانده و در سمت ساحل عموماً پرتگاه‌هاى دريايى بى‌شمارى را به وجود مى‌آورد. به‌طور كلى آهك قشك يك آهك اليتى تخريبى و نسبتاً سفت است كه داراى پوسته‌هاى فسيلى فراوان و كمى مواد تخريبى حمل شده و سيمان كلسيتى است. در برخى نواحى نزديك به ساحل اين آهك تغيير رخساره داده و با آهك‌هاى ريفى جايگزين مى‌شود. واحد قشم با ضخامت ميانگين 5-4 متر به روى بخش‌هاى ساحلى تاقديس‌هاى جزيره قشم نشسته است. سن‌راديومترى به روش كربن 14، سنى در حدود 25 تا 40هزار سال پيش با ميانگين 25 تا 30هزار سال پيش را براى اين سازند به دست مى‌دهد.
5 ـ كنگلومراى دولاب
اين واحد از منشاء آبرفتى و به شكل رسوبات مخروط‌افكنه است. رسوبات آن، در جزيره قشم، تنها در روى تلاقى دماغه‌هاى تاقديس سلخ و باسعيدو ديده مى‌شود كه از يك كيلومترى شمال گنبد نمكى نمكدان شروع شده و به سمت شمال تا جنوب بلافصل روستاهاى دولاب و تمگس (در نزديكى تنگه خوران) ادامه دارد. بر اساس جايگاه چينه‌شناسى سن آن هولوسن پيشين در نظر گرفته شده است.
6 ـ ماسه سنگ سوزا
اين واحد منشاء دريايى داشته و در پاره‌اى از نقاط جزيره قشم با گسترش كم قابل مشاهده بوده و از ماسه سنگ آهكى شن‌دار و ريگ‌دار افقى همراه با سنگواره‌هاى بسيار ساخته شده است. اين واحد در پى كنگومرايى است و ضخامت آن 3 تا 4 متر و سن آن نيز به روش كربن 14 حدود چهار تا پنج‌هزار سال پيش تعيين شده است.
7 ـ رسوبات هولوسن پسين
برخى از نقاط ساحلى جزيره و نيز كل قسمت ميانى (از شمال تا جنوب جزيره) توسط اين رسوبات پوشيده شده‌اند.
چهار نمونه از سواحل شمالى و جنوبى طبل و سواحل شمالى و جنوبى كانى از عمق 3 سانتى‌مترى خاك توسط وزارت كشاورزى در رابطه با مطالعات جامع احياء و توسعه كشاورزى و منابع طبيعى حوزه‌هاى آبريز رودخانه‌هاى كشور برداشت شده و در سازمان زمين‌شناسى كشور مورد مطالعه رسوب‌شناسى قرار گرفته است. نتيجه‌گيرى اينكه رسوب هيچ‌كدام منشاء از رودخانه كل نداشته و به نظر مى‌رسد كه كليه رسوبات از عمل تخريب حمل دريا و بازگشت حاصل از امواج به وجود آمده‌اند. البته تعداد نمونه‌هاى ارسالى براى اظهارنظر كافى نبوده و بررسى شرايط زمين‌شناسى و فيزيكوشيميايى حدفاصل هرمزگان و قشم اهميت زياد دارد.
علاوه بر مطالعات صمديان 1369 و 1982، رئيس و همكاران 1998 در مطالعاتشان 18 پادگانه دريايى جزيره قمش را تا ارتفاع 220 مترى شناسايى كرده‌اند كه با روش‌هاى راديومترى از نهشته‌هاى صدف‌هاى دريايى و مرجان‌ها آزمايش به عمل آمد كه اغلب كريستاليزه بودند ولى نمونه‌هاى زير ارتفاع 30 متر غيركريستاليزه بوده و ميزان بالاآمدگى كلى را 2/0 ميلى‌متر در سال و در نزديكى گنبدنمكى قشم، اين بالاآدگى سريع‌تر بوده و براى پريود زمانى 5 تا 6هزار سال قبل در حود 6 ميلى‌متر در سال به دست آمد. البته اين اعداد تا حدودى با اندازه‌گيرى‌هاى قبلى اختلاف نشان مى‌دهد كه بيشتر به علت روش‌هاى كار و كريستاليزاسيون و آلودگى فسيل‌ها مى‌تواند باشد.
در مطالعه اخير كه توسط پروسر و همكاران (Preusser et al. 2001) براى جزيره كيش منتشر شده است ميزان بالاآمدگى تا حداكثر 32 ميلى‌متر در سال نيز تخمين زده شده است.
• تشكيل گنبدهاى نمكى: در تمام جزيره‌هاى چهارگانه (قشم، هرمز، لارك، هنگام) با گنبدهاى نمكى روبه‌رو هستيم و به غير از جزيره قشم پيدايش سه جزيره ديگر در ارتباط مستقيم با گنبدهاى نمكى است. بالا آمدن نمك را مى‌توان تحت‌تأثير گرانش واژگون، رفتار ويسكوپلاستيكى آن، نيروهاى تكتونيكى وارده، و وجود نقاط ضعف در مسير صعود نمك در نظر گرفت.
به علت مطالعات بيشتر و وجود كانسار قابل توجه گل اخرا جزيره هرمز از اهميت خاصى در توصيف گنبدهاى نمكى برخوردار است. كه از نظر كانى‌شناسى و سنگ‌شناسى نيز براى مطالعه گنبدهاى نمكى راهنماى خوبى است. زمين‌شناسى گنبد نمكى جزيره هرمز توسط الياسى و همكاران، 1355 (توسط گروه زمين‌شناسى دانشگاه تربيت معلم) انجام گرفته است. در جزيره هرمز سنگ‌هاى آذرين ريوليت، تراكيت، بازالت‌هاى تجزيه شده، دياباز و مينراليزاسيون كانى‌هاى حرارت بالا از قبيل پيروكسن، آمفيبول و اليژيست (پولك‌هاى نازك شش گوش با سطوح رمبوئدرى و بيناكوئيدى)، كوارتز و پيريت در حفره‌ها و شكستگى‌هاى سنگ‌هاى آذرين قابل مشاهده است. همچنين در سنگ‌هاى رسوبى قديمى اين جزيره كانى‌ها درجازا نظير دولوميت، پيريت و كوارتز به وفور يافت مى‌شود.
يكى از كانسارهاى قابل توجه و مهم اين جزيره اخرا است كه از طريق شستشوى سنگ‌هاى آهن‌دار توسط آب‌هاى نافذ و انتقال اكسيد آهن سه ظرفيتى به اعماق زمين حاصل شده است. ژيزمان اين كانسار به‌صورت توده‌هاى بزرگ عدسى شكل است كه در حد فاصل سنگ‌هاى تبخيرى و برش هترروژن آهن‌دار قرار گرفته است.
ويژگى بارز جزيره پديده فرسايش است كه تپه‌ها و كوه‌هاى به شدت فرسايش يافته را به وجود آورده و مناطق مسطحى نيز كه مواد آبرفتى را باد و باران به همراه آورده و رسوب داده است. در جاى جاى جزيره ديده مى‌شود.
در جزيره قشم گستره‌هاى وسيعى نزديك به دريا و نيز تپه‌ها و كوه‌هايى با ارتفاع حداكثر 400 متر وجود دارد. نزديك به يك سوم مساحت جزيره نسبتاً مسطح و بقيه كم و بيش پستى و بلندى‌هاى قابل دسترسى است.
• پستى و بلندى‌هاى: جزيره قشم از ناهموارى‌هاى آهكى تشكيل شده است.
ـ در جنوب و پشت شهر قشم (منتهى‌اليه شرق جزيره)، زمين به تدريج ارتفاع مى‌يابد و به تپه‌هاى معروف به ”پرتگاه قشم“ ختم مى‌شود. بلندترين نقطه در پرتگاه قشم در 5 كيلومترى شهر قشم واقع شده و 170 متر ارتفاع دارد.
ـ ارتفاعات جزيره را غالباً تراس‌هايى تشكيل مى‌دهند كه دامنه‌هاى آنها شيب تند دارند و اغلب مضرس (داندانه داندانه)اند.
ـ بلندترين نقطه جزيره «كيش كوه» است با ارتفاع 397 متر كه در 35 كيلومترى شرق باسعيدو واقع شده. از آنجا كه اين كوه از نمك تشكيل شده، به همين دليل به كوه نمكدان نيز معروف است.
ـ در 3 كيلومترى شمال شهر سوزا قله سفيدرنگ و مخروطى شكلى وجود دارد به ارتفاع 135 متر.
ـ ”قله فينگر“ به ارتفاع 280 متر و كوه ”بيسكو“ به ارتفاع 294 متر در غرب كوهستان مخروطى شكل سوزا قرار گرفته‌اند.
• واحدهاى زيست محيطى: جزيره قشم و جزاير اطراف آن به سه واحد زيست‌محيطى عمده تقسيم شده، كه عبارتند از:
الف‌ـ مناطق خاكى: در مورد مناطق خاكى 7 واحد عمده شناسايى شده‌اند:
1 ـ مناطق كوهستانى قشم شرقى
قسمت شرقى جزيره قشم مشخصاً از فلات‌هاى كوهستانى است كه توسط دره‌ها و زمين‌هاى پست از يكديگر جدا شده‌اند.
2 ـ مناطق كوهستانى قشم غربى
قسمت غربى جزيره را يك محدوده بزرگ كوهستانى تشكيل مى‌دهد. اين محدوده از دشت ديرستان در شرق به انتهاى غربى جزيره كشيده شده است كه در بيش از نصف طول جزيره امتداد دارد.
قسمت عمده غرب جزيره قشم را محدوده كوهستانى اشغال نموده و تنها يك قسمت باريك از زمين‌هاى پست بين اين محدوده و دريا باقى گذاشته است.
3 ـ كوه گنبدنمكى
كوه نمكى ـ كوه نمكدان ـ در قسمت جنوب غربى جزيره، ويژگى عمده مجموعه كوهستانى غربى را تشكيل مى‌دهد. اين كوه كه به شكل مخروط است تا ارتفاع 397 متر (قله كوه نمكدان) مى‌رسد. ساختار نمكى اين كوه از انباشته شدن صخره‌هاى آذرين با رسوبات تشكيل شده است. كوه گنبد نمكى، با بقاياى معادن نمك باستانى و چشمه‌هاى آب شور، به خودى خود يك ”اثر تاريخى طبيعى ديدني“ با امكانات آموزشى و تفريحى را به وجود آورده است.
گزارشى از گنبد نمكى نمكدان (قشم)
جزيره قشم از طريق تنگه كلارنس Clarence يا خورخوران از سواحل ايرانى جدا شده است. مرتفع‌ترين منطقه جزيره قشم، كيش كوه با ارتفاع 397 متر از كوه نمك تشكيل شده است كه به كوه نمكدان نيز معروف است.
مشخصات زمين‌شناختى خليج فارس و جزيره قشم:
خليج فارس دريايى حاشيه‌اى (Marginal) است كه توسط تنگه هرمز با اقيانوس هند ارتباط مى‌يابد. از نظر زمين‌شناسى ساختمانى، خليج فارس يك چاله تكتونيكى است كه به اواخر پليوسن تا پليستوسن تشكيل شده و در نتيجه تداخل چين‌خوردگى‌هاى زاگرس و چين‌خوردگى‌هاى عربى شكل امروزى را پيدا كرده است. اغلب جزاير و تپه ماهورهاى زيردريايى نيز در اثر بالا آمدن گنبدهاى نمكى تشكيل شده‌اند (مؤمنى، 1375).
بررسى وضعيت زمين‌شناسى ساختمانى و جنس زمين‌هاى تشكيل‌دهنده جزيره قشم نشان مى‌دهد اين جزيره تاقديس عظيمى است كه محور آن منطبق بر محور طولى جزيره مى‌باشد و به آخرين حركات چين‌خوردگى زاگرس مربوط است. در داخل جزيره چين‌خوردگى‌هاى درهمى وجود دارد كه حاكى از حركات تكتونيكى جوان‌تر است. عملكرد گسل‌هاى فعال با امتداد شمالى ـ جنوبى بالا آمدن تدريجى گنبد نمكى نمكدان و حضور پادگانه‌هاى دريايى مؤيد اين نظر است (واشقانى، 1377)
چينه‌شناسى جزيره قشم
سازند هرمز قديمى‌ترين سازند موجود در جزيره قشم است كه در بخش غربى آن به‌صورت گنبد نمكى نمكدان برونزد دارد.
سازند هرمز شامل رسوبات تبخيرى با ضخامت تقريبى هزار متر است كه مابين پى سنگ و پوشش رسوبى زاگرس واقع است.
پى سنگ سازند ميشان ـ به نام آهك گورى ـ در گنبد نمكى نمكدان به ضخامت 30 متر برونزد دارد. اين بخش آهكى كه كرم رنگ است از دور به شكل سنگ‌هاى مقاوم ديده مى‌شود. سازند ميشان با داشتن فسيل‌هاى جانورى فراوان، ميوسن آغازين تا ميانى را دارد.
سازند آغاجارى نيز با داشتن بيشترين رخنمون در سطح جزيره از ماسه سنگ‌هاى آهك‌دار به رنگ قهوه‌اى و خاكسترى، رگه‌هاى گچ، مارن‌هاى قرمز و سيلتستون تشكيل شده است. سن سارند آغاجارى ميوسن فوقانى تا پليوسن است.
واحدهاى سنگى جديد شامل واحدهاى ماسه سنگى ويرستان، واحد آهكى قشم، واحد ماسه سنگى سوزا واحد كنگلومرايى دولاب و نهشته‌هاى عهد حاضر مى‌باشد.
گنبد نمكى نمكدان
گنبد نمكى نمكدان تنها گنبد نمكى در جزيره قشم است كه از ميان دماغه جنوب، قديس سلخ و دماغه شمال غربى تاقديس باسعيدو بالا آمده است و در نقشه‌ تقريباً دايره‌اى شكل و به قطر 7×5/6 كيلومتر است. بام گنبد داراى توپوگرافى نامنظم است و ديواره آن بسيار پرشيب مى‌باشد.
گنبد نمكى نمكدان مشتمل از نمك و گچ، قطعات ناهمگن از آهك دولوميتى سياه رنگ و شيل‌هاى آهكى، آگلومراهاى آتشفشانى و گدازه‌هاى ريولتى است. سنگ‌هاى فراگير گنبد داراى لايه‌هاى نازك هماتيتى است. در اين گنبد توده سرپانيتن سبزرنگ وجود دارد و در بام آن حدود 30 متر آهك دولوميتى ديده مى‌شود. (صمديان، 1369).
در بخش جنوبى گنبدنمكى نمكدان، غارهاى نمكى (Salt Caves) بسيار زيبا و شگفت‌انگيزى وجود دارد كه ارتفاع آن تا 20 متر نيز اندازه‌گيرى شده است. سقف غار به وسيله قنديل‌هاى فراوانى پوشيده شده است كه با گذشت زمان در اثر نفوذ آب تغيير تشكيل مى‌دهند.
غارهاى نمكى جزيره قشم طولانى‌ترين غار در نوع خود هستند.
از ميان غارهاى نمكى زيبا و عجيب، آب زيرزمينى دائمى نيز جريان دارد كه در تمام طول سال جارى است و در دامنه كوه به‌صورت چشمه نمكى است كه منظره بسيار زيبا و ديدنى را ايجاد مى‌كند.
برخاست گنبد نمكى نمكدان، كه جنبش‌هاى آن از ميوسن پسين و پليوسن پيشين آغاز شده است، تحت‌تأثير نيروهاى حاصل از اختلاف چگالى نمك و سنگ‌هاى دربرگيرنده بوده كه حركات تكتونيكى نيز شتاب آن را بيشتر نموده است.
حالت برشى بخش گورى وجود لايه‌هاى كنگلومرايى با قلوه‌هاى از گنبد نمكى نشانه‌هايى از برخاست گنبد نمكى در حين رسوب‌گذارى سازند ميشان است.
سازند آغاجارى كه بخش اعظم ديواره‌هاى گنبد را دربرمى‌گيرد، دگر شكلى يافته است.
جنبش‌هاى جوان گنبد نمكدان مربوط به 4هزار سال گذشته است كه با افراشتگى واحد ماسه سنگى سوزا (در نزديكى گنبد نمكى نمكدان) به ميزان 5/3-3 ميلى‌متر در هر سال مشخص مى‌شود. (صمديان، 1369)
4 ـ زمين‌هاى باير
در قسمت مركزى جزيره، يك منطقه مشخص زمين باير وجود دارد كه به آسانى قابل مشاهده است. شرايط اقليمى كاملاً خشك همراه با خاك و صخره‌هاى اعجاب‌انگيزى اين منطقه، محيط را دشمن حيات ساخته است.
5 ـ مناطق عمده كشاورزى
دشت توريان مركز كشاورزى جزيره است. منطقه‌اى در قسمت غربى جزيره، از طبل به بندر گورزين نيز از جمله مناطق كشاورزى قابل توجه جزيره را تشكيل مى‌دهد. به دليل بارندگى اندك و نامنظم و دماى زياد و ميزان بالاى تبخير، شرايط طبيعى قشم براى كشاورزى نامساعد است. منطقه تحت كشت و زرع جزيره تنها حدود 30 كيلومترمربع تخمين زده شده است، يعنى حدود 2 درصد كل مساحت جزيره.
6 ـ زمين‌هاى پست
جزيره قشم از جلگه‌هاى مسطح با ارتفاع كم تشكيل شده كه پوشيده از بازمانده‌هاى آبرفتى نرم (آهك رس، ماسه و لجن) است. جابه‌جايى بازمانده‌هاى آبرفتى توسط باد موجب افزايش اين مواد به ويژه لجن و ماسه مى‌شد. در جزيره، توده‌هاى شن ساحلى نيز وجود دارد. مهاجرت پرندگان ممكن است از طريق كريدور زمين‌هاى پست بر فراز دشت ديرستان انجام شود. پرندگان آبى، به‌خصوص ممكن است توسط زمين‌هاى پست كه به‌طور فصلى از سيلاب پر مى‌شوند و اغلب در كرانه‌هاى خليج ديرستان ديده مى‌شوند جلب شوند. در بازگشت پرندگان از آفريقا، اين نوع محل سكونت اولين توقفگاه طبيعى براى تغذيه و استراحت پرندگان پس از پرواز از فراز تنگه هرمز است.
7 ـ شوره‌زار
دشت‌هاى ساحى در منطقه جزر و مدى شامل مناطق وسيعى ”شوره‌زار“ با بقاياى حاصل از تبخير و بقاياى حاصل از جزر و مد و باد است. اين نوع دشت‌هاى بيشتر در غرب ناحيه جنگلى حرا ديده مى‌شوند.
ب‌ـ مناطق جزر و مدى: جزر و مدهاى جزيره به‌طور عمده روزانه هستند. تفاوت‌هاى جزر و مد در طول كرانه شمالى جزيره قشم، به علت جزر و مدهاى باسعيدو و لافت، قابل توجه است. در طول كرانه جنوبى جزيره قشم، تفاوت جزر و مدى كمتر از جزر و مدهاى كرانه شمالى است.
در بيشتر ايام سال، در سواحل جزيره قشم يك جريان حركت آب به طرف غرب نشان داده مى‌شود. ميزان اين جريان به‌طور معمول كمتر از يك گروه دريايى است. جريان جزر و مدى در هر دو سوى ساحلى جزيره ظاهر مى‌شود و در قسمت شمالى تنگه خواران جريان جزر و مدى تا 2/2 گره درياى اندازه‌گيرى شده است.
ج‌ـ محيط دريايى: در قسمت شمالى جزيره قشم امواج عموماً كوتاه بوده و به وسيله باد توليد مى‌شوند. در محيط دريايى جزيره قشم حدود 11 گونه خرچنگ وجود دارد.
يك بستر پرورش ميگو نيز در قسمت شرقى تنگه خواران قرار دارد.
آب‌هاى ساحلى جزيره قشم از ماهى غنى است. ماهيگيرى از مشاغل مهم است و در دريا به‌صورت باز و يا كاربرد تورهاى ثابت متداول است.
لاك‌پشت سبز در آب‌هاى جزيره هنگام و لارك و همچنين در تنگه خواران در شرق لافت وجود دارد. ساحل شنى در شرق روستاى كانى و همچنين در ساحل شيب‌دراز محل‌هاى مهم براى اين گونه لاك‌پشت‌هاى دريايى است.
دلفين بينى بطرى هم از عمده پستانداران منطقه است در حالى‌كه وال سفيد (نهنگ) كمتر ديده شده است.
در بخش مربوط به حيات جانورى جزيره قشم، به تفصيل در اين باره سخن خواهد رفت.
• ميزان عمق آب در اطراف جزيره: اگر سواحل جزيره‌ى قشم را به دو نوار شمالى و جنوبى تقسيم كنيم ميزان عمق آب در نوار شمالى در امتداد سواحل ايران كه تنگه خواران را در برمى‌گيرد نسبت به ميزان عمق آب در نوار جنوبى كمتر است. در نوار شمالى از دماغه باسعيدو به سمت شرق تا روستاى گوران ميزان عمق آب 2 تا 8 متر است كه اين عمق بيشترين گسترش را دارد. در برخى از نقاط عمق آب به 10 تا 14 متر نيز مى‌رسد كه البته گسترش اين عمق محدود است.
از گوران تا بندر لافت كه جنگل‌هاى حرا گسترش دارند عمق آب بين 5 تا 9 متر است كه به‌طور پراكنده در برخى از نقاط عمق 10 تا 12 متر نيز به چشم مى‌خورد. از دماغه لافت تا شهر قشم بيشترين گسترش را عمق 10 تا 12 متر دارد و در بعضى نقاط عمق آب به 22 تا 23 متر نيز مى‌رسد.
عميق‌ترين بخش در نوار شمالى جزيره تنگه خواران، بين دماغه لافت و آبادى پل است كه عمق آب تا 29 متر مى‌رسد. در نوار ساحلى جنوبى جزيره عمق آب از غرب به شرق افزايش مى‌يابد، تا روستاى صلخ عمق 3 تا 5 متر گسترش دارد، تنها در يك نقطه در منتهى‌اليه غربى جزيره عمق آب به 11 متر مى‌رسد. در سواحل كنارى صلخ عمق تا 5 متر و هرچه از ساحل دور شويم عمق آب افزايش يافته و تا حدود 23 متر مى‌رسد. از صلخ تا شيب دراز كه خليج ديرستان و تنگه هنگام را دربرمى‌گيرد عمق آب 3 تا 8 متر است، تنها در قسمتى از تنگه هنگام عمق به 16 متر مى‌رسد. از سواحل شيب دراز به سمت شرق تا سواحل شهر قشم كه آب بيشترين عمق را در اين بخش از جزيره دارد، عمق آب به 45 تا 51 متر مى‌رسد. (نقشه شماره 13)
• عميق‌ترين نقطه اطراف جزيره: در نوار شمالى جزيره قشم كه تنگه خواران را در برمى‌گيرد عميق‌ترين بخش بين دماغه لافت و بندر پل است كه عمق آب به 29 متر مى‌رسد. در نوار ساحل جنوبى جزيره از سواحل شيب دراز به سمت شرق تا سواحل شهر قشم آب بيشترين عمق را دارد، عمق آب در اين بخش به 45 تا 51 متر است.
شناسنامه اقليمي جزيره قشم
طول جغرافيايي:  5616
عرض جغرافيايي: 2657
ارتفاع (متر): 6
نوع ايستگاه: سينوپتيك
سال تاسيس :1330
طول دوره اماري: 52
ميانگين حداقل دما:سانتيگراد c ْ  22.3
ميانگين حداكثر دما: (سانتيگراد) 32.2
اختلاف ماكزيمم مينيمم دما: 9.9
ميانگين دماي سالانه: 26.9
انحراف معيار دما: % 1.5
حداقل مطلق دما (سانتيگراد): 6.4
حداكثر مطلق دما (سانتيگراد) :46.6
ميانگين نقطه اشباع: 19.5
ميانگين رطوبت:% 66.3
ميانگين ماكزيمم رطوبت:% 86.5
ميانگين مينيمم رطوبت:% 44.4
ميانگين تعداد روزهاي با دماي ماكزيمم :30 و بالاتر 228
ميانگين بارندگي سالانه(ميليمتر): 183.2
حداكثر بارندگي در يكروز(ميليمتر) 126
انحراف معيار بارندگي:% 120.5
ميانگين تعداد روزهاي همراه با بارندگي: 11
ميانگين تعداد روزهاي همراه با رعد وبرق: *
سمت غالب باد :*
سرعت غالب باد(متر بر ثانيه): *
شديد ترين سرعت باد: *
ساعت آفتابي سالانه: 3348
ميانگين فشار هوا(ميليبار): 1007.1

منابع :

اشنايى با جزيره قشم http://www.qeshm.ir
منطقه آزاد قشم http://www.freezones.ir
موقعيت جغرافيايى قشم http://www.qeshm.ir
مساحت جزيره http://www.qeshm.ir
شناسنامه اقليمي جزيره قشم http://www.hormozganmet.ir
زمين شناسى قشم http://www.qeshm.ir
جنگل دريايى حرا http://www.qeshm.ir
آثار باستاني و مناطق ديدني منطقه آزاد قشم http://www.freezones.ir
جغرافياى اقتصادى http://www.qeshm.ir
جغرافياى سياسى http://www.qeshm.ir

سه شنبه بیست و دوم 12 1391 19:7

استان يزد(2)

استان يزد(2)
استان يزد(2)

 

 

تيمور لنگ حكومت يزد را به يكي از نزديكان خود سپرد. اما پس از بازگشت تيمور به ماوراءالنهر، گروهي، از همدلي مردم نسبت به آل مظفر بهره برده به رهبري آبدار، يزد را از دست حاكم تيموري بيرون آوردند. سپس سلطان محمّد، پسر ابوسعيد طبسي، يزد را به دست آورده استقلال آن را اعلام نمود.
با عدم توفيق حاكمان تيموري نايين، اصفهان و اردستان در برگرداندن نظم و امنيت به يزد، پير محمّد، پسر عمر شيخ و نوه تيمور لنگ حكم ران فارس، و نيز حاكم سيستان با سپاهي ره سپار يزد شده؛ يزد را محاصره و سرانجام گشودند. تيمور لنگ براي حفظ جايگاه هنري و اهميت يزد، دستور داد نسبت به مردم اين سامان نرمي نشان داده ماليات دو ساله را نگيرند. هم چنين فرمان داد تا برج و باروي شهر را بنا كرده دارالحكومه معروف به « دژ مباركه نارين قلعه » را به طور شايسته اي بسازند.
ايالت يزد پس از مرگ تيمور، مدتي پهنه درگيري نوادگان تيمور، پير محمّد و اسكندر بود. شاهرخ پسر تيمور با پيروز شدن بر ديگران حكومت يزد را به امير جلال الدين، پسر چخماق سامي سپرد. وي با مردم يزد به خوبي رفتار كرد و براي عمران و آبادي اين سرزمين كوشش نمود و بناهاي بسياري از خود بر جاي نهاد، كه برخي از آن ها هنوز برجاي مانده از آثار تاريخي و ديدني استان يزد به شمار مي روند. پس از در گذشت امير جلال الدين، بيوه و فرزندانش دنباله كار را گرفته از خاندان خود، نام نيك به يادگار گذاشتند.
بازماند گان تيمور، در همه جا دل گرم كننده هنرمندان، معماران و انديشمندان بودند و يزد نيز در اين زمان به شكوفايي اقتصادي، هنري و فرهنگي رسيد. كاشي كاري‎هاي مسجد جامع و ميدان امير چخماق و مسجد امير چخماق، مصلاي عتيق، ... از آثار اين زمان است. مدرسه ها و كتاب خانه هاي بسياري چون مدرسه و كتاب خانه قطبيه سربلوك، مدرسه دارالصفا، مدرسه و كتاب خانه يوسف چهره، مدرسه و كتاب خانه اصيليّه سردهوك و كتاب خانه باورديه ايجاد شدند، كه نويسنده گان، پژوهش گران و تاريخ نگاراني، چون شرف الدين علي يزدي، در آن ها پرورش يافتند.
با برآمدن تركمانان قراقويونلو و آق قويونلو، يزد از دست تيموريان بيرون رفته اميران تركمان، يكي پس از ديگري بر ايالت يزد حكومت كردند.
حكومت طوايف گوناگون با تسلط شاه اسماعيل صفوي بر تمام ايران در ۹۱۳ هـ. ق، خاتمه يافت. نعمت الله باقي، پسر ميرزا عبدالباقي، صوفي سرشناس، كه در جنگ چالدران كشته شد، در زمان شاه تهماسب، دختر شاه اسماعيل را به زني گرفته حاكم يزد شد. وي ديوان خانه عباسيه را ساخت و مسجد شاه تهماسب، در نزديكي ميدان بعثت كنوني از يادگارهاي اوست. از ديگر آثار دوران صفوي مي‎توان به اين موارد نيز اشاره كرد : غياث آباد تفت كه به دست مير ميران فرزند نعمت الله باقي ( ممدوح وحشي بافقي )، مدرسه شفيع ، مسجد شاه ولي تفت كه شاه ابوالوالي حاكم يزد آن را بنا نهاده است.
در هنگام حمله افغان ها، مردم رشيد و آزاده سرزمين يزد، به رهبري ميرزا عنايت سلطان، دلاوري هاي بسياري از خود نشان دادند؛ چنان كه محمود افغان، در گشودن يزد ناكام مانده راهي اصفهان گرديد. اشرف افغان، جانشين محمود، نيز پس از چهار سال نبرد توانست يزد را بگشايد. با روي كار آمدن نادرشاه افشار و بيرون راندن افغان ها از ايران، محمّد تقي خان، خواهر زاده عنايت سلطان به حكومت يزد منصوب شد.
وي و فرزندانش، تا آخر دوره قاجار، در نقش حاكم يا مستوفي يزد خدمت هاي ارزنده اي به اين سرزمين كرده آثار تاريخي و بنا هاي ديدني بسياري در يزد به يادگار گذاشتند. باغ دولت آباد، باغ ناصريه، مدرسه خان، ميدان خان، بازار خان، بازار قيصريه و... از آثار آنان است. اين منطقه در دوره قاجاريه و پس از آن در آرامش و آباداني به سر برده و هم اكنون نيز يكي از مهم ترين و ارزشمندترين مناطق ايران است.

● مشخصات جغرافيايي

استان يزد؛ با قرار گرفتن در بخش مركزي فلات ايران در برگيرنده نا مناسب ترين عوامل طبيعي چيره بر فلات مركزي ايران نيزاست. كويرهاي بزرگ لوت و دشت كوير تا درياچه نمك قم و كوير نمك هرات و مروست تا كوير نمك ابر كوه و باتلاق گاوخوني استان يزد را فرا گرفته اند. بارش اندك همراه با تبخير شديد، دور بودن از دريا، نزديكي با كوير خشك و پهناور نمك، رطوبت نسبي كم همراه با گرماي بسيار، از عواملي هستند، كه استان يزد را به گونه خشك ترين استان ايران در آورده است.
گذشته از آن، در اين منطقه نوسان شديد درجه حرارت نيز وجود دارد. از نظر جغرافيايي بين ۲۹ درجه و ۴۸ دقيقه تا ۳۳ درجه و ۳۰ دقيقه پهناي شمالي و ۵۲ درجه و ۴۵ دقيقه تا ۵۶ درجه و ۳۰ دقيقه درازاي خاوري از نصف النهار مبدا واقع شده است.
اين استان از شمال خاوري به استان خراسان از شمال و باختر به استان اصفهان، ازجنوب باختري به استان فارس و از جنوب خاوري به استان كرمان محدود مي شود. به دليل دور بودن از مرزهاي ايران، در درازاي تاريخ از بحران ها و فشارهاي فرهنگي و نژادي مصون مانده است. استان يزد براساس سرشماري سراسري سال ۱۳۷۵ جمعيتي در حدود ۸۲۸۴۰۱ نفرجمعيت داشته و شهرستان هاي آن عبارتنداز: ابركوه، اردكان، بافق، تفت، خاتم,صدوق, طبس, مهريز، ميبد و يزد.
دشت رسوبي يزد، در فلات مركزي ايران، از حوزه هاي مهم جغرافيايي است كه از دامنه شيركوه در جنوب آغاز مي شود و با شيب ملايمي تا كوير سياه كوه در شمال ادامه مي يابد. با توجه به موقعيت جغرافيايي، اين استان در بر گيرنده نامناسب ترين عوامل طبيعي چيره بر فلات مركزي ايران است.
استان يزد گذشته از جايگاه ويژه طبيعي - جغرافيايي و دارا بودن منابع زيرزميني، از لحاظ تاريخي و فرهنگي نيز از كهن ترين مناطق ايران به شمار مي رود و از گذشته هاي دور داراي فرهنگي درخشان بوده است. كوه هاي اين استان جزو رشته كوه هاي مركزي ايران به شمار مي روند. دشت هاي كويري آن، همانندي زيادي با دشت كوير و دشت لوت دارند. بلندترين ناحيه استان يعني رشته كوه هاي شيركوه (۴۰۷۵ متر) در بخش جنوب باختري استان قرار گرفته و پست ترين ناحيه، شمال تا شمال خاوري را در بر مي گيرد كه همراه با باتلاق هاي نمك است. راه هاي دست رسي به اين استان عبارتند از:
▪ راه ري ـ اصفهان ـ يزد:‌ اين راه از ري به سوي جنوب رفته از قم و كاشان گذشته به شهر گباي ( اصفهان كنوني ) رسيده از آن جا شعبه اي از آن، از راه يزد به كرمان و از كرمان باز شعبه اي به سيستان، سند و كرانه هاي درياي مكران ( درياي عمان ) مي پيوست.
▪ راه يزد ـ سيستان: از سيستان تا يزد، راهي وجود داشته، كه كوير را در دور افتاده ترين بخش هايش، يعني بين « ده سلم » و گدارباروت، ميان بر مي كرده است.
راه يزد به خراسان:‌ اين راه كه داراي ايستگاه هاي بسياري است، از يزد به سوي آنجيره و خزانه رفته از تل سياه و ساغند وپشت بادام گذشته به رباط محمّد رسيده از آن جا به ريگ و مهلب و رباط حوران، ... رفته، سر انجام به ترشيز ( كاشمر ) و از آن جا به نيشابور مي پيوسته است.
در حال حاضر استان يزد داراي راه هاي زميني و هوايي است. راه هاي زميني آن، از گونه شوسه، آسفالته و راه آهن، عبارتند از:

۱) راه هاي اصلي، فرعي، روستايي:

اين راه ها، شامل راه هاي اصلي، فرعي، روستايي و مال رو است. راه هاي اصلي، استان را با استان هاي اصفهان، فارس، كرمان و خراسان پيوند مي دهد و از راه هاي مهم ارتباطي شمال به جنوب و باختر به خاور ايران است.
استان يزد، در سال ۱۳۷۵ هـ. ش، داراي بيش از دو هزار كيلومتر راه اصلي آسفالته و راه هاي فرعي و روستايي بوده است. محور اصلي ارتباطي استان يزد، سرشناس به جاده سنتو، يكي از پر رفت و آمدترين شبكه هاي ارتباطي ايران، به ويژه در حمل و نقل بار با وسايط نقليه سنگين به شمار مي رود. بندر هاي مهم هرمزگان و هم چنين بندر استراتژيك چابهار در استان سيستان و بلوچستان نيز تأثير زيادي در رونق اين راه ارتباطي داشته اند.
راه هاي فرعي، شهرستان هاي استان را به يك ديگر و يا شهرستان ها را به شهر يزد پيوند مي دهند. راه هاي روستايي نيزكه درسال هاي اخير ايجاد شده، روستاها، دهستان ها و مراكز بخش ها را به يك ديگر پيوند مي دهند و نقش ارزنده اي در زندگي اجتماعي روستاييان و كشاورزان منطقه ار لحاظ اقتصادي، ارتباطي و حمل بار دارند.

۲) راه آهن:

راه آهن استان يزد؛ سبب پيوند اين استان با استان هاي اصفهان و كرمان و سبب ارتباط مراكز معدني و صنعتي ايران است. راه آهن سراسري ايران، از تهران شروع و شاخه جنوب خاوري آن، پس از گذر از شهر قم، به دو بخش شده، يكي از طريق كاشان و اصفهان به يزد رسيده و ديگري پس از گذشتن از بافق به زرند و شهر كرمان مي پيوندد.

۳) راه هاي هوايي:

استان يزد از طريق راه هاي هوايي به بيش تر نقاط و مراكز استان هاي ديگر، مانند : تهران، شيراز، اصفهان، كرمان، بندر عباس، زاهدان، مشهد، ... بستگي دارد. فرودگاه شهيد صدوقي يزد داراي امكان هاي كافي براي پذيرش هواپيماهاي مختلف بوده و مي تواند خدمات فرودگاهي بايسته را براي پرواز هاي داخلي و خارجي تأمين كند. علاوه بر پرواز هاي هر روزه تهران – يزد و بر عكس، پرواز هاي ديگري به اصفهان، مشهد، زاهدان، بندر عباس، شيراز، كرمان، ... در اين فرودگاه انجام مي شود. اخيراً پرواز هاي حج و زيارت سوريه نيز به طور مستقيم از فرودگاه شهيد صدوقي يزد انجام مي شود.

● شهرهاي استان:

ابركوه - بافق - اردكان - خاتم - صدوق - طبس - تفت - مهريز - ميبد - يزد .

چهارشنبه بیست و سوم 12 1391 19:7

خوزستان ، مهد فرهنگ و هنر

خوزستان ، مهد فرهنگ و هنر
خوزستان ، مهد فرهنگ و هنر

 

 

تاريخچه استان

خوزستان سرزمين ديگري است ؛ دنيايي متفاوت همراه با ويژگيها و تنوعات خاص، سرزمين نجابتهاي برهنه با آفتابي داغ و سوزان كه گرمابخش حيات، منشاء صفا، صميميت و خونگرمي جنوب و جنوبي هاست.
خوزستان يا «شكرستان » از ديرباز مهد تمدن و فرهنگ بوده و قابليتهاي سرشاري در اين زمينه داشته كه تاريخ، گواه صادقي بر اين مدعاست.
درباره واژه « خوزستان »، معاني و تعابير فراواني وجود دارد كه قدمت و ديرينگي اين خطه را آشكار مي سازد. برخي كلمه « خوز » را نام قبيله اي مي دانند كه در اين منطقه ساكن بوده است. « ابن منظور » به سال ۷۱۱ ه.ق. در « لسان العرب » اشاره دارد: و الخوز جيل من الناس، اعجمي معرب ؛ يعني: « خوز » قوم يا قبيله اي از مردم عجمند.از سوي ديگر « خوز » را به معني « شكر » و « نيشكر» نيز معنا مي كنند. زيرا خاك حاصلخيز و بارور خوزستان، استعداد ويژه اي براي رشد اين گياه، داشته و آنجا بهترين محصول نيشكر را به دست مي داده است.
« خوزستان » در دوران باستان، بخصوص، در دوره هخامنشي به دو ناحيه تقسيم مي شد: بخشهاي شمال و شمال شرقي كه انشان ( انزان ) نام داشت و سرزمينهاي با صفا و كوهستانها و جنگلهاي فراواني را شامل بود ، و ناحيه جنوبي كه داراي آب و هواي گرم و مرطوب و دشتهاي حاصلخيز و جلگه اي جنوبي كه داراي آب و هواي گرم و مرطوب و دشتهاي حاصلخيز و جلگه اي سرسبز و پرآب بوده كه به قاره اي كوچك و مستعد مي مانست .
بخشهاي جنوبي كه « عيلام » نام داشته يادآور تمدنهاي ديرينه خوزستان است و بشدت تحت تأثير فرهنگ « ميان رودان » بوده و جغرافياي وسيعي را شامل مي شده كه حد فاصل لرستان و خوزستان و سواحل خليج فارس امروزي است.
« استرابون » جغرافي دان عهد باستان، خوزستان را از حاصلخيزترين جلگه هاي جهان مي داند. زيرا رودخانه هاي زيادي اين دشت را مشروب مي كرده كه امكان كشاورزي و آباداني را در اين منطقه ميسر مي ساخته است . شايد بر همين اساس بوده كه عده اي بر اين اعتقادند كه نام اين سرزمين « هند » يا « اند » بوده كه به معناي جايي با آبهاي فراوان مي باشد.
در كتاب « مجمع التواريخ و القصص » خوزستان به نام « حجوستان » و « حبوجستان و اجار » آمده است كه به نظر مي آيد، مأخوذ از زبان پهلوي با عناوين « حبوجستان » و حوجستان است . همچنانكه در بعضي از گويشهاي رايج در اين استان « لفظ لري بختياري » براي اداي حرف « خ » از « ح » نيز بهره مي گيرند . بنابراين واژگان « اوج » ، « هوز» ، « هوج » ، « حوز » و « خوز» در سير تحول و تطور لفظي با پسوند « ستان » و « اوجستان » به تدريج بر اثر سايش تلفظ، از « هوجستان » به «خوزستان » تغييري يافته است .
در گويشهاي فارسي باستان و زبان پهلوي « او » به « هو » قابل تغيير است ؛ مانند « اورمزد» - «هورمزد» و « اوشمند » - « هوشمند » همچنانكه « هورداد و حورداد » را « خرداد » و « خورتات » نيز گفته اند .
البته تا سالهاي اخير اين اسامي را با حرف ( ح ) نيز مي نوشته اند .از سوي ديگر « ياقوت حموي » واژه « خوز » را با نامهاي « خوز » و « هوز » و « اهواز » و « هويزه » هم ريشه مي داند.« اهواز » محرف كلمه « اواز» و « اوجا » نيز هست كه در كتيبه داريوش بيستون آورده شده و اين نام در كتيبه نقش رستم « خواجا » يا « خوجا » حك شده كه هزار سال پيش ، مركز حكومت نشين استان خوزستان بوده است .
همچنين بايد گفت اهواز شهري است كه در زمان اردشير بابكان بنا نهاده شده است . در زمان ساسانيان « هومشير» يا « هرمز اردشير » بوده و « خوجستان و اجار» يا « هوجستان و اجاره » معني « خوزستان بازار » را مي رساند كه تا دهه هاي اخير و هم اكنون عرب زبانان، اهواز را « سوق الاهواز » مي خوانند .
اهواز يا هرمز اردشير، تركيبي از نام پروردگار و پادشاه است كه در دو بخش ساخته شده بود : در بخشي از آن بزرگان و اشراف سكونت داشته اند و بخش ديگر آن، شهر بازاريان بوده است. به هنگام آمدن تازيان به خوزستان ، شهر بزرگان به دست آنان ويران شد اما شهر بازاريان ( سوق الاهواز ) بر جاي ماند.
اهواز واژه اي پارسي و شهري پارسي است ؛ « ابومنصور جواليقي » در قرن پنجم هجري مي نويسد: « الاهواز اسم مدينه من مدن فارسي اعجميته معربه و قد تكلمت بها العرب » ، اهواز شهري است از شهرهاي پارس؛ نام آن پارسي معرب شده، اعراب انشاي آن را از پارسيان پذيرفته اند.عده اي ديگر اهواز و خوزستان را با نام « اوكسين » در زمان عيلاميان مطابق مي دانند كه تغيير يافته واژگان « اوكس » « اوكز » « هوكز » « حوز » و « خوز » است.
وجود مراكز علمي و فرهنگي همچون دانشگاه جندي شاپور در اين استان دال بر اهميت و رونق اين خطه ارزشمند مي باشد كه استادان بزرگ دانش پزشكي را از يونان، مصر، هند و روم گرد هم آورده بوده است. پزشكان برجسته و ناماوري كه به مداواي بيماران و تدريس دانشجويان رشته پزشكي در اين دانشگاه مشغول بوده اند.اين دانشگاه طب كه به دستور شاپور اول ( ۲۴۱-۲۷۱ م ) بنيان نهاده شد.
توسط شاپور دوم ( ذوالاكتاف ) مرمت و بازسازي گشت و در زمان انوشيروان تكميل و توسعه يافت .علما، دانشمندان و شاعران بزرگي همچون : ابونواس حسن بن هاني خوزستاني ، كه از اركان شعر عرب است، عبداله بن ميمون اهوازي، نوبخت اهوازي منجم و فرزندانش، جورجيس پسر بختشوع گنديشاپوري و شاعران عرب زبان شيعي، مانند « ابن سكيت » و « دعبل خزائي » كه با اشعار خود ولايت و امامت را پاس داشته اند و زبان به مقاومت گشوده اند از همين منطقه برخاسته و در اين ديار زندگي مي كرده اند.
مردم خوزستان با وجود تنوع فرهنگي و قوميتهاي مختلف- كه خود يكي از ويژگيهاي اين استان است- بتمامي مذهب شيعه دارند. غيراز شيعيان ، تنها در شهر اهواز عده قليلي از پيروان حضرت يحياي ذكريا ( صابئين ) در حاشيه رود كارون سكني دارند و اغلب به كار زرگري مشغولند.
منبع: استانداري استان خوزستان
سه شنبه بیست و نهم 12 1391 19:19

قشم آرامشي، به وسعت دنيا

قشم آرامشي، به وسعت دنيا
قشم آرامشي، به وسعت دنيا

 

 
به قشم كه مي آيي به دنبال شلوغي، زرق و برق و هياهويي كه در تمامي مناطق آزاد مد شده نباش! به دنبال هتل هاي لوكس آنچناني، آدمهاي پولداري كه تنها براي استفاده از اماكن تفريحي گران به اين جزيره آمده اند يا براي خرج كردن پولهايشان يا...! قشم جاي هياهو وشلوغي و ماشين بازي نيست! قشم تنها جاي يك چيز است، احساس آرامش! درك به تمام معني معناي آرام بودن!و
قشم با تمام جاذبه هاي طبيعي و تاريخي اش نمي تواند تو را به داشتن سر و صدا دعوت كند! اينجا، مكان و مأمن آرامش است! وقتي كه پا به درون قشم مي گذاري اين را با تمام وجود حس مي كني! نه ترافيكي هست، نه زرق و برق ويترين هاي آنچناني كه چشمانت را آزار دهد و نه تفريحات آنچناني كه تنها براي چند ساعت شاد بودن، روح و جسمت را آزار دهد!؟
قشم را تنها زماني براي سفر انتخاب كن كه مي خواهي آرام شوي! دمي بيارامي و آرامش را با تمام جان حس كني! اگر بدنبال آرامشي نمي تواني قشم را ناديده بگيري و به جاي ديگري بروي! چگونه مي تواني دره چاهكوه را ببيني و با آن همه سكوت سيراب نشوي! چگونه مي تواني دره ستارگان را كه زيباترين و عجيب ترين هماهنگي و همكاري عناصر طبيعي را با چشم ببيني و حسادت نكني به اين همه همكاري و همزيستي آرام كه حاصلش جزء زيبايي و شگفتي نيست! حتي گرماي قشم آزارت نمي دهد آن زمان كه، در كنار ساحل آرام و بي غل و غشش به تماشاي دريايي بيكرانش مي نشيني! قشم را تنها زماني ببين كه مي خواهي آرامش را درك كني! مي خواهي از هياهوي شهر وحشي خويش فرار كني و به مامني پناهنده شوي!درآن زمان هيچ جا را بهتر از قشم نخواهي يافت!

سواحل قشم هنوز پاك است:

وارد قشم كه مي شوي، مي تواني ساعت هاي بسيار در كنار ساحل زيبا و آرام درياي عمان پابه آب زده و سردي آب را به جان گرم خويش هديه كني! مي تواني روي شن هاي نرم و تميزش كه هنوز به واسطه آدميان به زباله داني از جنس شن تبديل نشده است، راه بروي، بدوي و فرياد كني! مي تواني خورشيد سوزان را بالاي سر خود ببيني و گرماي وجودش را براي گرم كردن وجود سرد خويش بي هيچ هزينه اي به جان هديه كني و حتي بي هيچ هزينه اي مي تواني بدون اينكه وارد موزه اي ساختگي شوي، مردمان و فرهنگ بومي اين منطقه را در كوچه و خيابان اين شهر ببيني!
مي تواني مردماني را ببيني كه در يك شهر كوچك با همان آداب و رسوم گذشته به زندگي مشغولند! در كدام كتاب و كدام موزه به دنبال فرهنگ، آداب و رسوم كهن اين مردمان مي گردي كه اين مردمان هنوز اينجا، در شهري به نام قشم زنده اند! هنوز نمرده اند كه تو را براي يافتن آداب و رسومشان كه نشانه زنده بودنشان است به كتابهاي ضمخت بالاي طاقچه سوق دهند!
۳۶۰ كيلومتر نوار ساحلي جزيره قشم هنوز از هجوم گردشگران در امان مانده و همچنان بكر و پاكيزه باقي مانده است. آلاينده هاي زيست محيطي نيز هنوز نتوانسته اند وجود زيباي نگين خليج فارس را آلوده كنند. پس با خيالي آسوده تني به آب زده و وجود خويش را به آفتاب درخشان هديه كن تا از نوازشهاي تشعشات آن بي بهره نماني!؟ در هيچ جاي اين كره خاكي، اين چنين نوري را به رايگان به تو هديه نخواهند داد!؟
مي تواني دردو پلاژ سيمين و زيتون كه دو پلاژ مشرف به درياي اين جزيره هستند سكني گزيده و از زيبايي اش بهره ببري. سواحل درياي عمان و غروب هاي ديدني اش كمتر از سوي كسي ناديه گرفته مي شود، چرا كه اكثر قريب به اتفاق كساني كه پا به اين جزيره مي گذارند، قطعاً غروب خورشيد خوش رنگ و زيبايش را و شبهاي آرام و خنكش را در كنار سواحل سپري مي كنند، چرا كه براي شهر نشينان خسته از هياهوي شهر، هيچ آرامشي بهتر از لميدن در آلاچيقي در كنار ساحل دريا و صرف چاي با طعم هاي مختلف و .... نخواهد بود.

دره چاهكوه؛ شگفت انگيز ترين سكوت:

در كنار سواحل زيبا و آرام اين جزيره، مناطقي چون دره چاهكوه كه تمام شگفتي اش در سكوت محضش محو شده و هيچ چيز جز حيرت را براي آدمي به ارمغان نمي آورد، قرار دارد، شگفت انگيزترين سكوتي كه به عمر ديده اي را در اين دره خواهي ديد! دره هاي كه كافي است چند ساعتي را در آن به سر بري تا معني سكوت عرفاني را دريابي! سكوتي شگفت انگيز كه پرده هاي شگفتي را در همان سكوت محض يكي پس از ديگري كنار زده و چشمان تو را خيره مي كند! اينجا، همان مكاني است كه بايد بنشيني و ساعت ها چون دراويش به فكر فرو روي! چه بخواهي، چه نخواهي ناخودآگاه در آن سكوت غرق مي شوي! به خود كه بيايي آدم ديگري شده اي كه يا گذشتگان خويش را ديده اي يا نمي دانم خداي آسمان را در نور ديده اي!

دره ستارگان! مخلوق طبيعت و نخيل:

دره ستارگان را مي بيني، باورت نمي شود كه اين دره را طبيعت با دست خويش ساخته و اينك اين نخيل توست ك هرآنچه را كه مي خواهد در اين صخره ها مي بيند، اما اين حقيقت است! گويي اين دره، دست خالقي صبور است كه از تمامي خلاقيت هاي فرا بشري خود در اين به كار برده تا زيباترين صحنه تخيل و واقعيت را بسازد. اينجا تنها جايي است كه قدرت تخيل با واقعيت كنار آمده و با هم يك پديده را بوجود آورده اند. اگر هزاران سال هم بكاوي، در هيچ جا نخواهي ديد كه يك روز حتي يك روز تخيل و واقعيت در كنار هم به آرامي يك پديده را خلق كنند !؟
غارهاي خربس هم زيبايي خود را دارد و .. هر يك از اين زيبايي ها در هيچ جاي ديگر يافت نخواهد شد.

بازارهايي از نوع مدرن و سنتي :

بازارهاي قشم هم از جمله بازارهاي است كه هنوز انحصار خود را دارد. جذابيت هاي منحصر بفرد اين بازار ها در اين است كه هم به صورت سنتي هم به صورت مدرن در اين شهر كه هنوز بافت اصلي آن سنتي است بازارهاي بين المللي مدرني را مي بيني با خريداران و مخاطبان مخصوص به خودش كه همگي از جنس و قيمت به هيجان مي آيند. اما تنها با چند كيلومتر فاصله بازارهايي را خواهي ديد كه هنوز بافت سنتي خود را حفظ كرده اند. جالب اين است كه اين بازارهاي سنتي هم مخاطبان خود را حفظ كرده و هنوز هم داد وستدهاي كلان درآن زندگي بسياري از تجار و فروشندگان آن را مي چرخاند! به خصوص بازار درگهان كه بافت قديمي محله درگهان و فروشنده هايي كه كمتر تك فروشي دارند و به قول خودشان جين مي فروشيم، هنوز به دليل به يك سوم رساندن قيمت هاي داخل شهر، مخاطبان بسياري را در خود جاي داده است.
البته قشم هم بازارهاي شيك و گران دارد، اما به واسطه منطقه آزاد بودنش نسبت قيمت اجناسش نسبت به بازارهاي ديگر مناسب تر است.

مسيرهاي دسترسي به جزيره قشم:

باورش كمي سخت است، اما قشم از معدود جزايري است كه حتي ۲۳ كشور جهان از آن كوچك تر است، اما وقتي كشوري مثل بحرين يا قطر را با اين جزيره مقايسه كني، متوجه خواهي شد كه قشم حداقل ۵/۳ برابر اين كشورهاست. جزيره قشم با يك هزار و ۵۰۰ كيلومتر مربع وسعت، بزرگترين جزيره خليج فارس است.
اين گزاف نيست اگر بگوييم قشم يك موزه طبيعي – تاريخي- فرهنگي است كه بدون هيچ هزينه اي به دست روزگار ساخته شده است.
رفتن به قشم در هر فصلي از سال، از سه راه امكان پذير است، هوايي، ريلي و زميني همه روزه شنبه تا پنج شنبه پروازهاي هواپيمايي هما به قشم رأس ساعت ۷:۳۵ دقيقه از تهران به قشم داير است، جمعه ها نيز پرواز تهران قشم در ساعت ۱۳:۱۵ و قشم تهران در ساعت ۱۶:۴۵ انجام مي شود.
اما آنان كه با خانواده سفر مي كنند و نمي خواهند كه هزينه حمل و نقل بپردازند، بهترين راه اين است كه با سواري خود تا بندرعباس را با آرامش كامل طي كنند، پس از رسيدن به بندرعباس از بندر پهل خودروي خود را به همراه اعضاي خانواده سوار يك لنديگراف دريايي كرده و تنها با پرداخت ۵ هزار تومان خود و خانواده را به قشم برسانند.
اما راه ديگري نيز براي رفتن به قشم وجود دارد و آن هم اين است كه سوار قطار تهران بندر عباس شده و خود را به شهر بندر عباس برسانند. از بندرعباس نيز از طريق اسكله شهيد باهنر يا شهيد حقاني سوار اتوبوس هاي دريايي يا شناورهاي تندرو شده و پس از نيم ساعت وارد جزيره قشم شوند.
البته در اين بندرها لنج و شناورهاي بزرگ نيز مسافران و گردشگران را به جزيره زيباي قشم مي آورند.
يکشنبه بیست و هفتم 12 1391 19:7

ديدنيهاي هرمزگان

ديدنيهاي هرمزگان
ديدنيهاي هرمزگان

 

 
استان هرمزگان طبق آخرين تقسيمات كشوري مشتمل بر ۸ شهرستان، ۲۱ بخش، ۶۹ دهستان و ۲۰۴۶ آبادي داراي سكنه است و شهرستان هاي آن عبارتنداز بندرعباس، بندر لنگه، رودان، قشم، جاسك، حاجي آباد و ابوموسي...

● ديدنيهاي هرمزگان

همچنين ۱۴ جزيره كوچك و بزرگ به نام هاي ابوموسي، بني فرور، تنب كوچك و تنب بزرگ و سيري، شتور، فرور، كيش، لاوان، قشم، لارك، هرمز، هندورابي و هنگام در محدوده آب هاي ساحلي اين استان قرار دارند.

▪ بندرعباس

در قرن چهارم هجري در حوالي بندرعباس فعلي بندر و روستاي كوچكي بنام ”سورو“ وجود داشت كه جغرافيانويسان قرن چهاردهم هجري قمري از آن نام برده اند. برخي معتقدند ”شهرو“ كه اصطخري به عنوان ”دهي كوچك بر كنار دريا“ از آن نام برده همان بندر”سورو“ است.

▪ جزيره قشم

جزيره قشم بزرگترين جزيره ايران است كه در شمال غربي تنگه هرمز قرار دارد. طول آن ۱۱۵ كيلومتر و عرض آن از ۱۰ تا ۳۵ كيلومتر متغير است. شهر قشم مركز اين جزيره در شمال شرقي جزيره واقع شده و وسعت آن ۳ كيلومتر مربع و ارتفاع آن از سطح دريا ۱۰ متر است.

▪ جنگل هاي حرا

گونه جنگلي حرا (مانگرو) از ويژگيهاي اكوسيستم سواحل جنوبي ايران است كه به طور پراكنده از تنگه هرمز به سمت شرق و اقيانوس هند در سواحل عمان پديد آمده اند.
مانگرو به اكوسيستمي اطلاق مي شود كه از زمين هاي مرطوب حد واسط مناطق جزر و مدي دريا همراه با مجموعه هايي از گياهان بي نظير و جانوران خاص كه در مناطق ساحلي و كنار تالابي اكوسيستم تكثير پيدا مي كنند تشكيل شده است.
از آنجا كه جنگل حرا در جزيره قشم و سواحل جنوبي استان هرمزگان از وسيع ترين نمونه هاي آن در دنياست از اهميت خاصي براي ايرانيان و دانشمندان ساير ملتها برخوردار است. اين جنگل ها سواحل خليج فارس در اطراف بندر لافت شمال جزيره قشم و بندر خمير ديده مي شوند.

▪ جزيره كيش

جزيره كيش حدود ۹۰ كيلومتر مربع مساحت و بيضي شكل مي باشد. فاصله آن از راه دريايي تا بندرعباس۳۰۰ كيلومتر و جزيره قشم ۲۲۵ كيلومتر ميباشد. جزيره مرجاني كيش يكي از جذاب ترين جزاير خليج فارس بوده و از طبيعتي زيبا، سبز و منحصر به فرد با سواحلي آرام، ماسه هاي مرجاني، آب زلال و درياي شفاف با انواع ماهيهاي رنگارنگ و تزييني برخوردار ميباشد.
مراكز گردشگري و ديدني، ورزشهاي دريايي، مراكز غواصي، مراكز تجاري، خريد، بازارهاي بين المللي، امكانات رفاهي و اقامتي متنوع چون هتل هاي پنج ستاره، متل و ويلاهاي مدرن از جذابيتهاي كيش ميباشد. اين جزيره سالانه حدود يك ميليون نفر را بسوي خود جذب مي كند.
جزيره كيش در زمان حكومت ستمشاهي به عنوان مركزي توريستي و تفريحي مورد استفاده قرار مي گرفت. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، تأسيسات سياحتي - اقتصادي اين منطقه براي عموم گشايش يافت، تا اين كه طرح ايجاد بندر آزاد در اين جزيره كه قبلاً توسط دولت به تصويب رسيده بود، از طريق رسانه هاي گروهي اعلام گرديد.
هدف از اين طرح، تبديل كيش به يك بازار مناسب براي صادرات و واردات كالا منطبق بر موازين اسلامي و نيز كمك به ساكنان جزيره اعلام شد. طبق اين طرح، افراد مي توانند هر مقدار كالا وارد اين جزيره كنند تا از آنجا به كشورهاي منطقه صادر شود. همچنين ورود كالا از طريق بازاري كه در اين جزيره ايجاد مي شود صورت مي گيرد
سواحل كم نظير اين جزيره مرجاني نه تنها در فصول گوناگون سال بلكه در طول يك روز در ساعات مختلف جلوه هاي بديع و گونه گون و بسيار زيبايي از طبيعت را به تماشا مي گذارند. سواحل كيش در شرق و شمال شرقي و جنوب از زيباترين سواحل جهان است. در

▪ صنايع دستي و سوغاتي ها

خوس (خوص) دوزي كه بافتن با برگ درخت خرما مي باشد، گلابتون دوزي- سفال گري ، چادر شب بافي و ...سوزن دوزي- سبد بافي و حصير بافي- قالي بافي ، صنايع دستي دريايي
سه شنبه بیست و نهم 12 1391 19:6

قبرستان تخت فولاد در اصفهان (2)

قبرستان تخت فولاد در اصفهان (2)
قبرستان تخت فولاد در اصفهان (2)

 

نويسنده: سيد مصلح الدين مهدوي




گورستان هاي اصفهان

در دوران قديم و قديمتر كه شهر اصفهان به صورت محلات و قريه هاي پراكنده و دور از هم بود هر محله و قريه اي براي خود گورستاني داشت و مردگان اهل آن ناحيه را بگورستان اختصاصي آن محل برده و مدفون مي ساختند و ندرتاً اتفاق مي افتاد كه جنازه اي را از محلة ديگر ببرند .
نويسنده در مقدمه كتاب : دانشمندان و بزرگان اصفهان اسامي قريب پنجاه گورستان و مقبره هاي خصوصي را ياد آورشده ام كه از آن جمله است : گورستان تخت فولاد يا مزار بابا ركن الدين .
شاردن فرانسوي در سفرنامه خود دنجا كه آمار واحصائيه نهائي و كلي شهر اصفهان را در دروه صفويه بيان مي كند مي نويسد: اصفهان داراي
1- يكصد وشصت ودوباب مسجد
2- چهل وهشت باب مدرسه
3- يكهزار وهشتصد ودو باب كاروانسرا
4- دويست و هفتاد و سه باب گرمابه
5- دوازده گورستان
مي باشد (ص 121 سفرنامه شاردن ترجمه محمد عباسي ).
البته بايد متذكر بود كه اين گورستانهاي دوازده گانه غير از مقابر خصوصي و امامزادگان مي باشند كه در اطراف آنها نيز عده اي را دفن مي كردند .
وجود يكهزار و هشتصد باب كاروانسرا بيانگر كثرت اياب و ذهاب مسافرين و همچنين وضع تجارت اين شهر بوده چه كاروانسرا بيانگر كثرت اياب وذهاب مسافرين و همچنين وضع تجارت اين شهر بوده چه كاروانسرا هم محل رفت و آمد قافله ها و مسافرين و هم محل سكونت تجار و دادوستد بازرگانان بوده است .
مرحوم ابوالقاسم رفيعي مهر آبادي محقق و متتبع معاصر در كتاب «آثار ملي اصفهان » نام 33 گورستان از گورستانهاي اصفهان را ذكر مي كند طالبين مراجعه فرمايند .

2- تخت فولاد در قبل از اسلام :

همانگونه كه ذكر شد زمين لسان الارض بشرحي كه از كتاب : (ذكر اخبار اصفهان ) تاليف حافظ ابونعيم نقل كرديم حكايت از بدو خلقت مي كند كه قدمت و اهميت آن با خلقت انسان و زمين و آسمان شروع مي شود .
خبري را كه حافظ ابونعيم روايت مي كند هر چه باشد نشانگر سابقه تاريخي اين زمين مقدس بوده و از آن حكايت مي كند كه قبل از اسلام نيز مورد توجه و عنايت مردم اين شهر بوده است .

بابا فولاد حلوائي

گفتيم كه در قرن هفتم و هشتم و حتي در زمان صفويه تاقرن يازدهم عده اي از عرفاء و صوفيه بنام «بابا» شهرت دارند . نويسنده در كتاب : دانشمندان و بزرگان اصفهان (ص 152) اسامي 35 نفر از كساني را كه به بابا معرفند ذكر نموده است و البته نام عده اي نيز نوشته نشده است كه از آنجمله : بابا فولاد حلوائي كه عده اي معتقدند كه تختگاه او در اين زمين متبرك بود و به همين جهت آنجا را تختگاه بابا فولاد بو بعداً تخت فولاد گفتند .
شرح حال اين باباها عموماً مجهول و آنچه در همه مشترك است تصوف و عرفان است و ظاهراً عده اي از آنها شيعه اثني عشري بوده ا ند مانند : بابا ركن الدين، بابا فولاد و بابا شيخ علي و . . .

3- تخت فولاد در عهد ديالمه و آل زيار

مرداويج (مرد آويز) فرزند زيار كه نسب او به « ارغش» كه در عهد كيخسرو والي و حاكم گيلان بوده مي رسد ، بشرحي كه در تواريخ مسطور است در سال 316 در اصفهان بر تخت سلطنت نشست و تاج بر سر گذاشت . وي در زنده كردن سنتهاي ايرانيان قديم اهتمامي تمام داشت از آنجمله : در ماه صفر سال 323 مطابق دهم بهمن ماه و جشن سده دستور بر پا ساختن مراسم جشن و آتش بازي و آتش افروزي مفصلي داد كه شرح آن بطور اجمال از اينقرار است :
از مدتي قبل دستور داد كه از طرف چوب و هيزم فراوان گردآورده در زمين مابين رودخانه زاينده رود و هزار دره كه زمين تخت فولاد و لسان الارض را نيز شامل مي شود رويهم انباشتند و بر آنها نفت ريختند تمام دامنه كوههاي اطراف را چراغاني كرده وعده اي از مرغان را دستور داد كه بپاي آنها پارچه نفت آلود بستند و عده اي از افراد نفت باز را كه در نفت افشاني مهارتي داشتند نيز بخواند تمام وسائل جشنو چراغاني و آتش بازي فراهم شداما در شب عيد سده وي ببهانه اي خشمناك شد و شخصاً در مراسم شركت نكرد و علاوه بر آن كليه مامورين و متصديان امور جشن را دشنام داده و تهديد كرد . پس از يكي دو روز واقعه اي ديگر رويداد كه بر خشم و غضب او افزود و نسبت به عده اي از غلامان ترك كه در خدمت او بودند توهين بسيار كرده و دستور داد كه بر آنها زين ولگام نهند و در اصطبل زنداني كنند . اين عمل بر آنها گران آمده به قصد انتقام عده اي از آنها هم عهد شدند (توزن ـ بجكم ـ بقرا ـ محمدبن ينال) و كورتكين غلام مخصوص او را فريفته و تيغه خنجري را كه مرداويج هميشه همراه داشت شكستند . در وقتي كه وي بحمام رفته بود بحمام ريخته و قصد جان او كردند، مراويج خنجر بركشيد كه از خود دفاع كند آنرا بدون تيغه ديد از توطئه آگاه شد با كرسي (چهارپايه) كه زير پايش بود از خود دفاع مي كرد لكن سرانجام كشته شد.
مرحوم انصاري در تاريخ اصفهان و ري (ص 77) ضمن وقايع سال 323 و مراسم جشن سده و سرانجام كشته شدن مرداويج مي نويسد: آتشبازي زاغ و كلاغ بروي ميمون نيامد .

مساجد تخت فولاد

زمين تخت فولاد بالاخص قسمت معروف به لسان الارض متبرك و در نزد مومنين و مقدسين از زمينهائي است كه اميد استجابت دعا در آن بيشتر از جاهاي ديگر است .
در قرون هشتم تا دهم تعداد زيادي خانقاه و تكيه از طرف عرفاء و صوفيه در آنجا برقرار بود كه در آن جمعي از عباد و زهاد به عبادت و نماز و دعا و ذكر اوراد مشغول بوده اند و متاسفانه در طول تاريخ آن خانقاه ها يكي پس از ديگر خراب گرديده است .
از قرن دهم كه سلاطين صفويه روي كار آدمدند و به خصوص زمان شاه عباس اول كه حقاً او را كبير گفته اند ساختن مسجد جهت عبادت بوسيله بزرگان و متمكنين در اصفهان و ساير شهرهاي ايران رواج گرفت . به همين جهت در تخت فولاد كه محلي آرام و خلوت بود و مومنين مي توانستند در آنجا با فكر آسوده و خيال راحت عبادت كنند نيز شبستانهائي ساخته شد . بعضي از اين مساجد و شبستانها كه از آن تاريخ تا كنون ساخته شده است بقرار زير است :

1- مسجد تكيه مير محمد اسماعيل خاتون آبادي:

مرحوم مير محمد اسماعيل مدرس خاتون آبادي در تخت فولاد مدرسه اي بنا كرد كه خود نيز در آنجا مدفون گرديد . براي اين مدرسه در قسمت جنوبي مسجدي طرح انداخت ، تاريخ ساختن مدرسه قبل از 1116 هجري يعني سال فوت مرحوم خاتون آبادي مي باشد.

2- مسجد تكيه آقا ميرزا محمد باقر چهار سوقي ، صاحب روضات الجنات :

شبستاني در سمت جنوب تكيه جهت عبادت و احياء در شبهاي جمعه و همچنين برگزاري مراسم فاتحه خواني و برگزاري مراسم هفته و چهلم و غيره بنا گرديده است .

3- مسجد حضرت امام حسن (عليه السلام ):

در سالهاي اخير در قسمت جنوب تكيه خاتون آبادي عده اي از اهالي تخت فولاد زمين قبرستان را تصرف نموده و در آنجا خانه ساختند و هم طرح مسجدي كوچك انداخته و آن را بنام حضرت مجتبي، امام حسن (عليه السلام )ناميدند .

4- مسجدتكيه آقا حسين خوانساري :

در سمت جنوب غربي تكيه (شبستان ) جهت نماز واحياي شبهاي جمعه .

5- مسجد تكيه حاج محمد حسين كازروني :

در قسمت جنوب غربي تكيه شبستان آجري و آبرومندي است كه در موقع ساختن تكيه آنجا نيز بنا گرديد و شبهاي جمعه در طول سال مراسم دعاي كميل و نماز جماعت در آنجا انجام ميگيرد .

6- مسجد ركن الملك (ميرزا سليمان خان ) :

مهمترين مسجد در مزار تخت فولاد است كه بوسيله مرحوم ركن الملك شيرازي نايب الحكومه اصفهان در سال 1320 (تقريباً) در اول تخت فولاد بنا گرديده است . شرح آنرا در كتاب نفيس گنجينه آثار تاريخي اصفهان مطالعه فرمائيد .

7- مسجد تكيه حاج آقا مجلس خادم الشريعه (شبستان) :

كه متاسفانه در سالهاي اخير در موقع احداث خيابان اين شبستان نيز خراب شد وقبلاً شبهاي جمعه در آنجا مراسم دعا و احياء و قرائت دعاي كميل بوسيله مرحوم حاج آقا شمس الدين خادمي اجرا مي شد.

8- مسجد مصلي :

در قرون اوليه اسلام همانگونه كه هر محله اي جهت خود گورستاني مخصوص داشت بهمين كيفيت مصلائي نيز داشته كه نماز عيد را عموماً در آنجا اقامه مي كردند از آن جمله :
1. مصلاي بيد آباد بنام قبله دعا كه اكنون نيز محله اي بهمين نام معروف است و قبرستان آنجا را در سال 1331 ه.ش. به بعد از بين بردند.
2. مصلاي خواجو (حدود امامزاده باقر)
3. مصلاي طوقچي (جنب منار باغ قوشخانه و ظاهراً محل مسجد قبا صورت يا قباسوخته )
4. مصلاي لبنان حدود شاهزاده ابراهيم واقع در محله مستهلك .
5. مسجد مصلي در اراضي تخت فولاد .
مرحوم ميرزا عبدالله افندي اصفهاني در كتاب رياض العلماء در شرح حال مرحوم محقق خونساري آقا حسين (عليه الرحمه) مي نويسد: او را در صحراي بابا ركن الدين دفن كردند . در وقايع السنين مي نويسد: وي را مابين مصلي و آب انبار دفن كردند .
اين مسجد از حيث وسعت و اهميت از جهاتي بر ساير مصلاهاي اصفهان برتري داشته و عموماً جهت نماز استسقاء در آنجا جمع مي شده اند . در قسمت جنوبي اين مسجد مقصوره كوچكي (جاي محراب امام جماعت و منبر ) داشت كه مربوطه به زمان آق قويونلوها و شايد يكي دو قرن قبل از آنها بوده و در طول تقريباً هفت قرن از آسيب زمان محفوظ مانده بود لكن متاسفانه در سالهاي اخير آنجا را خراب كردند و ندانسته يكي از آثار تاريخي اين سرزمين مقدس و مسجد را از بين بردند .
در گرداگرد اين مسجد ديواري كشيده بودند كه صحن مسجد از ديگر اراضي مجزا باشد در طول قرون متمادي اين حصار احتياج به تعميراتي پيدا كرد كه بوسيله مردمان خير و نيكوكار و مومنين به هدايت وراهنمائي علماء بزرگوار تعميرات انجام گرديده است .
از آنجمله در حدود سال 1300 به وسيله مرحوم حاج محمد تقي نقشينه تاجر نيكوكار و در سالهاي 1360 به بعد به راهنمائي مرحوم حجه الاسلام آقا شيخ محمد باقر زند كرماني و به كمك و مساعدت مالي مردم ديندار تعميرات اساسي و كلي در ديوارهاي مسجد انجام شده و در طرف شرق و غرب جهت آن گلدسته بنا كردند . شبستان مسجد مزبور نيز از آثار حاج محمد تقي نامبرده است . آب انبار داخل مسجد نيز مربوط به يكي دو قرن قبل از اين تاريخ مي باشد .
در سالهاي اخير ديوار اطراف مسجد تجديد گرديده لكن متأسفانه مقصوره قبلي را ندانسته منهدم كرده و قسمتي از فضاي مسجد را نيز از مسجد بيرون انداختند و در نتيجه فضاي مسجد كوچكتر از اول گرديد . اين مسجد داراي چهار درب مي باشد .
1- درب شمالي محاذي قبور سادات بهشتي
2- درب جنوبي داخل تكيه مرحوم آقا ميرزا محمد باقر چهارسوقي
3- درب غربي در خيابان موسوم به آب 250
4- درب شرقي مقابل مدرسه راهنمائي كه شهرداري زمين آنجا را به آموزش و پرورش واگذار كرده و آنان در اين محل مدرسه اي ساختند .

آب انبار

چون معمولاً آب چاههاي تخت فولاد شور بوده و قابل شرب نمي باشد از اينرو جهت آب آشاميدني از آب انبار استفاده مي شد كه در فصل بهار و بارندگي آنها را از آب انباشته و در فصل تابستان و پائيز از آن استفاده مي كردند و جهت آب حوض و حوضخانه از چاهها استفاده مي شد . آب انبارهاي تخت فولاد تا آنجا كه نويسنده اطلاع دارد از اينقرار است :
1. آب انبار تكيه كازروني كه در خارج تكيه ساخته شده و ساختمان آن مربوط به سال 1342 هجري قمري هنگام ساختن تكيه مي باشد .
2. آب انبار تكيه حاج آقا مجلس كه گاهي آنجا را تكيه آقا سيد ابوجعفر نيز مي خوانند و در خارج تكيه قرار داشت و در موقع احداث خيابان شهرداري وقت آنرا منهدم ساخت . تاريخ بناي آن در قرن دهم بوده و بوسيله مرحوم حاج آقا مجلس خادم الشريعه تعمير گرديده بود.
3. آب انبار لسان الارض كه در قسمت غربي لسان الارض قرار داشت و ساختمان آن مربوط به قرن 11 واحتمالاً قرن 10 و ياكمي جلوتر مي باشد .
4. آب انبار مسجد ركن الملك داخل مدرسه ركن الملك كه مدخل مسجد نامبرده بوده و ساختمان آن مربوط به سال 1325 پس از اتمام ساختن مسجد مي باشد .
مرحوم ملاعبدالجواد خطيب در تاريخ آن قطعه اي سروده كه بر سنگ مرمر به خط نستعليق و شايد به خط خود مرحوم خطيب نقش بسته است .
از همت ركن الملك معمور صفاهان شد درمسجدش آب انبار سرچشمه حيوان شد
نوشاندش از كوثر هر لحظه عوض حيدر كاين آب روان پرور ، زان منبع احسان شد .
خواهي اگرش اطوار بنگر تو بدين آثار كاين مسجد و آب انبار شرذمه از آن شد .
مي جست خطيب از غيب تاريخ كه ذوقش گفت « اين صرح ممرد نيز بنيان زسليمان شد»«1325»
مرحوم ملا عبد الجواد خطيب در اشعار خودگاهي اديب و زماني خطيب تخلص مي كرد .
5- آب انبار سمائيان از بناهاي مرحوم سمائيان (مرحوم حاج ملاحسين بزاز معروف به سمائيان از تجار محترم و بازرگانان متدين اصفهان ) وي در سالهاي اخير يعني بعداز سال 1360 قمري در تخت فولاد بناي آب انباري نمود . محل اين آب آنبار در سمت راست راهي است كه از تكيه ميرزا ابولامعالي كلباسي جهت تكيه ملك ميرود قبر خود آن مرحوم نيز در سمت غربي آب انبار نامبرده قرار دارد .
6- آب انبار مسجد مصلي كه از آثار عهد صفوي وشايد قبل از آن است ، اين آب انبار در اول قرن چهاردهم به وسيله حاج محمدتقي نقشينه تعمير گرديد و كتيبه آن به خط خوشنويس معروف مرحوم عبدالرحيم افسر مي باشد .
7- آب انباري كه در قسمت غربي تكيه بابا ركن الدين قرار داشت و ظاهراً ساختمان آن مربوط به قرن نهم و يا دهم مينمود و در سالهاي اخير جزو ساختمانهاي وابسته به فرودگاه قرار گرفت و خراب شد قبور چندتن از مشايخ و بزرگان صوفيه عهد صفوي در مجاورت آن قرار داشت كه نويسنده آنها را ديده بودم .
از موقعي كه لوله كشي آب در شهر و خارج به وسيله سازمان آب و فاضلاب اصفهان انجام گرديد ، ديگر نيازي به وجود آب انبارهاي نامبرده نبود و كلاً متروك و بدون استفاده گرديد . بايد كليه ادارات و مسئولين آنها را به عنوان حفظ آثار ملي و ميراث فرهنگي نگاهداري كنند و ازمحو و خرابي آن به وسيله هر دستگاهي جداً ممانعت نمايند .

غسالخانه

هر فرد مسلماني كه از دنيا رفت واجب است كه او را :
1- غسل بدهند . 2- كفن كنند 3- بر او نماز بخوانند 4- دفن كنند .
هر يك از اين افعال چهارگانه شرايط و مسائلي دارد كه فقهاء بزگوار در كتابهاي خود بدانها اشاره كرده اند . در زمانهاي گذشته همچنانكه قبلاً اشاره شد محلات براي خود گورستانهاي مستقل داشتند وهر يك از اين گورستانها نيز جهت غسل دادن با موات ، محلي معين و معلوم داشت . درجنب برخي از مساجد نيز غسالخانه وجود داشت كه تا نيم قرن قبل يعني تا حدود سال 1350 بعضي از آنها دائر بود و بعداًمتروك گرديد. از وقتيكه گورستانهاي داخلي شهر يكي پس از ديگري متروك و دفن در آنها عرفاً و قانوناً ممنوع شد احتياج به غسالخانه در تخت فولاد يعني مزار عمومي شهر احساس گرديد . از اينرو از طرف يكي از تجار متدين و خدمتگزار به اجتماع و دين در قسمت شمالي تكيه خاتون آباديها كه تقريباً اول اراضي تخت فولاد محسوب مي شد مغسل آبرومندي بنا نمود كه تا سال 1404 ه. ق دائر بود و سپس متروك و بوسيله برخي افراد تخريب شد . بعضي از غسالخانه هاي اصفهان كه نويسنده خود بياد دارم و يا از افراد مطلع شنيده ام عبارتند از :
1- غسالخانه آب بخشان در نزديكي مسجد آب بخشان (ميدان شهداء )
2- غسالخانه پا قلعه حوالي چشمه باقرخان
3- غسالخانه خواجو در كنار چهارباغ خواجو در مجاورت كارخانه پشمباف فعلي
4- غسالخانه ستي فاطمه در پشت بيمارستان كاشاني .
5- غسالخانه قبرستان قبله دعا در جنوب دبيرستان صديق اعلم
6- غسالخانه مسجد جامع در زاويه شمال غربي مسجد كه قسمتي از آن جزو مسجد احداثي در تكيه علامه مجلسي قرار گرفت (به اجازه و تصويب مرحوم آيت الله العظمي بروجردي رضوان الله عليه زير نظر هيئت امناء )
7- غسالخانه طوقچي و غيره

يك مسئله فقهي

از نظر شرع مطهر مسافر به كسي گفته مي شود كه : قصد طي مسافت 8 فرسخ (48 كيلومتر) متصل يا چهار فرسخ رفتن و چهار فرسخ برگشتن در يك روز داشته باشد . بر چنين كسي واجب است كه نماز را شكسته بخواند و روزه را افطار كند (براي آگهي از مسائل قصر و اتمام و همچنين مسائل مربوط به روزه شخص مسافر بايد به رساله عمليه مراجعه شود ) .
اكنون گوئيم چون مسافت گورستان جديد اصفهان يعني « باغ رضوان» تا شهر بيشتر از 25 كيلومتر مي باشد و رفتن و برگشتن آن جمعا بيشتر از 50 كيلومتر مي شود بنابر اين كسانيكه جهت زيارت اموات و يا تشييع جنازه و يا شركت در مراسم بدانجا مي روند اگر بخواهند نمازظهر و عصر بخوانند بايد آنرا شكسته بخوانند و هر گاه در ايام ماه مبارك رمضان قبل از ظهر بدانجا مسافرت كرده و بعد از ظهر برگشتند روزه آنها باطل شده بايد قضاء آن را بگيرند . جهت تنبه خود وآگاهي ديگران ياد آوري گرديد . در اين مورد بايد به مسافت شهر و گورستان دقيقاً رسيدگي شود .

يك رسم و عادت پسنديده

در قديم الايام افراد يك خاندان پدران و اعمام ، برداران و عموزادگان و ديگر خويشان سببي و نسبي از روي عواطف انساني و احساسات ديني و ديگر حال يكديگر آگاه بوده و به آساني به ديد و بازديد هم بروند وصله رحم كنند . در آن زمانها غني و فقير جدا از هم زندگي نمي كردند همه با هم در يك محله و يك كوچه خانه داشتند. توانگران از حال مستمندان با خبر بوده و به آنها رسيدگي مي كردند. اين رسم و عادت پس از مرگ نيز رعايت مي شد يعني بيشتر افراد يك خاندان دريك گورستان و گرد يكديگر دفن مي شدند .
هر ناحيه و محله اي گورستاني مخصوص داشت نتيجه اين كار آن بود كه كسيكه به زيارت قبور مي رفت بدون تحمل رنج و زحمت زياد موفق مي شد كه قبر همه خويشان خود را زيارت كند و عموماً اين مقابر گرداگرد قبور علماء و بزرگان دين ايجاد مي شد و بدين ترتيب مردم مسلمان علاقه خود را نسبت به علم و علماء و روحانيت و خدمتگزاران اجتماع نشان مي دادند .
با توسعه شهرها و نفوذ فرهنگ غربيان و آميزش وخلطه مردم با اين ميهمانان ناخوانده كم كم آداب و سنن اسلامي يكي پس از ديگري فراموش شد و توانگران از مستمندان جدا شدند و براي خود كوي و برزن عليحده اي انتخاب كردند در طهران كاخ نشينان به شمال شهر وفقيران در جنوب و در اصفهان بر عكس كسانيكه ثروتي و مكنتي يافتند به جنوب شهر منتقل شده و مردمان كارگر و طبقه سوم همچنان در محلات قديمي و شمال شهر باقي ماندند لكن گورستان يكي بود تا شهرداري بدون رضايت مردم و نظر خواهي از عقلاء و صاحبان نظر گورستان شهر را به چند كيلومتري منتقل كرد و براي آن مقررات خاصي معين نمود ديگر افراد خاندانها از هم جدا شدند همه پراكنده و دور از هم به خاك رفتند و اگر كسي بخواهد براي افراد خاندان خود قبري تهيه كند بايد مبلغي بپردازد و آنرا بعنوان «محافظت قبر» دريافت مي دارند . جهت اطلاع معروض مي دارم كه اين گورستان چند سال قبل از انقلاب تهيه شده بود و آيت الله خادمي و آيت الله طاهري و ديگر روحانيون كاملاً درجريان آن بودند و شهردار فعلي آن را افتتاح كرد.
منبع: www.isfahan.us

يکشنبه ششم 12 1391 18:53

اصفهان، شهر مناره هاي تاريخي

اصفهان، شهر مناره هاي تاريخي
اصفهان، شهر مناره هاي تاريخي

 

نويسنده:فروزان ابراهيمي
در تاريخ معماري «مناره ها» طراحي، ساخت و نقوش متفاوتي با ديگر آثار دارند. ريشه كلمه مناره از نار گرفته شده و به معناي مكان مشخص و محدودي است كه روي آن آتش روشن مي كردند.
مناره هاي درون شهري كه به عنوان برج ديده باني از آنها استفاده مي شد قبل از اسلام آتش مـقـدس زرتشتيان روي آنها روشن مي شد كه اين شعله هاي طلايي مي توانست مسير عبور را براي كاروانيان مشخص كند. كاربرد مناره ها در قديم، با توجه به بافت تنگ و پيچ در پيچ بودن شهر و كوچه ها از لحاظ امنيتي و سيستم آبرساني و امكان استحصال آب از كانال ها از سوي كانال هاي باز آب بود.
استقرار مناره ها محل مساجد را از فواصل دور و نزديك به مردم نشان مي داد اما بعد از ظهور آيين اسلام، مناره ها جايگاهي براي «مؤذن ها» شد. براساس برخي گزارش ها، مسجد حكيم اصفهان كه در آغاز مسجد ديلمي بود، مناره اي با ارتفاع بيش از يك صد متر داشت كه بعضي از منابع تخريب آن را به مغول ها و بعضي به سپاه تيمور لنگ نسبت مي دهند. وجود چنين مناره هايي، نشان از اهميت آنها به عنوان يك مركز ديده باني و علامت دهي در هنگام دفاع از شهر در مقابل دشمنان بود. مناره ها باوجود آن كه عناصري لاغر و كم تعادل به نظر مي رسند، بسيار پردوام اند. علت اين دوام را مي توان در محدوديت بام آن و نفوذ كمتر بلور برف و باران دانست.
از طرف ديگر شكل مخروطي و استوانه اي آن عاملي مقاوم در برابر زلزله است؛ به صورتي كه وقوع زلزله با جذب نوسانات رفت و برگشت نيروهاي پرشي پايه از تراز كف تا تراز فوقاني خود از ميزان نوسانات ناشي از زلزله كم مي شود. از نظر ظاهري، مناره ها از پايين به بالا داراي يك «ساق» هستند كه در فراز آن به يك طوق بر مي خوريم كه به آن «گلوگاه» مناره مي گويند.
در بالاي گلوگاه، قسمتي به شكل چتر قرار دارد كه به آن «نعلبكي» مي گويند. به بالاترين قسمت مناره نيز «تاج» مي گويند كه اگر بخش «شالوده» به آن اضافه شود، مي توان يك مناره را به ۵ قسمت تقسيم كرد. فرشيد ابراهيم نژاد، كارشناس و پژوهشگر سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان اصفهان با اشاره به اينكه بيشترين وجود مناره ها كه ۱۷ عدد مي شود در اصفهان است گفت: با توجه به اينكه اصفهان يكي از بزرگترين مراكز تمدني گذشته ايران زمين بوده مخصوصاً در زمان سلجوقي و صفوي بيشترين تعداد مناره ها را داشته است. وي افزود: وجود مناره ها عمدتاً در كنار گنبد مساجد قرار دارد كه در قديم علاوه بر نماياندن راه به مسافران سرگردان، محلي براي گفتن اذان بود. مناره ها در قديم مورد توجه سياحان و گردشگران بوده و در حال حاضر هم جذاب ترين بخش از لحاظ ارتفاع، نوع و سبك زيباي معماري، گره چيني و كتيبه و گچ كاري و كاشي كاري است.
ابراهيم پور درباره مناره هايي كه از بين رفته و تخريب شده به مناره گلدسته اشاره كرد و گفت: اين مناره در محله دردشت واقع شده و در دوره سلجوقي چشم انداز بود كه از بين رفت. همچنين مسجد و مناره خواجه علم در اوايل نيمه دوم قرن ۱۴ هجري قمري واقع بود كه سقوط كرد و مسجد هم به علت كشيدن خيابان هاتف ويران شد.
پژوهشگر ميراث فرهنگي درباره ثبت مناره ها نيز گفت: تمامي ۱۷ مناره اصفهان با همكاري سازمان ميراث فرهنگي به ثبت ملي رسيده و تمام تلاش ميراث فرهنگي اين است كه با همكاري سازمان مركزي تهران به ثبت يونسكو هم برسد.
در دوره تيموريان نيز مناره اي به نام مناره شاخ وجود داشت كه (علت نامگذاري اين مناره به دليل استفاده از سر حيوانات شكاري) ويران شد.
در دوران متأخر با همكاري سازمان ميراث فرهنگي و شهرداري، مناره مسجدعلي كه بناي آن به قرن پنجم هجري بر مي گردد و همچنين مناره ساربان كه بناي آن بين سال هاي ۶۵۰ تا ۶۸۰ هجري در عهد سلجوقي تخمين زده شده و مقبره عمو عبدالله كارلاداني، منارجنبان كه در قرن هشتم بنا شده و سقف و پشت نعلش ترميم شده است.
ابـراهيم پور در اين باره گفت: با توجه به دوره هاي فرهنگي و تاريخي مربوط به قرون ۵ و ۶ سلجوقي و ۱۰ و ۱۱ آل مظفر، نقوش مختلف و متفاوت است. به عنوان مثال مناره هاي دارالضيافه كه به ۳۸ متر هم مي رسد جزو كاروانسراي مجلل بود يا مناره باقوشخانه در دوره ايلخاني با ۳۸ متر پرتزيين ترين مناره از نظر نوع طرح اسلامي كاشيكاري و تزيين روي آجر بوده است. اما مناره مسجد علي هارونيه با ۵۲ متر ارتفاع در دوره سلجوقيه گل سرسبد مناره ها به حساب مي آمد.

مرتفع ترين مناره

مناره ساربان با ۵۴ متر در عهد سلجوقي از نظر ارتفاع و جذابيت و عظمت هاي هنري برتر است.

قديمي ترين مناره

مناره مسجد برسيان است كه در ۴۲ كيلومتري شرق اصفهان واقع شده و در سال ۴۹۱ هجري قمري ساخته شده است.

منارجنبان

قديمي ترين مناره، اين بنا به صورت يك بقعه و ۲ مناره است كه به روي قبر«عموعبدالله» در قرن هشتم هجري بنا شده است. ايوان منارجنبان يكي از نمونه هاي ابنيه سبك مغولي ايران است و از آن دوره كاشيكاري هايي هم به يادگار مانده است.
مناره ها در تاريخي كه درست معلوم نيست و احتمالاً در آخر عصر صفويه است، به اين ايوان اضافه شده كه با حركت دادن يكي از آنها، نه تنها مناره ديگر بلكه تمامي اين ساختمان مرتعش مي شود. معروفيت منارجنبان از آنجا شـهـرت گـرفت كه هرگاه يكي از مناره هاي دوطرف را مي جنباند ند اين حركت به مناره ديگر هم منتقل مي شده اسـت.
چـگـونـگـي ايـن حـركـت و انـتـقال آن از ديد صاحب نظران اين چنين است كه در تمام بناهايي كه چنين شكل و مناره هايي دارند حركت هست و اگر در اين جا بسيار چشمگيرتر است، دليل آن باريكي و سبكي اين مناره هاست و جهانگردان و سياحان به مناره ها و ساختمان هايي كه به همين طريق مي جنبيدند در نقاط ديگر جهان اشاره كرده اند. ساخت ساختمان ايوان و مناره ها پس از سال ۷۱۶ هجري قمري آغاز شده و به انجام رسيده است. منارجنبان بر سر راه اصفهان به نجف آباد در روستايي به نام «كارلادان» قرار دارد. هر يك از اين دو مناره حدود ۱۷ متر بلندي دارد و ارتفاع بنا ۱۰ متر است. كاشي هاي لاجوردي و فيروزه اي زينت بخش اين بناست و در زير آن، بر مزار روحاني زاهد عمو عبدالله، قطعه سنگي مرمري قرار داده اند كه سوره «يس» از قرآن كريم حاشيه آن را زينت داده است. كتيبه هاي ديگري نيز در اين آرامگاه وجود دارد كه از آن جمله مي توان كتيبه اي با سنگ مرمر و بالاي سنگ اصلي است را نام برد كه عمو عبدالله را به عنوان مردي پرهيزكار و زاهد معرفي مي كند.

مناره ساربان

اين مناره يك بناي سلجوقي است كه در فاصله كمي از مناره چهل دختران در شمال منطقه جوباره قرار دارد. ظاهراً در روزگار گذشته در مجاورت مناره، مسجدي هم وجود داشته است، اما در حال حاضر هيچ اثري از آن به جاي نمانده است. اين بنا از ۷ قسمت كاملاً متمايز تشكيل شده است. بخش اول از يكسري رگچين آجري تشكيل شده، بخش دوم و سوم داراي تزيينات آجركاري بديع و استادانه است؛ قسمت چهارم آن تاج اول مناره است كه مقرنس هاي آجري توام با كاشي فيروزه اي دارد، قسمت پنجم آن تزيينات آجري است، قسمت ششم آن تاج دوم مناره است و قسمت هفتم آن تارك مناره است. در قاعده ۲ تاج اين مناره ۲ كتيبه بسيار زيبا از بهترين رنگ فيروزه اي كاشي ديده مي شود.
اين بناي مرتفع در حال حاضر به سمت مغرب متمايل شده است. سال ساخت آن در كتيبه هاي فعلي موجود نيست اما كارشناسان بناي آن را بين سال هاي ۶۵۰ تا ۶۸۰ هجري تخمين مي زنند.

مناره هاي دارالضيافه

در محله قديمي جوباره و در مسير خيابان ابن سينا آثار سردر مجللي كه بر فراز آن ۲ مناره دارالضيافه واقع شده مشاهده مي شود. وجه تسميه مناره ها به دارالضيافه احتمالاً به اين علت است كه سردر يك ميهمانسرا در ورودي شهر بوده و به امير يا حكمران يا پادشاهي تعلق داشته است. امروزه از اين ميهمانسرا آثاري به جاي نمانده است.

مناره باغ قوشخانه (طوقچي)

اين مناره از بناهاي قرن هشتم هجري است. آن را به اين علت طوقچي مي گويند كه در مجاورت دروازه قديم شهر بوده از آن دروازه فقط ۲ شير سنگي مانده است كه فعلاً در ۲ طرف پل خواجو گذاشته شده اند. به واسطه مجاورت بنا با آرامگاه علي بن سهل، آن را مناره علي بن سهل نيز مي نامند. آخرين اسم مشهور اين مناره، قوشخانه، به واسطه مجاورتش با باغ قوشخانه است. اين باغ از باغ هاي دوره شاه عباس اول بوده كه مراسم اعطاي خلعت از طرف پادشاهان صفوي در اين باغ برگزار مي شده است و ضـمـنـاً بـازهاي شكاري صفوي در اين باغ نگهداري مي شدند. قسمتي از تارك مناره و تزيينات كاشيكاري آن فرو ريخته است. ارتفاع آن ۳۸ متر و پوشش تزييناتي اش به خط بنايي فيروزه اي بر زمينه آجري و به طور مارپيچ تكرار جمله «الله اكبر» است كه يكي از مشخصه هاي بناهاي دوره ي ايلخاني است. مسجد سلطان ابوسعيد بهادرخان يا مسجد قبا متصل به اين مناره و از بناهاي قرن هشتمي بوده است كه امروزه ديگر وجود ندارد.

مناره چهل دختران با هويت ترين مناره شهر

يكي ديگر از مناره هاي معروف اصفهان كه در محله جوباره يا جويباره قرار دارد و در عين حال با هويت ترين مناره شهر محسوب مي شود مناره چهل دختران است.
تنها مناره كتيبه دار منفرد اصفهان كه هم نام واقف و هم سال ساخت آن به صورت مستند به روي آن هنوز باقي است،همين مناره است.
كتيبه آن به خط كوفي اجري است كه نام واقف آن ابي الفتح نهوجي است وسال ساخت آن نيز ۵۰۱ ه.ق است.اين كتيبه به خط عربي و در ۶ سطر است.بد نيست بدانيم اين مناره از دارايي سپهسالار آبي الفتح نهو جي به دليل نزديكي به در گاه خدا بنا شده است.
يکشنبه ششم 12 1391 19:1

ديدنيهاي كاشان

ديدنيهاي كاشان
ديدنيهاي كاشان

 

 

مدرسه آقا بزرگ

اين ساختمان قديمي داراي چهار ايوان و يك گنبد زيبا با دو مناره گچ كاري شده مي باشد. اتاقها وحياط آن كه در روي سطح پايين تري قراردارند،منظره بسيار جالبي را نشان مي دهند. درزير اين اتاقها، استخرومنطقه نمايش شبانه وجود دارد كه در تابستانها از آن استفاده مي كردند.
گنبد بر روي يك سكوي هشت وجهي قرار گرفته و با دو لايه پوشيده شده است. پوشش پاييني، وزن سقف را تحمل مي كند وآنرا به ستونها مرتبط مي سازد وپوشش ديگركه پوشش بيروني مي باشد، باعث مي شود كه گنبد بزرگتر به نظر برسد.
پنجره هاي سقفي به گنبد چسبيده اندكه در تضاد با شيوه مذهبي كه دراطراف گنبد قرارگرفته اند، اتصال متوازني را درقسمتهاي مختلف ساختار ايجاد كرده اند. سقف نواحي نمايش شبانه، زمستاني وغربي با گچ پوشيده شده است كه با خطوط ساده اي در كنار كتابخانه طراحي شده اند.
ايوانها، كاشيكاريهاي پيچيده اي را نشان مي دهند كه نمايانگرهنرسنتي وفرهنگ اين سرزمين است ومقبره هاي متوليان مختلف آن را مي توان درايوان غربي ملاحظه كرد. اين بنا درسال ۱۲۶۸ هجري شمسي ساخته شده است.

باغ شاه در فين

باغ شاه در فين، قصري مركب از شاخصهاي معماري صفويان، زنديان و قاجاريه است. اين بنا به خاطر ذخيره فراوان آبش (چشمه سليماني)، باغي با درختان ستبر، يك استخر با فواره هاي بسيار و يك حمام تاريخي ( جاييكه اميركبيربه قتل رسيد ) بسيارمشهوراست.
ساختمان اصلي پارك وصوفه به زمان سلطنت شاه صوفي و شاه سليمان ( پادشاه صفويه ) نسبت داده مي شوند كه بعدها، ديگر شاهان صفوي آن را گسترش داده و به مرمت آن پرداخته اند.
بناي باقيمانده فعلي مركب از دوصوفه است كه به شاه عباسي وفتحعلي شاهي شهرت دارند ويك بنا كه آنرا كريم خاني مي نامند و حمام معروف كه در قسمتي از پارك واقع شده و ساختماني كه هم اكنون موزه مي باشد.
صوفه شاه عباسي درحقيقت يك ساختمان دو طبقه است كه درمركز پارك واقع گرديده و روبروي دروازه باشكوهي قرار دارد. درمركز صوفه استخر زيبايي نيز وجود دارد. بر روي ديوارها و سقف صوفه، اثرهايي از نقاشيهاي رنگي دوران صفويه رامي توان مشاهده نمود. اين نقاشيها شامل منظره هايي از صحنه هاي شكار وتصاوير شاهزادگان وغيره مي باشد.
كتيبه صوفه ازسنگ مرمر ساخته شده كه تنها تعدادي ازقطعات آن باقي مانده اند. صوفه ديگر كه مشهور به فتحعليشاهي است رادر سال ۱۲۲۶ هجري شمسي ساخته اند ودرقسمت داخلي اين ساختار نقاشيهاي ديگري وجود دارند كه منظره هاي مختلفي را همچون كتيبه هاي گچي با دست نوشته هاي نستعليق نشان مي دهند اما بيشتر نوشته هاي آن از بين رفته اند.
شاعري به نام خاوري و خطاطي به نام محمد تقي حسيني اين شاهكارها را در سال ۱۲۲۶ هجري شمسي انجام داده اند.

تپه هاي سيلك كاشان

دانشمندان قديمي‏ترين خاستگاه تمدن بشري را سيلك در كاشان عنوان مي‏كنند يعني اولين جايي كه شهرنشيني شكل گرفت آنجا كه آريايي‏ها اوليه تمدن شهرنشيني را ايجاد كردند.قدمت اين تپه‏ ها به ۷هزار سال مي‏رسد.
تا حالا ۳۲ تا زيگورات در ايران و عراق طبق متون تاريخي شناسايي شدند .كه ۵ تا زيگورات در ايران و ۲۷ تا هم در عراق شناسايي شدند كه كهنترين اونها همين زيگورات سيلك كاشان هست .و اين اثار تاريخي بيانگر تمدن ما ايرانيان است.
در حدود ۴۵۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح، اجتماعي با يك تمدن جالب توجه در اين منطقه مستقر شد كه
.ابزارهاي آنها سنگ و استخوان بود. اين امكان وجود دارد كه ساكنان قبلي اين ناحيه به فاتحانش تسليم شده بودند.
در اين مكان لوح هايي رسمي از ايلاميان پيدا شده است، زيرا اين اقوام بر اثر پيوندهايي كه با تمدن شوش پيدا كرده بودند، درحدود ۵۵۰۰ سال پيش، نوشتن را آموختند. در نتيجه، اين لوح هاي رسمي يافت شده با قديميترين دستخطهاي ايلاميان، نشانه هايي از اين دوران به شمار مي روند.
شواهدي كه در قبرستاني بين دو تپه كوچك به دست آمده است، مربوط به مهاجران جسور تپه سيالك مي باشد كه شباهت زيادي به كشفيات در تپه « گيان نهاوند » و « خوردين » در ساوج بولاك دارند.

بادگيرهاي خانه بروجردي كاشان

اين خانه در محل سلطان امير احمد كاشان در خيابان علوي واقع است. اين خانه توسط بازرگاني به نام حاج سيد حسن نطنزي در حوالي سال ۱۲۷۵ قمري در دوره قاجاريه ساخته شده است. چون صاحب خانه مال التجاره از بروجرد وارد مي كرده، لذا به حاج آقا حسن بروجردي مشهور شده و خانه اي هم كه متعلق به وي بوده است به خانه بروجردي موسوم گرديده است.
در قسمت جنوبي بنا، تالار سرپوشيده اي به چشم ميخورد كه بر پيشاني آن مي توان هنرنمائي استادكارايراني را نظاره گر بود، به طوري كه منافذ مشبكي كه جهت تهويه هواي تالار در اين قسمت تعبيه گرديده با گچ بري جالب و ديدني درآميخته و دلربائي مي كند.
در بام تالار نيز نورگيرها و بادگيرهاي فوق العاده جالب و منحصر به فرد خود نمائي مي نمايد كه از نظر طرح و اجرا در زمره آثار بديع معماري سنتي است.

ابيانه

ابيانه روستاي زيبايي در ۷۰ كيلومتري جنوب كاشان است. اين روستا نمونه زنده اي از شيوه هاي معماري، آداب ورسوم ومثال جالبي ازسازگاري انسان با طبيعت به شمارمي رود. اين روستا با داشتن كوچه هاي سراشيب وباريك، بسيار متراكم است وخانه هاي واقع شده درسراشيبي آن، همچون مسير پلكاني مي باشند.
دراينجا سقفهاي برخي از خانه ها به عنوان حياط خانه هاي بالاتر درسراشيبي به كارمي روند. دراين روستا تعدادي ساختمانهاي اسلامي وزرتشتي هم وجود دارند كه همه اينها ارزش يك بازديد دقيق را دارند. اين روستا درسراشيبي شمالي كوه كركس ودر ۲۸ كيلومتري شهرنطنز واقع شده است.
ابيانه داراي آب وهواي معتدل است.
آداب و رسوم وسنتهاي مردم اين منطقه همجون ساختمانهايش، تصويري زيبا ازايران قديم را نشان مي دهد. يونسكو، ابيانه را به عنوان يك روستاي تاريخي ثبت كرده است.
يکشنبه ششم 12 1391 19:1

قبرستان تخت فولاد در اصفهان (1)

قبرستان تخت فولاد در اصفهان (1)
قبرستان تخت فولاد در اصفهان (1)

 

نويسنده: سيد مصلح الدين مهدوي




بعد از قبرستان وادي السلام درنجف اشرف وساير گورستانهاي اعتاب مقدسه و همچنين گورستان قديمي قم و مقبره شيخان بايد قبرستان تخت فولاد را شريفترين و ارجمند ترين و متبركترين مقابر و گورستانهاي ايران بلكه عموم شهرهاي شيعه نشين محسوب داشت .
ازاينروبايد در حفظ و نگهداري اين آثار كوشيد و آنها را از محو و فراموشي در امان داشت . در سال 1328 ه .ش. نويسنده ،كتاب مختصر و مفيد « تذكره القبور» تاليف علامه جليل القدر مرحوم مولي عبدالكريم گزي را با حواشي و ملحقات منتشر كرد كه خوشبختانه مورد توجه و عنايب بزرگان علم و دانش و همچنين مومنين و مقدسين قرار گرفت ازهمان تاريخ عده اي از اهل فضل و كمال پيشنهاد كردند كه :
اگر جزوه اي شامل اسامي تكاياي تخت فولاد و ذكر نام بزرگان مدفون در آنها و همچنين تاريخچه مختصري از اين گورستان نوشته مي شد وبه چاپ مي رسيد راهنماي اهل تحقيق و مطالعه و دليل و گره گشاي مقدسين براي درك فيض زيارت قبور مي گرديد .
كتاب رجال اصفهان يا تذكره القبور اگر چه ظاهراً كتاب كوچكي است اما شامل اسامي قريب ششصد نفر از بزرگان علماء ، شعراء ، فلاسفه ، حكماء، عرفاء و صوفيان و هنرمندان و خلاصه نمونه مختصري از رجال و مردان نامي اصفهاني در طول قرون و اعصار مي باشد .
نويسنده در سال 1348 ه. ش. كتاب « دانشمندان و بزرگان اصفهان »را تاليف ومنتشر ساخت و چون اساس و مبناي كتاب بر پايه تاليف قبلي بود نام ديگر آنرا هم تذكره القبور نهاد . اين كتاب نير مورد توجه و عنايت اهل مطالعه و تحقيق قرار گرفت و تقاضاي فضلاء اصفهان بخصوص در موضوع تهيه مقاله يا كتابي كه در حقيقت شناسنامه تخت فولاد باشد تجديد شد .
گورستانها يكي از مباني تاريخ هر ملت و شهر مي باشند .تاريخ علمي و ادبي هرناحيه اي را مي توان بطور اجمال از مقابر آن شهر بدست آورد . اگر قبور علماء ادباء، حكماء و شعرا و ديگر مشاهير علمي از بين رفت ديگر آثار آنان نيز خواه ناخواه از بين رفتني است مگر اندكي از مولفات آنها . اگر به يكنفر اصفهاني گفته شود : ابن مسكويه اي كه او را اصفهاني ميداني و در شهر تو از دنيا رفت در كجا بخاك سپرده شد يا حافظ ابونعيم با آنهمه اهميت كه در كتب تاريخ وحديث براي او نقل شده قبرش كجاست و ده ها بلكه صدها عالم ديگر چه جواب خواهد داد؟
آل خجند و آل صاعد دو خاندان روحاني و متنفذ اصفهان كه تقريبا مدت چهار قرن مركز علمي و قدرت سياسي اصفهان بلكه نيمي از ايران به دست آنها بود قبورشان كجاست بايد بگوئيم كه در قبرستان طوقچي و قبرستان شاه مير حمزه بود كه به مرور زمان ويران شده و زمينهاي آنرا بصورتهاي گوناگون در آورده اند ، اگر فرض شود كه اينها سني بودند ، پس آل تركه كه شيعه بودند چرا مقابرشان را خراب كرديد و . . . جواب همه اين پرسشها جز شرمندگي و سرافكندگي چيزي نيست .
بايد متوجه باشيم كه كاري نكنيم كه يك قرن ديگر اعقاب ما مردم اين زمان را بجهت عدم توجه به آثار گذشتگان و افتخارات آنها مورد سرزنش و نفرين قرار دهند .
در اين جا ممكن است براي عده اي اين پرسش بنظر برسد كه : حفظ آثار و قبور گذشتگان چه لزومي دارد و آيا اين عمل خلاف دستورات اسلام نيست مگر نگفته اند كه اگر قبري خراب شد تجديد ساختمان نكنيد (غير از قبور علماء و بزرگان دين ) و. . .
در جواب آنها گوئيم كه اين همه دستورات بخاطر آنست كه ملت مسلمان « مرده پرست » نباشد اما بايد دوستدار علم و عالم باشد احترام به قبور علماء و زيارت آنان مرده پرستي نبوده بلكه احترام به مقام علم و دانش است مثلاً به زيارت قبر علامه مجلسي( رضوان الله عليه) مي رويم و جهت شادي روح آن عالم خدمتگزار فاتحه مي خوانيم بخاطر علم او بخاطر خدماتي كه به عالم اسلام و شيعه انجام داده به جهت قدرداني از يك عالم حقيقي . زيارت قبور جهت تنبيه و بيداري وعبرت است . از رسول اكرم (صلي الله عليه و آله وسلم) روايت شده كه فرمودند : « زورو القبور فانها تذكر كم الاخره » (نهج الفصاحه ـ ذكر اخبار اصفهان ) در اينجا بي مناسبت نيست چند بيت از قصيده اي كه اديب سخن سنج نكته پرداز آقاي فضل الله اعتمادي متخلص به برنا كه در رثاء جوان دانشمندان مرحوم دكتر مهندس بيژن نوربهشت فرزند سرتيپ نور بهشت اصفهاني (1315 ـ 1342 خورشيدي ) سروده است را جهت تنبه و تذكر ياد آور شوم .
نيست اين پهن دشت گيتي              جز كشتزاري براي بذر افكن
گير عبرت زرفتن دگران                      كه رسد زود نوبت تو و من
تا بهم چشم برزني گذرد                  عمر چون آفتاب از روزن
عمر شمع است و مرگ همچون باد   شمع را باد كي نهد روشن
نكته اي گويمت زشيخ اجل              كه مضامين اوست زيب سخن
اجل است آفتاب و عمر چو برف       كي بود ز آفتاب برف را ايمن
بعد از مشاهده اين اوضاع و خراب شدن تخت فولاد و متروك ماندن آنجا و در نتيجه از بين رفتن آن لزوم تهيه رساله اي در معرفي مدفونين در اين گورستان و ذكر تاريخچه اجمالي و مختصر آن ضروري بلكه واجب اخلاقي به نظر مي رسد ، ضمناً عده اي از دوستان نيز در اين باره اشاره اي فرمودند وتقاضاي مومنين نيز موجب تشويق و ترغيب نويسنده شده كه رساله اي به نام لسان الارض و مزار تخت فولاد بنويسم و آنچه را در اين باره شنيده و خوانده و ديده ام جمع آوري كرده تقديم محضر ارباب دانش و كمال گردانم و از همگان بخواهم كه مرا در تكميل آن ياري دهند و از نواقص و معايب آن چشم بپوشند .
اين قسمت در حال حاضر شامل مباحث زير است :
1. وجه تسميه (علت نامگذاري)
2. تخت فولاد قبل از اسلام .
3. دوره ديالمه و آل زيار.
اكنون بياري خداوند تبارك و تعالي شروع در شرح مطالب ياد شده مي كنيم و از ذات مقدس حضرت احديت جل جلاله توقيق در انجام آن را مي طلبيم و من الله التوفيق و عليه التكلان .

1- وجه تسميه (علت نام گذاري )

اين گورستان در طول تاريخ بچندين نام شهرت داشته و براي هر كدام از اين اسامي وجوهي ذكر شده است به اين ترتيب :
لسان الارض ـ تخت فولاد ـ مزار بابا ركن الدين .

الف : لسان الارض يعني زبان زمين .

براي اين نام دو وجه ذكر شده است :
1- حافظ ابونعيم اصفهاني (احمد بن عبدالله بن اسحق بن موسي بن مهران متولد در 330 يا 336 و متوفي در يكشنبه 21 محرم الحرام سال 430 مدفون در قبرستان آب بخشان كه در زمان حاضر به ميدان شهداء معروفست ) محدث جليل القدر مولف كتب و رسائل عديده از آنجمله : حليه الاولياء و مانزل من القرآن في امير المومنين عليه السلام و اربعين در حالات حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) و كتاب ذكر المهدي (عليه السلام) و غيره در كتاب ذكر اخبار اصفهان (ص 41 جلد يكم ) مي نويسد: حدثناابو جعفر محمد بن احمد بن عمروالطهراني المودب حدثنا عمر بن احمد السامري الخزاز حدثنا احمد بن الحسن الواسطي حدثنا احمد بن محمد بن غالب غلام الخليل حدثنا هذبه ابن خالد حدثنا حمد (حامد) بن سلمه في قول الله عزوجل قال: لما قال للسموات و الارض :« ائتيا طوعاً او كرهاً قالتا طائعين » اجابه ارض اصبهان فم الارض و لسانها .
يعني : گاهي كه حق جل وعلا خطاب به آسمانها و زمين فرمود: به ميل يا به كراهت بيائيد در جواب گفتند آمديم از روي فرمانبرداري (وميل) آيه : 11 سوره فصلت .
ما فروخي اصفهاني (مفضل بن سعد بن الحسين الاصفهاني ) در كتاب :« محاسن اصفهان » در باره اصفهان مولد و منشاء خود پس از ذكر حديث مروي از رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كه فرمودند : « حب الوطن من طيب المولد » حديث خطاب خداوند تبارك و تعالي را به آسمانها و زمين نقل مي كند (ص 5 مقدمه مولف ) .
حسين بن محمد بن ابي الرضا آوي اصفهاني از فضلاء و نويسندگان بزرگ قرن هشتم در كتاب : ترجمه محاسن اصفهان (ص 79 ) داستان جواب گفتن زمين اصفهان را از قول حافظ ابونعيم نقل مي كند :
مرحوم آقا محمد مهدي ارباب اصفهاني (فرزند حاج محمد رضا فرزند حاج محمد كاظم بن ميرزا كوچك بن ميرزا ابو تراب ميرزا محسن بن حاج ميرزا جواد بن حاج ملا مومن اصفهاني متوفي به سال 1314 مدفون در قبرستان آب بخشان اصفهان كه خراب و تسطيح شده و اراضي آنجا را فروخته اند و چند موسسه دولتي نيز در آنجا ايجاد كرده اند . دركتاب « نصف جهان في تعريف الاصفهان » گويد: « از جمله امكنه معروف تخت فولاد بقعه مشهور به لسان الارض است كه در آن قبريست مي گويند قبر شعياي پيغمير است و بين الانام معروف است كه اين محل جواب انبياي طائعين را گفت و در اين باب حديثي گفته و نقل كرده اند . پس از اين بيان گفتار ما فروخي را در كتاب محاسن اصفهان نقل مي كند .»
2- مرحوم مولي عبدالكريم گزي در تذكره القبور (ص 44 رجال اصفهان ) مي نويسد : گويند حضرت امام حسن (عليه السلام) كه به اصفهان آمد اين زمين با او تكلم كرده كه يهود جادو مي كنند پس آن حضرت تختي از فولاد ساخته و در آن منزل كرد كه جادو در آن اثر نكند و به اين مناسبت اين قبرستان را تخت فولاد مي گويند (همچنين لسان الارض به قسمتي از آن گفته شده است ) ولي آمدن آن حضرت به اصفهان محل تامل است اگر چه بعضي از علماء ورود حضرت را به كهنگ(بروزن نهنگ)كه ازدهات اصفهان است وغير آن را نقل نموده اند.
« آنچه گويند در تشريف آوردن حضرت مجتبي (عليه السلام )به اصفهان اين زمين سخن گفته مدركي نيافته ام فقط در كامل ابن اثير به سال 31 تشريف آوردن حضرت مجتبي بلكه حضرت سيدالشهداء (عليهما السلام) را كه آنهم بسيار مورد تعجب و تامل است با عبدالله بن عباس و عبدالله بن زيبر به خلافت عثمان در لشكري كه براي فتح جرجان و استر آباد ميرفتند نوشته حال از اصفهان گذشته باشند يا از طرف اردستان و كهنگ رفته اند يا از نهاوند به قم يا قزوين خدا داناست » (انتهي محل الحاجه )

مسافرت حضرت مجتبي عليه السلام

در بين مردم اصفهان چنين شهرت دارد كه حضرت امام حسن عليه السلام به اصفهان تشريف آورده و درمحل مسجد لبنان نماز خوانده است از اينرو مسجد لبنان كه از مساجد قديمي اصفهان است از نظر توجه مومنين و مقدسين بدانجا از اهميت بيشتري برخوردار است لكن در كتب معتبر از اين سفر ذكري نشده است .
مرحوم سپهر در ناسخ التواريخ (ص 173 چاپ اسلاميه ) مي نويسد : در تاريخ روضه الاحباب مسطور است كه در سفر جرجان حسنين (عليهما السلام) باتفاق سعيد بن العاص بودند . در تاريخ مازندران و در كتاب روضه الصفا و حبيب السير بدين قصه اشاراتي رفته و اين جمله سند بر روضه الاحباب مي برند و صاحب روضه الاحباب در اين سخن منفرد است و اين سخن از وي معتبر نيست.
دانشمند محترم جناب آقاي حاج آقا حسين عماد زاده اصفهاني در كتاب زندگاني حضرت مجتبي (عليه السلام) در ضمن شرح مسافرتهاي آن حضرت بنقل از تاريخ فتوحات اسلامي (ص 175) مي نويسد : حضرت در جنگهاي اسلامي و فتوحات زمان عمر وعثمان شركت داشت . . . بطوري كه مي نويسند در سال 26 و 28 در جنگهاي ايران فرماندهي داشت و در سال 30 در جنگ طبرستان شركت فرمود (ص 365 زندگاني حضرت مجتبي عليه السلام )
حافظ ابونعيم اصفهاني دركتاب « ذكر اخباراصفهان »جائيكه از صحابه رسول خدا (صلي الله عليه و آله وسلم) كه به اصفهان آمده اند ياد مي كند گويد :از جمله آنهاست : ريحانه رسول خدا حسن بن علي بن ابيطالب (عليه السلام) . . . شبيه رسول الله (صلي الله عليه وآله) . . . در حال عبور جهت جنگ جرجان داخل اصفهان گرديد .
مرحوم عباسي بهشتيان هم در كتاب : «بخشي از گنجينه آثار ملي » در وجه تسميه لسان الارض (ص 74) شرحي نوشته كه از نظر علمي ارزشي ندارد و طالبان مي توانند به آن كتاب مراجعه نمايند .

ب : تخت فولاد

در علت شهرت اين گورستان بدين نام از طرف نويسندگان نظرياتي و بياناتي گفته شده است بدين قرار :
1- سابقاً از قول مرحوم مولي عبدالكريم گزي درتذكره القبور راجع به نام لسان الارض شرح نوشتيم كه :گفته مي شود كه حضرت مجتبي (عليه السلام) جهت رفع آثار جادوي يهود اصفهان تختي از فولاد تهيه فرمومد و در اين محل بر روي آن نشست . اين سخن همانند گفتار مرحوم بهشتيان هيچگونه ارزش نداشته و فقط پنداري عاميانه بيش نيست .
2- مرحوم حاج ميرزا حسن خان جابري انصاري در تاريخ اصفهان وري (ص 93 قسمت پائين صفحه ) در ضمن وقايع سال 407 ه.ق. مي نويسد :
« در ري پسر پولاد از اتباع بويهيان ياغي شده و بمدد منوچهرين قابوس وي را حصار داده و آنها را ناچار كرد توليت اصفهان را به او دادند و تخت پولاد منسوب به پدر اوست كه دليري رشيد بود و تختي سنگي ساخته بر او نشسته و تا زمان پدر مولف آن تخت سنگي بود . كشتي گيران از زمان معتمد در آن نقطه كشتي ميگرفتند وچون ديگر مباني اتباع ظل السلطان آنرا از ميان بردند . يعني تخت را شكستند لكن محل او معلوم و معين است » .
محل اين سنگ و قبر وفولاد در قسمت غربي غسالخانه قرار داشت ، كه متاسفانه سال قبل يعني سال 1407 خراب كردند و قصد ايجاد و ساختن ميدان ميوه در آن محل را دارند در صورتيكه در سال 1404 شهرداري اصفهان از عده اي از مطلعين و دانشمندان براي برنامه ريزي در كار تخت فولاد دعوتي نمود كه در آن نماينده مرحوم آيت الله خادمي نيز شركت داشت نويسنده نيز در آن جلسه حضور داشتم پس از مطالبي كه جناب آقاي شهردار و آقاري پورياي ولي اظهار كردند و مطالبي كه شهردارآن وقت ناحيه 6 كه با كليه اصول و قواعد مخالف بود و فقط و فقط بخرابي و انهدام و محو آثار تخت فولاد مي انديشيد گفته شد و پس از مطالبي كه دانشمند بزرگوار جناب آقاي دكتر محمد مهريار وديگران اظهار داشتند قرار شد كه :
1- هيئتي بنام : « هيئت امناء تخت فولاد» از افرادي ذي صلاحيت و آشنا بتاريخ علمي و اجتماعي اصفهان وعده اي ازمردم خوشنام و خدمتگزار انتخاب شود كه كليه كارها زير نظر آنان انجام گيرد.
2- محدوده تخت فولاد از چهار طرف معين شد و قرار شد كه در آن قسمت ديگر اجازه ساختن خانه و مغازه وغيره داده نشود و حتي المقدور افرادي كه در آنجا ملكيتي دارند املاك آنها باز خريد شده و ضميمه تخت فولاد گردد .
3- نسبت به تكايا و بقاع و قبور تا تعيين هيئت امناء و تشخيص و نظرات آنان هيچگونه اقدامي نشود.
متاسفانه اين جلسه مانند بسياري از جلسات كه :«نشستند و گفتند و برخاستند» عمل شد و هيچ اثر مثبتي از آن گرفته نشد و جناب شهردار محترم با عده اي مشورت كردندوبر خلاف نظرات آنها عمل فرمودند و مهمتر از همه آنكه مرتب مي گويند : ما با قبور كاري نداريم نميدانيم مقصودشان از كار داشتن چيست ؟ ديگر غير از خراب كردن و سنگ و آجر آنها را بغنيمت بردن چه مي تواند بكنند . آيا هنوز هم فكري دارند خداوند عاقبت زنده و مرده مارا حفظ كند .
4- شاردن سياح معروف فرانسوي در سفرنامه خود (ص 77 ترجمه محمد عباسي قسمت اصفهان ) پس از شرحي كه راجع به مقبره اللهورديخان (اللهوردي بيك ) و محمد علي مي نويسد گويد:
« درماوراي آنها ناحيه تخت فولاد واقع شده است كه به مناسبت سكونت سردار بزرگي در آنجا كه به واسطه پيروزيهايش « پولاد بازو» لقب داشته چنين ناميده شده است .»

ج: مزار بابا ركن الدين

تاريخ علمي و اجتماعي اصفهان در قرنهاي پنجم تا نهم به مناسبت اختلافات داخلي و جنگهاي پادشاهان و قحط و غلاها و كشت و كشتارها وديگر سوانح آنچنان كه بايد و شايد نوشته نشده و قسمت عمده آن مجهول است .
درباره مقابر اين شهر همينقدر مي دانيم كه هر محله اي از محلات اصفهان براي خود گورستان مخصوص داشته و بزرگي و كوچكي اين گورستانها مربوط به اهميت آن محله اي بوده كه گورستان مربوط به آنجا بوده است .
اين وضع تقريباً تا حدود يكصد سال قبل ادامه داشته است از آن تاريخ به بعد بتدريج مقابر داخلي شهر يكي پس از ديگري متروك و مهجور و خراب شده تا اين اواخر كه قبرستان تخت فولاد گورستان منحصر بفرد اصفهان گرديد .
در اين پنجاه ساله اخير ما خود شاهد و ناظر بوديم كه شهرداريها بعناوين مختلف بسياري از اين گورستانها را از بين بردند و هيچ اثري از آنها باقي نگذاشتند و چون شهرداري خود را وارث همه مردم در طول تاريخ مي داند قبور آنها را نيز ملك خود انگاشته قسمتي را به ادارات دولتي از: آموزش و پرورش و يا بهداري واگذار كرده كه در آنجا بناي مدرسه ودبيرستان و بيمارستان و هنرستان و بهداري و غيره نمودند و قسمتي از آنها را نيز فروخته و مردم لاابالي و بي همه چيز در آنجا خانه و مغازه بنا كردند .
براي نمونه ازچند گورستان ياد مي كنيم :
1- مزار آب بخشان كه در هزار سال قبل آنجا را «مردبان » مي گفتند و اكنون محله مجاور آنرا مورنان كه تصحيف مرديان است مي خوانند و قبر حافظ ابونعيم اصفهاني در آنجا بوده است كه اكنون اثري از آن باقي نيست نويسنده در كتاب رجال اصفهان اسامي عده اي از علماء مدفون در آنجا را بشرح نوشته ام (بنقل از حواشي حضرت آيت اله العظمي آقاي حاچ سيد شهاب الدين مرعشي نجفي )
2- گورستان چملان يا سنبلان كه مربوط به قبل از اسلام و بعد از آن بوده و آنرا در حدود سال 1310 ه.ش. خراب كردند .
3- گورستان ستي فاطمه در محله چهار سوق شيرازيها از مقابر معتبر در دوران صفوي تا اين اواخر قسمتي از آن باقي بود كه در چند سال اخير آنرا نيز از بين بردند .
4- گورستان شاه ميرحمزه از مقابر كهن مربوط بخاندان خجندي كه در سال 1363 ه.ش. خراب شده قسمتي به خانه و مغازه و خيابان و دانشسراي كشاورزي تبديل شد.
5- گورستان طوقچي از مقابر كهن مربوط به خاندان صاعديان كه آنجا را نيز شهرداري خراب كرده و دبيرستان هاتف و غيره در آنجا ساخته شده است .
6- گورستان گلستانه مربوط بسادات جليل گلستانه و دوستداران اهل بيت (عليهم السلام) واقع در بيرون دروازه احمد آباد كه تا حدود چند سال قبل باقي بود و شهرداري آنجا را خراب و تسطيح نمود و عمارت شيرخوارگاه در آن قبرستان ساخته شده است .
اينها چند نمونه بود و اگر بخواهيم نام تمام گورستانها را ذكر كنيم مطلب بدرازا مي كشد و همينقدر گوئيم كه عامل اصلي در اين خرابيها دولت وقت بوده است و شهرداريها و عده اي از مردم سودجو و فرصت طلب .
مردم مسلمان بچشم خود مي ديدند كه قبور پدرانشان راخراب مي كنند لكن قدرت مخالفت نداشتند و جائي و موسسه اي كه به شكايت آنها گوش دهد وجود نداشت همه سرنگوني و نابودي دولت و آمرين آنها را از خدا مي خواستند .
مقدمات انقلاب اسلامي بدست روحانيت ورهبري و هدايت علماء بزرگوار فراهم شد مردم متوجه شدند كه تنها راه وصول به مقاصد عاليه و تجديد حيات اجتماعي اسلام و برآورده شدن هزاران اميد و آرزو كه يكي از آنها حفظ و نگهداري قبور پدرانشان وعلماء و بزرگان بود تقويت انقلاب است والحق در اين راه خوب فهميده بودند. در دوران گذشته صدها قانون خلاف اسلام وضع كردند و بزور بر مردم تحميل نمودند . انقلاب اسلامي بود كه مي توانست همه نادرستيها را اصلاح كند و فسادها را بصلاح بر گرداند.
شكر خداي را كه انقلاب اسلامي به ثمر رسيد و اوضاع حكومت دگرگون گرديد رژيم سلطنتي به جمهوري اسلامي تبديل شد . اكنون موقع آن رسيده است كه آرزوهاي ملت يكي پس از ديگري طبق موازين شرعي برآورده شودبسياري از آنها صورت عمل بخود گرفت . درب مراكز فسادبسته شد از منكرات جلوگيري شد و. . .
وقت آن رسيد كه به اوضاع گورستانها نيز سروساماني داده شود. گفتند محيط تخت فولاد ديگر مناسب دفن اموات نيست زيرا از چهار طرف مردم در آنجا خانه ساخته اند و بودن گورستان مخالف اصول بهداشت است . گفتند محيط كثيف و آلوده است و بايد در نظافت آن كوشيد و از انگونه حرفهاي صحيح اما همه اينها مصداق ضرب المثل معروف بود كه : «كلمه حق يرادبها الباطل » آنها كه اين سخنان را مي گويند و مي گفتند در زير لفافه عبارات شيرين نيتي فاسد وقصدي شيطاني داشته و دارند . آنها برخلاف عموم مسلمانها كه براي گذشتگانشان احترام قائلند فكر مي كنند شايد ازافكار فرقه گمراه وهابي ها الهام ميگيرند كه در حجاز همه قبور را با خاك يكسان كردند . قصد ادامه سخن نداريم همينقدر گوئيم : «شقشقه هدرت ثم قرت » گاه مي شود كه انسان تحت تاثير عواطف قرار گرفته و قلم و زبان باختيار خود مي نويسد مي گويد .
برگرديم به مطلب :
در قرنهاي پنجم تا نهم مزار تخت فولاد يكي از جايگاههاي عباد و رياضت بوده و عرفاء و صوفيه و مرتاضين و عبادو زهاد در آنجا براي خود عبادت خانه ها ساخته بودند و در آنها شب وروز به عبادت و راز و نياز با خداوند متعال مشغول بودند .در بعضي از كتابها ديده شد كه تعداد اين زوايا و تكيه ها در عهد صفويه قريب چهار صد عدد بوده است كه عموماً در فتنه افغان و بعد از آن خراب « بابا ركن الدين » عارف و صوفي معروف مي باشد. نامش ركن الدين مسعود بن عبدالله انصاري بيضاوي وفاتش در روز يكشنبه 26 ربيع الاول سال 769 ه.ق. شرح حالش همچون ديگر باباها مجهول است همينقدر معلوم است كه مورد توجه و عنايت علماء بزرگ همچون جناب شيخ بهائي و مولي محمد تقي مجلسي و حاجي كلباسي بوده است .
باباركن الدين ظاهراً در زاويه عبادت خويش مدفون گرديده (شرح تكيه و گنبد آن بعداً نوشته مي شود ) پس از وفات باباركن الدين در اين محل آنجا را گاه تخت فولاد گاه مزار باباركن الدين مي گفتند .
ميرزا طاهر نصر آبادي درتذكره الشعراء خود (ص 153 )در شرح حال ميرابوالقاسم فندرسكي پس از شرحي كه درباره او مي گويد :
« مرقد پرفتوحش در مزار قطب العارفين باباركن الدين است واقع در اصفهان »
شاردن در سفرنامه خود (ص 69 ترجمه آقاي محمد عباسي قسمت اصفهان )در تحت عنوان «شاه عباس كبير باني مزار باباركن الدين و شمه اي از تاريخچه آن » باباركن الدين مي نويسد :
« نام باباركن كه به اين پل (مقصود پل خواجو مي باشد كه در آن زمان آن را پل باباركن الدين نيز مي گفته اند) يكي از بزرگترين و مشهورترين گورستانهاي اصفهان مي باشد و بمناسبت دفن يك درويشي شهير پارساي باستاني در يك مزار زيباي مرمري كه در گورستان مزبور بنا گشته چنين ناميده شده است» استاد بزرگوار جناب آقاي عريضي در ترجمه اين قسمت از كتاب (ص 148) مي نويسد:
«نام بابا ركن الدين را كه به اين پل نهاده اند از نام قبرستاني به اين اسم اقتباس شده است كه بزرگترين و مشهورترين قبرستانهاي اصفهانست و درويش مشهور پارسائي كه همين نام را داشته وقبر مجللي از سنگ مرمر دارد در آن مدفونست » .
خاتون آبادي در كتاب : «وقايع السنين و الاعوام» در ضمن وقايع سال 1116 مي نويسد:
«فوت فاضل عالم عامل مجتهد عم امجد مير اسماعيل اشهير بخاتون آبادي روز چهارشنبه چهارم ربيع الثاني سنه هزارويكصد و شانزده دفن او در مقبره اي كه خود ساخته بودند در قبرستان باباركن الدين و مشتمل برگنبدي است و هفت حجره و هفت نفر طالب علم در آنجا سكني دارند» (ص 555 وقايع السنين)

فائدة لغوي

كلمه فولاد (معرب پولاد ) بر وزن بودار، در لغت به معاني زير اطلاق شده است : 1- فلز معروف 2- گرز و عمود 3- تيغ و شمشير 4- نام پهلوان ايراني در زمان كيقباد 5- نام پهلوان توراني 6- پولاد غندي (بضم غين منقوط ) نام ديو مازندراني (برهان قطع ـ فرهنگ شاهنامه ـ فرهنگ نوبهار )
در قرون اوليه علاوه بر آنكه لفظ پولاد را برخي از اشخاص صفت قرار داده و گفته اند : پولاد بازو. . . نام خاص نيز بوده است همچون پولاد ديلمي كه تخت فولاد منسوب به او است .
فولاد ستون (يا فلادستون ) آخرين پادشاه آل بويه : ابومنصور فرزند ابوكاليجار مرزبان بن سلطان الدوله ديلمي كه پس از مرگ پدر در 14 جمادي الاولي سال 440 در شيراز به تخت سلطنت و حكومت نشست و تا سال 447 سلطنت كرده و بشرحي كه در كتب تواريخ مسطور است در اين تاريخ گرفتار گرديده و در سال 448 وفات يافت ( حبيب السير ـ روضه الصفا ـ ريحانه الادب (ص 331 ششم ) و ديالمه و غزنويان تاليف عباس پرويز و كتاب : آثار الشيعه الاماميه جلد سلاطين (ص 31 جلد سوم ) .

يکشنبه ششم 12 1391 19:1

نياسر، سرسبز و رؤيايي در دل كوير

نياسر، سرسبز و رؤيايي در دل كوير
نياسر، سرسبز و رؤيايي در دل كوير

 

نويسنده:آمن خادمي
نياسر علاوه بر غار، آبشار و گلاب كه ممكن است در ديگر نقاط ايران نيز يافت شود، يك تقويم آفتابي ۲هزار ساله به نام چارتاقي دارد.
شايد براي آنان كه ايران و جاذبه هاي طبيعي ا ش را نديده اند، تصور شهر چهار فصل سخت باشد اما براي ما شهر چهار فصل هم ملموس است و هم عادي! به عنوان مثال در خوزستان كه گرما و خرماپزان آن در تابستان شهرت جهاني دارد، ما روستاي سردسير شيوند را داريم كه در زمستان ها برفگير است و تابستان ها خنك! همچنين اسم كرمان به عنوان شهري كويري و خشك به گوشمان آشناست اما در همان استان كويري باغي، به نام شاهزاده (شازده) وجود دارد كه سرسبزي خاص و دلفريبي دارد و زمستان برفگير آن اهالي منطقه را به خود مي كشاند.
اگر اسم نياسر را تاكنون نشنيده ايم به يقين اسم كاشان را شنيده ايم.گرماي كاشان و كوير خشك، اما زيبايي اش شهرت جهاني دارد. جالب اين كه نياسر يكي از شهرهاي كوهستاني و خوش آب و هواي همين ديار با مردمان خونگرم است كه نيم ساعت با كاشان فاصله دارد و دل تشنه كويريان و رهگذران را به سوي خود مي كشاند. بله، براي امروز مي خواهيم از اين منطقه خوش آب و هواي ايران بنويسم.
نياسر در ۳۵ كيلومتري شمال غربي شهر كاشان و در منطقه اي كوهستاني در ارتفاعات كركس واقع شده است. باني نياسر، اردشير اول است. اين شهر تاريخي به دليل آثار ارزشمند ش مانند آتشكده، چشمه اسكندر (از قديمي ترين چشمه هاي شناخته شده در ايران در ارتفاع يك هزار و ۶۸۰ مترمربع بالاي دريا)، باغ تالار (متعلق به دوره صفويه) و غار نياسر ( متعلق به دوره پارتيان) شهرت جهاني دارد. روستاييان به قسمت فوقاني روستا، «تا لار » و به قسمت پاييني «داراب» مي گويند.

● چارتاقي يا آتشكده نياسر

نياسر علاوه بر غار، آبشار و گلاب كه ممكن است در ديگر نقاط ايران نيز يافت شود، يك تقويم آفتابي ۲هزار ساله به نام چارتاقي دارد. چارتاقي، بنايي است مربع شكل با ۴ ستون اصلي و سقفي گنبدي شكل كه كاركردي نجومي داشته و با توجه به نوع معماري خاص خود، آغاز فصول را با طلوع و غروب خورشيد نشان مي دهد. بناي چارتاقي نياسر امروزه يكي از ميعادگاه هاي علاقه مندان نجوم و ستاره شناسي در ايران است كه در اوايل هر فصل براي رصد خورشيد به نياسر مي آيند.
بازديد كنندگان چارتاقي ۲ دسته اند؛ دسته اول گردشگران علمي هستند كه براي رصد خورشيد در اوايل هر فصل به نياسر مي آيند و دسته دوم گردشگران تفريحي هستند كه براي بازديد از شهر نياسر و جاذبه هايش و آيين گلاب گيري به اين شهر مي آيند و به دليل نزديكي چارتاقي به نياسر ساعت هايي را نيز به بازديد از اين بنا اختصاص مي دهند.
اين بناي تاريخي از نظر بررسي شيوه هاي معماري در گذشته، شيوه بديع و مبتكرانه ساخت طاق بدون قالب پيش ساخته، روش جالب تبديل پلان مربع بنا به دايره گنبد آن، تناسب هاي هندسي متوازن و منحصربه فرد در طراحي آن و رعايت تناسب در اجزا، شگفت انگيز است. براي ساخت اين بنا از سنگ هاي آهكي، رسوبي و ملات گچ استفاده شده است. سبكي سنگ هاي متخلخل و انعطاف پذيري ملات آن موجب تحمل زمين لرزه ها و پايداري بنا در طول ۲ هزار سال شده است. ۴ سوي اين بنا به طوركامل باز بوده و هيچ گونه در و پنجره يا بازدارنده ديگري براي ورود به آن وجود ندارد و تا مدت ها بر پايه روايت هاي داستان گونه كتاب قم نامه احتمال داده مي شد كه اين بنا آتشكده اي از زمان ساساني باشد، اما تاكنون شواهد باستان شناختي آن را تأييد نكرده اند.
از اين بنا، نخستين بار گزارش مختصري از سوي «هوتوم شيندلر» منتشر شد و سپس «آندره.پ.هاردي» باستان شناس فرانسوي، بررسي كوتاهي پيرامون آن انجام داد و گزارش آن در مجموعه «آثار ايران» از سوي «آندره گدار» منتشر شد.
آندره گدار، معمار و باستا ن شناس فرانسوي كه ساختمان موزه ملي ايران كار اوست، اين بنا را متعلق به دوره اردشير بابكان مي داند و كاركرد آتشگاهي آن را رد مي كند. در سال ۱۳۸۰ خورشيدي نيز كاربرد اين بنا و ديگر چارتاقي هاي ايران به عنوان يك تقويم آفتابي يا شاخص اندازه گيري با استفاده از تغييرات ميل خورشيد از سوي رضا مرادي غياث آبادي شناسايي شد.
وي، ساختار تقويمي چارتاقي را به گونه اي مي داند كه در آغاز و ميانه هر يك از فصل هاي سال پرتوهاي خورشيد بامدادي به شكلي خاص از ميانه پايه هاي بنا ديده مي شود. وي، عقيده دارد دقت محاسبات تقويمي در چارتاقي نياسر در ميان تقويم هاي آفتابي دنيا بي نظير است. هم اكنون چارتاقي نياسر تنها نمونه سالم باقيمانده از ميان ده ها چارتاقي ايران است كه كماكان كاربري رصدي خود را حفظ كرده است.

● آبشاري رؤيايي

چند متر پايين تر از چارتاقي نياسر، چشمه تميز و خنكي جريان مي يابد و به روستا مي رود. اين چشمه كه يك هزار و ۶۸۰ مترمربع بالاتر از سطح دريا قرار دارد، «اسكندريه» نام دارد. گويند اسكندربن فيلقوس به علم كشف الاسرار كه از دانيال پيغمبر به او رسيده بود چون عبورش به آن قريه رسيد دانست كه در دل سنگ آبي بزرگ، مستور و پنهان است. حجاران را طلبيد و در يك شبانه روز اين چشمه را ساخت و احيا كرد و آن موضع كه بالفعل باغ تالار است آن روز مضرب خيام و محل قيام اردوي كيوان پوي بود.
نظر به آن كه جايي بسيار رفيع و با روح و صفا و از اطراف و جوانب به قدر ۲۰۰ ذرع مشرف به جلگه و همواري است و قاف تا قاف عالم در منظر نظر است، فرمان داد كه باغ و عمارت و تالاري بنا كنند و چنان بوده كه تمام آن آب به جدول هاي عريض از خيابان هاي آن باغ گردش كرده و به حوضخانه و از آنجا فرو رفته در پاي تالار ۷ ذرع كوه را به اندازه ۲۰ ذرع در ۱۵ ذرع تراشيده و پست و هموار كرده حوضي بزرگ در دل سنگ تراشيده در وسط آن فواره اي كه تمام آن ۴ سنگ آب به قدر يك ذرع جوشيده و از لب آن كوه از موضعي كه تقريباً ۱۰۰ ذرع مسقط الحجر آن است مانند عمودي از بلور به پايين مي ريزد و به نوعي آن آب صاف روشن از آن آبشار به نشيب ريزد كه از ۲ فرسخ راه نمايان و صداي آن مانند رعد پرده گوش را پاره مي كند.
از توصيفاتي كه از كتاب تاريخ كاشان عنوان شد مي توان حدس زد كه قدمت اين محل به دوره اسكندر بازمي گردد.
و در تاريخ قم به وصفي ديگر درباره تعداد آسياب ها در آن زمان و در مسير آب اين آبشار چنين مي نويسد: از جمله ۱۰ باب آسياب معظم كه يكي از آنها به واسطه وفور آب و عمق و ارتفاع تنوره و خوبي آلات و ادوات كه در اوايل ابداع و ساخت داشت شبانه روزي يك هزار من بوزن شاه گندم خرد مي كرد.
در كتاب آيين ميترا، نوشته مارتين ورمازرن نقل شده است كه، پورفير در كتابش از شخصي به نام اوبولوس روايت مي كند كه ستايش مهر در غارهاي طبيعي انجام مي گرفته است. نزديك غار بايد رودخانه اي جريان داشته باشد.
و در كتاب آيين مهر، نوشته شده كه، آب در آيين ميترا داراي اهميت فراواني است، يكي از آداب مهري دينان شست و شو و غسل بوده و براي شركت در آيين ستايش مهر، افراد ملزم بودند تا مدت چند شبانه روز، مطابق با آدابي خود را شست و شو دهند و متحمل ضربات تازيانه شوند. در مهرابه ها يا چاه آب وجود داشت يا چشمه هاي جوشان، به همين دليل كف مهرابه ها جوي حفر مي كردند.
آبشار نياسر مدرك ديگري است بر اين نظريه كه به احتمال غار معبدي بوده متعلق به پيروان آيين ميترا.
هرساله در روز عيد قربان اهالي محله سركمر و برزه دون در قديم در كنار چشمه اسكندريه و هم در محوطه مسجد امام حسن (ع)، گاوي قرباني كرده خون آن را بر آب مي ريزند و همراه با آب از آبشار پايين ريخته و به باغ ها و مزارع مي روند، زيرا اهالي اعتقاد بر اين دارند كه اين خون موجب پربركت شدن آب شده و از كم شدن آب جلوگيري مي كند.
آب اين چشمه بسيار زلال و همسان با آب چشمه سليمانيه فين است و پس از خروج از دل كوه و در مسيري طولاني بعد از عبور از باغ تالار و باغ ها به صورت آبشار بسيار زيبايي به پايين و به سمت شهر حركت مي كند.

● غاري در دل كوه كركس

غار نياسر به طور كامل دست ساز بشر است (به جز يك يا ۲ حفره طبيعي نزديك ورودي ها) و به جذاب بودن نيا سر افزوده است. به احتمال قريب به يقين غار يك معبد ميترايي متعلق به دوره پارتيان (اشكانيان) بوده است. بيشتر معابد ميترايي در تاريكي مطلق ساخته شده اند. در تمام قسمت هاي داخلي غار، بقاياي كنده كاري ها روي ديوارها ديده مي شود.
اين غار از عجايب و نوادر آثار باستاني است و در حدود يك هز ار و ۸۰۰ تا ۲ هزار سال قبل در دل كوه كركس و برفراز تپه هاي آهكي مشرف به نياسر كاشان و احتمالاً با مقاصد آييني و مذهبي به صورت تونل سنگي پرپيچ و خم با ابزارهاي ابتدايي كنده شده است.
اين غار كه به «غار ويس» شهرت دارد، قرن ها نامكشوف ماند و در هيچ يك از متون تاريخي و آثار تحقيقي قرون گذشته با وجود ذكر ساير بناهاي تاريخي منطقه نظير آتشكده نياسر (بنا شده از سوي اردشير بابكان مؤسس سلسله ساسانيان) مورد اشاره قرار نگرفته است.
از شگفتي هاي اين غار، انسان ساخت بودن آن است. كمبود هوا در هيچ نقطه اي از آن احساس نمي شود و حتي در عميق ترين نقاط آن عمل تهويه به طور طبيعي انجام مي شود. يكي از فرضيات درباره منشأ تاريخي اين غار بيانگر اين است كه در ساخت آتشكده نياسر از سنگ هاي تراشيده شده حاصل از كندن غار استفاده شده است. احتمالاً زمان حفر غار، پيش از ساخت آتشكده بوده است. غار از ۳ طبقه يعني ۲ كانال، يك كانال حلقه اي شكل و يك كانال افقي تشكيل شده است. طول راهروها و اتاق هاي غار پيچيده نياسر، تقريباً ۶۵۰ متر با ۴۵ چاه با عمق ۱۱۸ متر است. غار از ۲۳ اتاق با اندازه هاي مختلف با مساحت كلي ۱۷۶ مترمربع تشكيل شده است. نكته جالب آن است كه هواي داخلي غار در هيچ نقطه اي تغيير عمده پيدا نمي كند و حتي در عميق ترين نقطه غار به دليل ورودي هاي متعدد، هواي تازه جريان دارد. تردد در داخل غار نياسر بسيار مشكل است و در بسياري از مسيرها بايد به حالت خزيدن حركت كرد و بلند ترين نقطه غار يك متر و ۷ سانتيمتر است.
حمام تاريخي و آسياب آبي از ديگر آثار تاريخي اين شهر هستند كه نظر كارشناسان و تحقيقات به عمل آمده و نوع معماري به كار رفته در اين بنا حكايت از آن دارد كه اين حمام و آسياب در دوره صفويه بنا نهاده شده و وجه تسميه آن نيز به همان دليل است.

● مركز مهم توليد گلاب

شهر نياسر يكي از ۳ مركز مهم توليد گل محمدي، گلاب و عرقيات گياهي شهرستان كاشان و كشور است. چنين ويژگي كم نظيري به دليل قرارگيري در دامنه شرقي كوه هاي كركس و وجود چشمه پرآب اسكندريه و قنات هاي زياد است كه محدوده اي به وسعت ۸۰۰ هكتار را به زير كشت برده و با گسترش روش هاي مدرن آبياري و كشاورزي به ميزان زيادي قابل گسترش است. وجود اختلاف ارتفاعي به ميزان ۲۰۰ متر موجب ايجاد چشم اندازهاي بي نظير و بسيار زيبايي شده است. قطرات ريز آب با عطر گل و سبزه درمي آميزد و بر گونه ها مي نشيند و نوازشگر روح و جان مي شود و بدين سان آبشار زيباي نياسر رخ مي نماياند و تمام كوير را به سوي خويش مي خواند.
محلات مسكوني شهر نياسر در مساحتي بيش از ۸ هزار هكتار از باغ ها و گلستان هاي اراضي زراعي پراكنده شده است. غار تاريخي رئيس و لايه كهن زيرين آن، چارتاقي، بافت تاريخي با عناصر، فضاها، راسته ها و بناهاي عمومي و مسكوني متعدد و گوناگون، باغ هاي گسترده، گلستان هاي زيبا و قرارگيري در دامنه كوه به همراه چشمه اسكندريه و آبشار معروف آن و باغ و كوشك تالار، اين شهر را به يكي از شهرهاي تاريخي و گردشگري كشور تبديل كرده است.

● جذب كننده توريست

فاصله كم شهر نياسر با شهرهاي اصفهان، كاشان، قم و تهران، جاذب جمعيت بسياري از اين شهرها شده، هرچند كه گردشگران خارجي بسياري به همراه ساير ايراني ها نيز از اين شهر و جاذبه هاي آن بازديد مي كنند به دليل اين كه شهر نياسر در حد وسيعي براي گردشگران و تورهاي گردشگري داخلي و خارجي شناخته شده و همچنين به لحاظ ويژگي هاي متعددي كه داراست، بتدريج با هجوم سرمايه داران، متقاضيان ساخت ويلا و سرمايه گذاران داخلي و خارجي روبه رو مي شود.
از آنجا كه ادامه زندگي شهر بدون وجود باغ ها و گلستان ها و محيط طبيعي آن ممكن نيست، شهرداري نياسر با هماهنگي استانداري و سازمان مسكن و شهرسازي استان اصفهان از ساخت و ساز غيرعرف محلي در بافت مسكوني و ساخت و سازهاي غيربومي در باغ ها، مزارع و گلستان ها جلوگيري كرده اما كماكان روزانه با فشار زيادي براي تملك و تخريب آنها روبه رو است.

● ميراث معنوي نياسر

شهر نياسر يكي از مراكز سكونتي كهن سرزمين ايران است. آثار و بقاياي بسيار همچون چارتاقي و غارنشيني و لايه زيرين آن نشانگر وجود تمدن و انجام آيين و آيين هاي كهن است. با ورود اسلام به ايران و مسلمان شدن ساكنان منطقه، برخي از آيين هاي كهن تداوم يافته يا در قالب آيين اسلامي و مذهبي نمود يافته اند.
آيين منطقه نياسر آميخته با ميراث گرانبهاي باستان و اعتقادات مذهبي است. در سرزمين خداپرستاني كه پرستش خداوند را به پيامبري زرتشت آغاز كرده و ايمان را با اسلام آوردن به كمال رسانده اند، آيين ها ريشه اي بس كهن دارد. در جاي جاي نياسر، در رفتار و آداب و رسوم مردم، در شادي هايشان، در جشن هايشان، در انديشيدن و ساختن و زيستن آنها و بر سر مزارهاي عزيزانشان، در همه جا مي توان ردپايي از آيين را ديد.
ميراث باستان نياسر از غار شگفت انگيز «وييس» گرفته تا چارتاقي نياسر با آيين مردمان آن عجين است. اعياد و جشن هاي ملي آنان همچون نوروز، شب يلدا، چهارشنبه سوري و سيزده بدر و اعياد مذهبي شان، مانند عيد مبعث و ۱۵ شعبان و عيد قربان و...
آيين سوگواري سالار شهيدان، مراسم آييني- مذهبي قاليشويان، آيين نخل گرداني در ۲۱ رمضان و بسياري از مراسم ديگر ريشه و محتواي آييني و اعتقادي دارد و اين شاخصه هويت ملي در سرزمين ايران، همواره در بستر زمان و در پهنه مكان مردماني بوده اند كه خوب مي انديشيدند، خوب مي ساختند و خوب مي زيستند و آنگاه كه چشم فرو بسته و رخت از اين جهان برمي بستند، ميراثي ماندگار را از خويش به يادگار مي گذاشتند. آنچه امروز با عنوان ميراث فرهنگي نمود عيني و كالبدي يافته، تبلور آيين و فرهنگ مردماني است كه تفكر و پژوهش آن انسان امروزي را مسحور مي كند. هر آنچه از پيشينيان مانده سراسر رمز و راز و شگفتي است. آنچه مانده كالبدي بي جان نيست و روح حاكم بر آن، اعتقادها، باورها، سنت ها و مراسم هر جامعه است كه دست ساخته هاي آدمي همچون بسياري زمينه هاي ديگر محل تجلي آن است. بدين ترتيب حضور اين روح جانبخش را در صنايع دستي كهن مكان هاي چون نياسر نمي توان ناديده انگاشت، هرچند كه اين حضور امروزه بشدت رنگ باخته و در بسياري موارد رو به نابودي مي رود.
در كوچه پس كوچه هاي نياسركه قدم مي زنيم، شايد نخستين چيزي كه نگاه را به سوي خود مي برد، در منازل است با ۲كوبه، يكي مردانه، ديگري زنانه، براي رعايت سنت، حفظ حريم خانه، احترام به امنيت حضور زن! در كنار كوبه ها گل ميخ هاي آهني
جا خوش كرده اند، گل ميخ هايي درآمده به صورت گل هاي ۸ پر، ۱۲ پر، ۱۶ پر، ۲۴ پر كه همگي نشانگر حضور آناهيتا (الهه آب ها) از گذشته هاي دور در زندگي آدمي هستند. اين گل ها روي سنگ مزارها نيز حاضرند و گاهي نيز به شكل ظرف كوچك آب تا پرندگان بنوشند، گرچه برخي عنوان مي كنند كه اين حفره هاي كوچك محل گذاشتن شمع است. شمسه نماد خورشيد، مظهر پرستش مهرپرستان، در ميان گل هاي قالي نشان داده مي شود. پنجره هاي چوبي مشبك نيز گاه به شكل شمسه درآمده اند و شيشه هاي شفافشان، نور خورشيد را به اهل خانه پيشكش مي كنند. گشت و گذار در دنياي صنايع دستي نياسر ما را به شگفتي وامي دارد كه چگونه مراسم ها و سنت ها از اين همه سال هاي دور، راه پيموده و به اينك رسيده اند چگونه نياكان ما به باورهايشان شكل بخشيده اند و آنچه كه مي ساختند با انديشه هاي ديني و اعتقادي شان پيوند داشته است. تاريخ معماري نياسر با معماري آييني آغاز شده و با فراز و نشيب هايي تا به امروز ادامه يافته است.
يکشنبه ششم 12 1391 19:6

X